ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

دانلود مقاله تقوا

Code: #15046
تعداد صفحات
42
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه دانلود مقاله تقوا

این تحقیق برگرفته شده است از منابعی که نام آنها در ذیل تحقیق آورده شده است .

با مطالعه‌ی این منابع سعی نمودم تعریفی از تقوا و منشاء رو آوردن به تقوا و ثمرات آن و تأثیراتی که می تواند زهد و پرهیزکاری در کلیه‌ی شئونات و مراحل زندگی برای هر شخص داشته باشد تا شخص در سایه‌ی این تقوا بتواند ان‌شاء الله به سعادت و زندگی اخروی دست یابد .






لغت تقوا :
این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است ، در قرآن کریم بصورت اسمی و یا بصورت فعلی زیاد آمده است ، تقریباً به همان اندازه که از ایمان و عمل نام برده شده و یا نام نماز و زکوه آمده و بیش از آن مقدار مثلاً نام روزه ذکر شده از تقوا اسم برده شده است .

در نهج البلاغه از جمله کلماتی که زیاد روی آنها تکیه شده کلمه تقوا است ، در نهج البلاغه خطبه ای هست طولانی بنام خطبه متقین ، این خطبه را امیرالمؤمنین در جواب تقاضای کسی ایراد کرد که از او خواسته بود توصیف مجسم کننده ای از متقیان بکند ؛ امام ابتدا استنکاف کرد و بذکر سه چهار جمله اکتفا فرمود ولی آن شخص که نامش همام بن شریح بود و مردی مستعد و برافروخته بود قانع نشد و در تقاضای خود اصرار و سماجت کرد ، امیرالمؤمنین (ع) شروع بسخن کرد و با بیان بیش از صد صفت و ترسیم بیش از صد رسم از خصوصیات معنوی و مشخصات فکری و اخلاقی و عملی متقیان سخن را بپایان رسانید ، مورخین نوشته اند که پایان یافتن سخن علی همان بود و قالب تهی کردن بعد از یک فریاد همان .


مقصود اینست که این کلمه از کلمات شایع و رایج دینی است ، در میان عامه مردم هم این کلمه زیاد استعمال می شود .


این کلمه از ماده «وقی» است که بمعنای حفظ و صیانت و نگهداری است ، معنای «اتقاء» احتفاظ است .

ولی تاکنون دیده نشده که در ترجمه های فارسی این کلمه را بصورت حفظ و نگهداری ترجمه کنند ، در ترجمه های فارسی اگر این کلمه بصورت اسمی استعمال شود مثل خود کلمه «تقوا» و یا کلمه «متقین» بپرهیزکاری ترجمه می‌شود : مثلاً در ترجمه «هدی للمتقین» گفته می شود : هدایت است برای پرهیزکاران و اگر بصورت فعلی استعمال شود خصوصاً اگر فعل امر باشد و متعلقش ذکر شود بمعنای خوف و ترس ترجمه می شود مثلاً در ترجمه «اتقوالله» یا «اتقوا النار»گفته می‌شود از خدا بترسید .

البته کسی مدعی نشده که معنای تقوی ترس یا پرهیز و اجتناب است بلکه چون دیده شده لازمه صیانت خود از چیزی ترک و پرهیز است و همچنین غالباً صیانت و حفظ نفس از اموری ملازم است با ترس از آن امور چنین تصور شده که این ماده مجازاً در بعضی موارد بمعنای پرهیز و در بعضی موارد دیگر بمعنای خوف و ترس استعمال شده است .

و البته هیچ مانعی هم در کار نیست که این کلمه مجازاً بمعنای پرهیز و یا بمعنای خوف استعمال بشود ؛ اما از طرف دیگر موجب و دلیلی هم نیست که تایید کند که از این کلمه یک معنای مجازی ، مثلاً ترس یا پرهیز قصد شده‌، چه موجبی هست که بگوئیم معنای «اتقوالله» اینست که از خدا بترسید و معنای «اتقوا النار» اینست که از آتش بترسید ، بلکه معنای این گونه جمله ها این است که خود را از گزند آتش حفظ کنید و یا خود را از گزند کفر الهی محفوظ بدارید ، بنابراین ترجمه صحیح کلمه تقوا «خود نگهداری» است که همان ضبط نفس است و متقین یعنی «خود نگهداران» .

