دانلود مقاله غدیر از گلوى شقایق

  • Code: # 15607

  • تعداد صفحات: 23
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله غدیر از گلوى شقایق

    با اینکه بیشتر مسلمانان صحت‏حدیث غدیر و اعلام ولایت امیرمؤمنان على - علیه السلام - را پذیرفته‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنین مى‏پرسند: اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان - علیه السلام - براى اثبات حقانیت‏خود هرگز از آن بهره نگرفت؟

    در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏دهنده این حقیقت است که یا واقعه‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت‏حضرت دلالت نداشته است.


    در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم که در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد; علاوه بر این، این ادعا که امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت‏خود به حدیث غدیر استناد نکرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوینده آن است.


    بررسى اجمالى کتابهاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد که حضرت على(ع) بیش از 22 بار پیرامون غدیر و استشهاد به آن سخن گفته است.

    هر چند این موارد در حوصله این مقاله نمى‏گنجد و نیازمند رصت‏بیشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقیه موارد تنها به ذکر منابع بسنده مى‏کنیم.


    در مسجد پیامبر(ص)
    1.

    برابر آنچه از منابع تاریخى به دست مى‏آید اولین موردى که حضرت على - علیه السلام - حدیث غدیر را مطرح فرمود، بعد از رحلت پیامبر اکرم - صلى الله علیه و آله - بود.

    وقتى حضرت را براى بیعت‏به مسجد آوردند، آن بزرگوار با بیان حقانیت‏خود خلافت مسلمین را از آن خویش دانست و از بیعت امتناع کرد.

    بشیر بن‏سعد انصارى برخاست و گفت: اى ابوالحسن، اگر انصار قبل از بیعت‏با ابوبکر این کلام را مى‏شنیدند، حتى دو نفر در باره بیعت‏با شما اختلاف نمى‏کردند.

    حضرت در جواب فرمود:
    «یا هؤلاء اکنت ادع رسول الله مسجى لا اواریه و اخرج انازع فى سلطانه؟

    و الله ما خفت احدا یسمو له و ینازعنا اهل البیت فیه و یستحل ما استحللتموه، و لا علمت ان رسول الله صلى الله علیه و آله ترک یوم غدیر خم لاحد حجه و لا لقائل مقالا.

    فانشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و اله یوم غدیر خم یقول: «من کنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏» ان یشهد الان بما سمع
    «یا هؤلاء اکنت ادع رسول الله مسجى لا اواریه و اخرج انازع فى سلطانه؟

    فانشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و اله یوم غدیر خم یقول: «من کنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏» ان یشهد الان بما سمع‏».

    (1) آیا باید پیکر رسول خدا(ص) را بر روى زمین رها مى‏کردم و قبل از کفن و دفن آن حضرت، در باره خلافت و جانشینى وى نزاع مى‏کردم؟

    مساله خلافت چنان روشن بود که گمان نمى‏کردم کسى در صدد دستیابى به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر(ص) درگیر شوند.

    مگر رسول خدا - صلى الله علیه و آله - در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نکرد و مگر جاى عذرى براى کسى باقى مانده بود؟

    همگان را به خدا قسم مى‏دهم، هر کس کلام پیامبر اکرم در روز غدیر خم را شنیده است که مى‏فرمود: «هر کس که من مولاى او هستم اینک على مولاى اوست.

    خداوندا، هر کس على را دوست دارد دوست‏بدار و آن که على را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر کس على را یارى کند یارى کن، و هر که على را خوار کند، خوار ساز.» برخیزد و شهادت دهد.

    زید بن‏ارقم مى‏گوید: بعد از این سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهى دادند.

    اما من، با آنکه این گفتار را از زبان رسول الله - صلى الله علیه و آله - شنیده بودم، از اداى شهادت خوددارى کردم و بر اثر همین امر و نفرین حضرت بینایى‏ام را از دست دادم.

    در خطبه وسیله 2.

    هفت روز پس از وفات پیامبر اکرم(ص)، امیرمؤمنان - علیه السلام - در مدینه خطبه‏اى بسیار بلند ایراد فرمود که به خطبه وسیله معروف شد.

    حضرت در آن خطبه به واقعه غدیر خم و نزول آیه اکمال دین در آن روز تصریح مى‏کند.