راغب در کتاب مفردات القرآن می گوید : الوقایه حفظ الشی مما یوذیه ، و التقوی جعل النفس فی وقایه مما یخاف ، هذا تحقیقه ، ثم یسمی الخوف تاره تقوی و التقوی خوفاً ، حسب تسمیه مقتضی الشی بمقتضیه و المقتضی بمقتضاه و صار التقوی فی عرف الشرع حفظ النفس مما یوثم و ذلک بترک المحظور یعنی «وقایه» عبارت است از محافظت یک چیزی از هر چه باو زیان می رساند و تقوا یعنی نفس را در وقایه قرار دادن از آنچه بیم می رود ، تحقیق مطلب اینست ، اما گاهی بقاعده استعمال لفظ مسبب در مورد سبب و استعمال لفظ سبب در مورد مسبب خوف بجای تقوا و تقوا بجای خوف استعمال می گردد .

تقوا در عرف شرع یعنی نگهداری نفس از آنچه انسان را بگناه می کشاند باینکه ممنوعات و محرمات را ترک کند .

راغب صریحاً می گوید تقوا یعنی خود را محفوظ نگاهداشتن و می گوید استعمال کلمه تقوا بمعنای خوف مجاز است و البته تصریح نمی کند که در مثل اتقوا الله معنای مجازی قصد شده و چنانکه گفتیم دلیلی نیست که تایید کند در مثل آن جمله های مجازی بکار رفته است .

چیزی که نسبه عجیب بنظر می رسد ترجمه فارسی این کلمه به «پرهیزکاری» است .

دیده نشده تاکنون احدی از اهل لغت مدعی شده باشد که این کلمه باین معنا هم استعمال شده ، چنانکه دیدیم راغب از استعمال این کلمه بمعنای خوف اسم برد ولی از استعمال این کلمه بمعنای پرهیز نام نبرد ، معلوم نیست از کجا و چه وقت و به چه جهت در ترجمه های فارسی این کلمه بمعنای پرهیزکاری ترجمه شده است؟

گمان می کنم که تنها فارسی زبانان هستند که از این کلمه مفهوم پرهیز و اجتناب درک می‌کنند ، هیچ عربی زبانی در قدیم یا جدید این مفهوم را از این کلمه درک نمی کند .

شک نیست که در عمل لازمه تقوا وصیانت نفس نسبت به چیزی ترک و اجتناب از آن چیز است اما نه اینست که معنای تقوا همان ترک و پرهیز و اجتناب باشد .

«الزهد کله بین کلمتین من القرآن : قال الله سبحانه «لکیلا تأسوا علی مافاتکم ، و لا تفرحوا بما آتاکم» و من لم یأس علی الماصی و لم یفرح بالآتی فقد أخذ الزهد بطرفیه.

(تمام زهد و پارسایی بین دو کلمه قرآن است ، خدای سبحان می فرماید :«بدانچه از دستتان می رود اندوهناک و بدانچه به دستتان می رسد شادمان نباشید» پس هر که برگذشته غم نخورد و از آینده‌ شادمان نباشد ، دو طرف زهد را دریافته است.) امام علی امام خمینی (ره) در بیان تقوی می فرمایند : بدان که تقوی از «وقایه» به معنای «نگاهداری» است و در عرف و لسان اخبار ، عبارت است از حفظ نفس از مخالفت او امر و نواهی حق و متابعت رضای او ، و بسیار استعمال شود در حفظ بلیغ و نگاهداری کامل نفس از وقوع در محظورات به ترک مشتبهات ، و باید دانست که تقوی گرچه از مدارج کمال و مقامات نیست ولی بی آن نیز حصول مقامی امکان ندارد، زیرا که مادامی که نفس ملوث به لوث محرمات است ، داخل در باب انسانیت و سالک طریق آن نیست و مادامی که تابع لذایذ نفسانیه است و حلاوت لذایذ در کام اوست ، اول مقام کمالات انسانیه برای او رخ ندهد ، و تا حب و علاقه به دنیا در قلب او باقی است به مقام متوسطین و زاهدین نرسد ، و تا حب نفس در کامن ذات اوست، به مقام مخلصین و محبین نایل نگردد ، و تاکثرات ملک و ملکوت در قلب او ظاهر است ، به مقام مجذوبین نرسد ، و تاکثرات اسماء در باطن ذات او متجلی است ، به فنای کلی نایل نگردد ، و تا قلب التفات به مقامات دارد ، به مقام کمال فنا نرسد ، و تا تلوین در کار است ، به مقام تمکین نرسد ، پس تقوای عامه از محرمات است و خاصه از مشتهیات ، و زاهدان از علاقه به دنیا و مخلصان از حب نفس ، و مجذوبان از ظهور کثرات انفعالی ، و فانیان از کثرات اسمائی ، و واصلان از توجه به فنا ، و متمکنان از قلوینات .

ترس از خدا : ضمناً بمناسبت اینکه از خوف خدا ذکری بمیان آمد این نکته را یادآور کنم .

ممکن است این سوال برای بعضی مطرح شود که ترس از خدا یعنی چه ؟

مگر خداوند یک چیز موحش و ترس آوری است ؟

خداوند کمال مطلق و شایسته ترین موضوعی است که انسان باو محبت بورزد و او را دوست داشته باشد ، پس چرا انسان از خدا بترسد؟

در جواب این سوال می گوئیم مطلب همینطور است ، ذات خداوند موجب ترس و وحشت نیست .

اما اینکه می گویند از خدا باید ترسید یعنی از قانون عدل الهی باید ترسید ، در دعا وارد است یا من لایرجی الا فضله و لایخاف الا عدله ، ای کسی که امیدواری باو امیدواری بفضل و احسان او است و ترس از او ترس از عدالت او است‌، ایضاً در دعا است : جللت ان یخاف منک الا العدل و ان برجی منک الالاحسان و الفضل ، یعنی تو منزهی از اینکه از تو ترسی باشد جز از ناحیه عدالتت و از اینکه از از تو جز امید نیکی و بخشندگی توان داشت .

عدالت هم بنوبه خود امر موحش و ترس آوری نیست ، انسان که از عدالت می ترسد در حقیقت از خودش می ترسد که در گذشته خطاکاری کرده و یا می ترسد که در آینده از حدود خود بحقوق دیگران تجاوز کند .

لهذا در مسئله خوف و رجا که مومن باید همیشه هم امیدوار باشد و هم خائف ، هم خوشبین باشد و هم نگران ، مقصود اینست که مومن همواره باید نسبت بطغیان نفس اماره و تمایلات سرکش خود خائف باشد که زمام را از کف عقل و ایمان نگیرد و نسبت بذات خداوند اعتماد و اطمینان و امیدواری داشته باشد که همواره باو مدد خواهد کرد .

علی ابن الحسین سلام الله علیه در دعای معروف ابوحمزه می فرماید : مولای اذا رایت ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت .

یعنی هر گاه بخطاهای خودم متوجه می شوم ترس و هراس مرا می گیرد و چون بکرم و به جود تو نظر می افکنم امیدواری پیدا می کنم .

این نکته ای بود که لازم می دانستن ضمناً و استطراداً گفته شود .

«الصلاه قربان کل تقی.

(نماز هر شخص پرهیزگاری را به خدا نزدیک می سازد) .

امام علی (ع) معنا و حقیقت تقوا : از آنچه در اطراف لغت تقوا گفته شد تا اندازه ای می توان معنا و حقیقت تقوا را از نظر اسلام دانست ولی لازم است بموارد استعمال این کلمه در آثار دینی و اسلامی بیشتر توجه شود تا روشن گردد که تقوا یعنی چه؟

،مقدمه ای ذکر می کنم : انسان اگر بخواهد در زندگی اصولی داشته باشد و از آن اصول پیروی کند ، خواه آنکه آن اصول از دین و مذهب گرفته شده باشد ، یا از منبع دیگری ، ناچار باید یک خط مشی معینی داشته باشد‌، هرج و مرج بر کارهایش حکمفرما نباشد .

لازمه خط مشی معین داشتن و اهل مسلک و مرام و عقیده بودن این است که بسوی یک هدف و یک جهت حرکت کند و از اموری که با هوا و هوس های آنی او موافق است اما با هدف او و اصولی که اتخاذ کرده منافات دارد خود را «نگهداری» کند .

بنابراین تقوا بمعنای عام کلمه لازمه زندگی هر فردی است که می خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی کند و از اصول معینی پیروی نماید .

تقوای دینی و الهی یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از نظر دین و اصولی که دین در زندگی معین کرده خطا و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده ، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود .

چیزی که هست حفظ و صیانت خود از گناه که نامش تقوا است بدو شکل و دو صورت ممکن است صورت بگیرد ، و بتعبیر دیگر ما دو نوع تقوا می توانیم داشته باشیم : تقوائی که ضعف است و تقوائی که قوت است .

نوع اول اینکه انسان برای اینکه خود رتا از آلودگی های معاصی حفظ کند از موجبات آنها فرار کند و خود را همیشه از محیط دور نگهدارد .

شبیه کسی که برای رعایت حفظ الصحه خود کوشش می کند خود را از محیط مرض و میکروب و از موجبات انتقال بیماری دور نگهدارد ، سعی می کند مثلاً بمحیط مالاریا خیز نزدیک نشود ، با کسانیکه بنوعی از بیماریهای واگیردار مبتلا هستند معاشرت نکند .

نوع دوم اینکه روح خود حالت و قوتی بوجود می آورد که باو مصونیت روحی و اخلاقی می دهد که اگر فرضاً در محیطی قرار بگیرد که وسائل و موجبات گناه و معصیت فراهم باشد

فهرست دانلود مقاله تقوا

تگ‌ها