    ثقه‏الاسلام کلینى، در روضه کافى، خطبه وسیله را نقل کرده است.

    در بخشى از آن چنین مى‏خوانیم: «...

    و قوله صلى الله علیه و اله حین تکلمت طائفه فقالت: نحن موالى‏غ‏رسول‏الله(ص) فخرج رسول الله صلى الله علیه و آله الى حجه الوداع ثم صار الى غدیر خم، فامر فاصلح له شبه المنبر ثم علاه و اخذ بعضدى حتى رئى بیاض ابطیه رافعا صوته قائلا فى محفله: «من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏» فکانت على ولایتى ولایه الله و على عداوتى عداوه الله.

    و انزل الله عزو جل فى ذلک الیوم: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا (2) فکانت ولایتى کمال الدین و رضا الرب جل ذکره...» (3) [در اواخر عمر پیامبر اکرم(ص)،]، وقتى گروهى گفتند: ما بعد از پیامبر رهبران مردم هستیم، رسول خدا(ص) براى حجه‏الوداع از مدینه خارج شد و پس از اعمال حج‏به وادى غدیر خم شتافت، فرمان داد چیزى مانند منبر برایش آماده کردند.

    سپس بالاى آن رفت، و بازوى مرا گرفت و بلند کرد، به گونه‏اى که سفیدى زیر شانه‏هایش دیده شد.

    آنگاه با آواز بلند فرمود: هر کس که من مولاى او هستم على مولاى اوست.

    خدایا، دوستش را دوست‏بدار و دشمنش را دشمن شمار.

    پس ولایت من معیار ولایت‏خدا و دشمنى با من میعار دشمنى با خدا شد; و خداوند در همان روز این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را کامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم.

    پس ولایت من کمال دین و رضایت پروردگار جل ذکره شد.

    ...

    در شوراى شش‏نفره 3.

    در شوراى منتخب خلیفه دوم براى تعیین خلیفه، که امیرمؤمنان - علیه السلام - نیز در شمار آنان جاى داشت، استدلالهاى فراوانى از حضرت نقل شده که در کتابهاى تاریخ و حدیث‏به «حدیث الانشاد» یا «حدیث المناشده‏» معروف است.

    امام(ع) در یک از استدلالهاى خود به حدیث غدیر خم استناد کرده است.

    ابن‏مغازلى شافعى (متوفاى‏483)، در کتاب المناقب،سخن على(ع) را چنین نقل مى‏کند: «فانشدکم بالله، هل فیکم احد قال له رسول الله صلى الله علیه و آله: «من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، لیبلغ الشاهد منکم الغائب‏» غیرى؟

    (4) قالوا: اللهم لا.» شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در جمع شما غیر از من کسى هست که پیامبر در باره او فرموده باشد: «هر کس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا، دوستدارش را دوست‏بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران باید این مطلب را به غائبان برسانند؟

    اعضاى شورا گفتند: به خدا سوگند، نه‏».

    در روزگار عثمان 4.

    در ایام خلافت عثمان جمعى از مهاجران و انصار در مسجد النبى - صلى الله علیه و اله - گرد آمده، پیرامون فضایل و سوابق قریش و انصار سخن مى‏گفتند و از سخنان پیامبر اکرم(ص) در باره قریش و انصار بهره مى‏جستند.

    حضرت على - علیه السلام - نیز در این مجلس حضور داشت و به سخنان آنان گوش مى‏داد.

    گروهى از حضرت خواستند که او نیز سخنى بگوید.

    حضرت پاره‏اى از سوابق و مناقبش را برشمرد و حاضران بر درستى گفتارش گواهى دادند.

    آنگاه امام به حدیث غدیر اشاره کرد و فرمود: «افتقرون ان رسول الله صلى الله علیه و آله دعانى یوم غدیر خم فنادى لى بالولایه ثم قال: لیبلغ الشاهد منکم الغائب؟

    »قالوا: اللهم نعم.

    (5) آیا قبول دارید که رسول خدا - صلى الله علیه و آله - در روز غدیر خم مرا خواست، ولایتم را به مردم ابلاغ کرد و فرمود حاضران باید این مطلب را غایبان برسانند؟

    حاضران گفتند: آرى.

    در میدان جنگ جمل 5.

    قبل از شروع جنگ جمل، حضرت براى اتمام حجتى دیگر به طلحه پیام داد تا با وى دیدار کند.

    طلحه نیز پذیرفت و به حضور امیرمؤمنان - علیه السلام - شتافت.

    حضرت به وى فرمود: «نشدتک الله هل سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول: «من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏»؟

    قال: نعم.

    قال - علیه السلام - «فلم تقاتلنى؟» قال: لم اذکر.

    (6) تو را به خدا سوگند مى‏دهم، آیا شنیدى که رسول الله - صلى الله علیه و آله - مى‏فرمود: «هر کس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا هر کس او را دوست دارد دوست‏بدار و هر کس ا او دشمنى مى‏کند دشمن بدار؟»طلحه گفت: آرى شنیده‏ام: حضرت فرمود: پس چرا با من مى‏جنگى؟

    طلحه جواب داد: فراموش کرده بودم.

    در صحنه صفین 6.

    در جنگ صفین، هنگامى که فرستاده‏هاى معاویه به حضور امیرمؤمنان - علیه اسلام - رسیدند تا به اصطلاح بین حضرت و معاویه صلح برقرار سازند، حضرت خطبه‏اى ایراد کرد و فرمود: «انشد کم الله فى قول الله: (یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منکم) (7) و قوله: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون) (8) ثم قال: (و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجه)، (9) فقال الناس: یا رسول الله، اخاص لبعض المؤمنین ام عام لجمیعهم؟

    فامر الله عز و جل رسوله ان یعلمهم فیمن نزلت الایات و ان یفسر لهم من الولایه ما فسر لهم من صلاتهم و صیامهم و زکاتهم و حجهم.

    فنصبنى بغدیر خم و قال: «ان الله ارسلنى برساله ضاق بها صدرى و ظننت ان الناس مکذبونى، فاوعدنى لابلغنها او یغذبنى، قم یا على‏» ثم نادى بالصلاه جامعه فصلى بهم الظهر ثم قال: «ایها الناس، ان الله مولاى و انا مولى المؤمنین و اولى بهم من انفسهم، الا من کنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فقام الیه سلمان الفارسى فقال: یا رسول الله ولاءه کما ذا؟

    فقال: «ولاءه کولایتى، من کنت اولى به من نفسه فعلى اولى به من نفسه.» و انزل الله تبارک و تعالى: (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتى و رضیت لکم الاسلام دینا) (10) ...» (11) شما را به خدا سوگند مى‏دهم، در باره این آیات: «اى مؤمنان، از خدا و پیامبر و صاحبان امر خود پیروى کنید;» «صاحب اختیار و ولى شما خدا و پیامبرش و کسى است که نماز را به پا داشته، در حال رکوع زکات مى‏دهد» و «غیر از خدا، پیامبر و مؤمنان را دوست صمیمى به شمار نیاوردید.» مردم از رسول خدا(ص) سؤال کردند: آیا مراد از «مؤمنان‏» در این آیات بعضى از آنهاست‏یا همه آنان را شامل مى‏شود؟

    خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنان بفهماند که این آیات در باره چه کسى نازل شده است و ولایت را براى آنها تفسیر کند چنانکه نماز، روزه، زکات و حج را تفسیر کرد.

    پیامبر(ص)، براى امتثال امر خدا، در غدیر خم مرا به خلافت منصوب کرد و فرمود: «خداوند مرا به رسالتى فرستاده است که سینه‏ام از آن به فشار آمده، گمان مى‏کنم مردم مرا تکذیب خواهند کرد; ولى خداوند مرا تهدید کرد و فرمود: این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب مى‏کند.

    اى على برخیز».

    سپس مردم را براى نماز جماعت فرا خواند، و نماز ظهر را با آنان خواند و فرمود: اى مردم، خداوند مولاى من است، من مولاى مؤمنینم و اختیارم بر مؤمنین از خود آنان بیشتر است، بدانید هر که من مولاى او هستم على مولاى اوست.

    خداوندا، هر که على را دوست دارد دوست‏بدار و آن که على را دشمن دارد دشمن بدار، هر کس على را یارى کند یارى کن و هر که على را یارى نکند خوار کن.

    در اینجا سلمان فارسى برخاست و گفت: یا رسول الله، ولایت و اختیار او بر مردم چگونه است؟

  • فهرست دانلود مقاله غدیر از گلوى شقایق

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت