ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

دانلود مقاله اضطراب

Code: #9298
تعداد صفحات
27
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه دانلود مقاله اضطراب

اول باید بدانیم اضطراب چیست .

از خودتان بپرسید : آیا اغلب ناراحت هستید و نمی توانید آرام شوید ؟

آیا عصبی هستید و لرزش دارید ؟

آیا مشکل خواب دارید ؟

آیا فکر می کنید خیلی تحت فشار هستید ؟

آیا غالبا بیقرار هستید و نمی توانید سر جایتان بنشینید ؟

آیا فکر می کنید حل مشکلات تان از توان شما خارج است ؟

پاسخ آری به هر یک از این سوال ها به منزله ی مضطرب بودن شماست .

اگر پاسخ سوال 4 آری باشد احتمال ابتلا به فشار خون دو برابر می شود .

یک فهرست کوچک از علایم به این قرار است : 1- واکنش جسمانی : گرفتگی یا درد عضله ، تیک ( مثل پرش پلک ) لرزش دست ، بیقراری ، دست زدن مداوم به قسمتی از بدن ، صاف کردن صدا ، سرماخوردگی مکرر ، درد ، ناراحتی معده ، تعریق ، خارش ، سیخ نشستن ، محکم گرفتن هر چیز ، حساسیت به صدا ، سردرد ، بالا بودن فشار خون ، زخم معده ، ناراحتی قلبی ، ورم روده ، بواسیر ، دانه های قرمز پوستی ، اسهال و تکرر ادرار .

2- علایم رفتاری و احساسی : فعالیت بیش از حد ، تند راه رفتن ، تند حرف زدن ، عجله داشتن ، عصبانیت از تاخیر ، برافروختگی ، اجتناب از مردم ، ناخن جویدن ، سیگار کشیدن ، پرخوری ، حافظه ی ضعیف ، گیجی ، حواس پرتی ، نگرانی شدید ، مشغولیت ذهنی به یک موضوع خاص ، گریه ، وسواس ، احساسات انفجاری ، خواب های وحشتناک و غیره .

3- خستگی و بیحالی : بی علاقگی ، ضعف ، تلویزیون نگاه کردن و خوابیدن ، پرخوابی ، بی خوابی ، آه کشیدن و آهسته کار کردن .

4- مشغولیت ذهنی : با یک نفر یا در یک موقعیت خاص ، کنجکاوی شدید در علت رفتار دیگران ، وسواس ، احساسات غیر قابل توقف ( دلتنگی ، عصبانیت ، حسادت ، احساس گناه و غیره ) ، واکنش های انفجاری ، بی خوابی و خواب های بد ، درد و بقیه ی احساسات نامطلوب .

طبیعتا هیچکس همه ی این علامت ها را یکجا ندارد و داشتن فقط چند علامت هم هیچ معنایی ندارد .

اما داشتن یک علامت به شکل شدید به معنی اضطراب است .

حدود 100 تست برای سنجش اضطراب وجود دارد .

در یکی از بهترین تست ها از شما سوال می شود چقدر نگران زمان هستید ؟

چقدر از دیر رسیدن بدتان می آید ؟

چقدر از منتظر ماندن متنفر هستید ؟

چقدر هنگام فشار ، آرامش خود را از دست می دهید ؟

چقدر از اشتباهات دیگران عصبانی می شوید ؟

با صدای بلند حرف می زنید ؛ احساس رقابت دارید ؛ عجله دارید ؛ هنگام بیکاری احساس گناه می کنید و غیره .

اگر غالبا این طور هستید ، شخصیت شما از نوع « آ » است .

اضطراب ، واکنش پیچیده ای است که اجزای احساسی ، رفتاری ، فکری و جسمی دارد ولی می شود آن را اندازه گرفت .

ولی : ( 1 ) هر کسی واکنش های خاص خودش را نشان می دهد ؛ شاید یک نفر ناراحتی معده داشته باشد اما تپش قلب نداشته باشد و بالعکس .

( 2 ) هر کس به تست یک جور پاسخ می دهد ؛ یک نفر خودش را مضطرب می داند اما یک نفر دیگر با همین وضعیت خود را مضطرب نمی داند ( 3 ) وسعت مفهوم اضطراب آن چنان زیاد و مبهم است که هیچگاه نمی شود آن را به دقت ارزیابی کرد .

« من مضطربم ، یعنی « من مشکلی دارم » پس باید مشکل را پیدا کرد ، باید علل احتمالی را بدانید .

موقعیت های اضطراب آور هر تغییری می تواند اضطراب ایجاد کند چون فشاری برای مقابله با موقعیت جدید ایجاد می شود .

اضطراب هزاران علت دارد .

وقتی در آن واحد با چندین موضوع درگیر هستیم مضطرب می شویم .

اگر هیچ کاری نداشته باشیم هم بی حال می شویم .

استرس خوب وبد که یادتان هست .

با چند استرس بد آشنا شویم : 1- مرگ همسر ( 100 % ) ، طلاق ( 70 % ) ، بیماری وخیم ( 50 % ) ، اخراج از محل کار ( 50 % ) ، تغییر شغل ( 40 % ) ، مشجاره با همسر ( 35 % ) ، و ...

حالا با چند خوب آشنا شوید : ازدواج ( 50 % ) ، رجوع پس از طلاق ( 45 % ) ، بازنشستگی ( 45 % ) ، بچه دار شدن ( 40 % ) ، خانه خریدن ( 30 % ) ، موفقیت غیر منتظره ( 30 % ) ، فارغ التحصیلی ( 30 % ) ، دوست پیدا کردن ( 20 % ) ، و مسافرت ( 10 % ) ، و هر چقدر این استرس ها بیشتر باشد احتمال بیمار شدن بالاتر می رود .

امروزه پیشرفت فناوری چنان سرعت تغییرات را بالا برده که هیچ کس از پس کنترل این سیل اطلاعات و قدرت انتخاب بر نمی آید .

جامعه چنان در حال تغییر است که کمتر رابطه ای مستحکم می ماند و همه چیز یک بار مصرف شده است حتی عشق .

می گذاریم و می گذریم .

حتی تغییرات آهسته هم به اندازه تغییرات سریع اضطراب آور هستند راننده ای که جلوی ما آهسته می راند عصبانی مان می کند .

تغییر باعث نگرانی می شود چون جزئی از خود را پشت سر می گذاریم و یک چیز آشنا را که برایمان معنایی داشت از دست می دهیم .

از این هم که شاید با این تغییر به نتیجه نرسیم می ترسیم .

بد ون شک همه در برابر تغییر مقاومت می کنند ، البته نیرویی درونی در برابر این مقاومت می ایستد ، زیرا همه دنبال بهتر شدن هستند .

غلبه بر اضطراب حاصل از تغییر ، وجه جدیدی از بلوغ است .

شما در چه حال هستید ؟

دوست دار آسایش هستید یا تغییر ؟

دانستن این سوال اهمیت ویژه ای دارد .

جرو بحث های روز مره اضطراب تولید می کند جر و بحث های کوچک ، بیش از حوادث مهم سبب نگرانی می شوند و نهایتا مشکلات جسمی و روانی تولید می کنند .

اضطراب می تواند مولود تنشی کوچک اما مداوم مثل تنهایی و بی میلی یا حوادث دردناک بزرگ باشد .

حتی یک حادثه کوچک غیر متقربه مثل یک مهمان ناخوانده هم می تواند مولد اضطراب باشد .

پس هر حادثه ای چه بزرگ و چه کوچک می تواند مادر اضطراب باشد .

سلامت ، حاصل غلبه بر هیجان ها است نه نتیجه هیجان ها .

نمی شود جلوی اضطراب را گرفت اما می توان بر آن غلبه کرد .

ناکامی ، خطر و تضاد از عوامل ایجاد اضطراب هستند عوامل مولد اضطراب می توانند واقعی یا خیالی ، جدید یا قدیمی باشند .

ناکامی درد کهنه ای است که هر کسی را می آزارد .

خطر چیزی است که انتظار وقوع آن در آینده می رود .

البته شاید این انتظار آری از حقیقت باشد اما به هر طریق سبب نگرانی می شود .

یکی از مشکلات رایج آدم ها این است که آرزوها ، نیازها و تمایلات شان آنها را به جهات متفاوتی می کشاند و این یعنی تضاد .

تضاد پنج نوع است : 1- یک چیز را هم می خواهیم .

هم نمی خواهیم : انواع وسوسه از این دست هستند مثل شیرینی که دوستش داریم اما پرهیز می کنیم .

از ظاهر یک نفر خوشمان می آید اما رفتارش مایوسمان می کند .

من دوست دارم به بچه های دبیرستانی درس بدهم اما حق التدریس این کار کم است از آن وقت هاست که : گر بیایی دهمت جان ، ور نیایی کشدم غم من که بایست بمیرم ، چه بیایی چه نیایی حال اگر جاذبه موضوعی بیش از دافعه اش باشد به آن نزدیک می شویم و اگر دافعه بیش از جاذبه باشد از آن دور می شویم .

یعنی به نحوی درگیر هستیم .

مثل وقتی که شیفته یک نفر هستیم اما می ترسیم روی خوش نشان ندهد ، دلمان می خواهد جلو برویم و خواسته مان را بگوییم اما تا نزدیک می شویم ، یخ می کنیم و پا به فرار می گذاریم .

اما باز هم جلو می رویم و این قصه تکرار می شود .

این کشمکش غالبا مدتی طولانی ادامه می یابد .

نکته : ناکامی به نوعی مشابه این تضاد است با این تفاوت که در ناکامی مانعی سر راه است و در این نوع تضاد خصوصیات منفی هدف ، ما را دور می کند .

مثال : حقوق ناکافی باعث میشود رغبتی به یک شغل نداشته باشیم ؛ این تضاد است اما اگر استخدام در شغل دیگری میسر نباشد تبدیل به ناکامی می شود .

سن ، جنسیت ، نداشتن پول ، توانایی و انگیزه از عوامل شایع ناکافی هستند .

یک نوجوان دوره طغیان و اضطراب را پشت سر می گذارد .

در اوان نوجوانی همه او را بچه می دانند .

هیچکس به یک زن جوان کارهای یک مرد جوان را نمی دهد .

همه وقتی 16 ساله هستند بیش از هر وقت دیگری دوست دارند یک اتومبیل اسپرت داشته باشند ولی پولش را ندارند .

خیلی ها دلشان می خواهد خواننده بشوند اما صدای خوبی ندارند .

به این ترتیب ناکامی های آدمیزاد انتها ندارد .

2- همزمان از دو چیز خوشمان می آید اما داشتن هر دو محال است : این تضاد به راحتی برطرف می شود ، به این شکل که یکی را انتخاب می کنیم ، اما بعضی ها به محض انتخاب پشیمان می شوند .

بعضی ها آن را که خطر کمتری دارد یا نتیجه ی تضمینی دارد انتخاب می کنند و عده ای همین تصمیم را با تردید می گیرند .

به هر شکل این انتخاب اضطراب آور است .

حتی وقتی با کسی که عاشقش هستیم ازدواج می کنیم اضطراب داریم .

به هر حال هر کسی در راه رسیدن به هدفش تا اندازه ای اضطراب دارد .

3- می توانیم چند چیز را انتخاب کنیم اما هیچکدام را دوست نداریم : دو سر ، سوخت است .

مثال : یا باید یک کتاب قطور را تا صبح بخوانیم یا فردا امتحان را خراب کنیم .

خانمی باردار است ، بچه نمی خواهد اما سقط را هم گناه می داند .

کسی با شوهرش رابطه ی بسیار آآ آآبدی دارد اما طلاق هم نمی خواهد .

شخصی همیشه با پدر و مادرش دعوا دارد اما نمی خواهد از آنها جدا شود .

اکثر آدمها در چنین موقعیتی فرار را انتخاب می کنند .

فرار از مشکل فقط وضع را خرابتر می کند ، اما گاهی فرار هم یک انتخاب منطقی است .

مثلا طلاق بهترین راه حل در برابر یک ازدواج شکست خورده است .

4- راه های متعددی جلو پایمال است که هر کدام خوبی ها و بدی هایی دارند : می شود گفت که دنیا کلا همین جور است .

سینما یک فیلم جالب را نمایش می دهد اما فردا امتحان دارید .

خیلی درس دارید اما حالش را ندارید .

شاید بتوانید فرد مورد علاقه تان را در پیتزفروشی ببینید اما پیتزا چاق می کند .

.

شغل خوبی پیدا کرده اید اما باید به خاطر آن ، درس را رها کنید .

می بینید هر کدام خوبی ها و بدی هایی دارند و شما فقط چند دقیقه وقت دارید تا تصمیم بگیرید .

5- می شود پرهیز کرد اما نمی توانید : به محض این که به مورد ، نزدیک می شوید نمی توانید جلو خودتان را بگیرید .

اکثر احساسات از این دست هستند .

از خیلی چیزهایی که پرهیز می کنیم وقتی به آنها نزدیک می شویم می فهمیم که دوستشان داریم .

بقیه ی عوامل درونی و بیرونی تولید اضطراب عوامل بیرونی سرو صدا ، هوای آلوده ، تاریکی ، ازدحام ، روابط نامطلوب ، تغییرات زندگی ، مسئولیت کم یا زیاد و قانون .

عوامل درونی غذای نامناسب ، کم تحرکی ، فشار جسمی ، عقب ماندن از دیگران ، متضاد دیدن یا جدی گرفتن همه چیز ، ناکامی جنسی ، کم رنگ بودن جاذبه ی زندگی و این که وقت چندانی صرف خود نکنیم .

هر احساس می تواند مادریک احساس دیگر باشد .

بعضی احساسات مثل دو قلوهای به هم چسبیده هستند .

مثلا اضطراب وافسردگی ، پس هز وقت یکی از این ها به سراغتان آمد منتظر بعدی هم باشید .

گاهی یک احساس چنان نامطلوب است که آن را انکار می کنیم ، مثل عصبانیت اما خودمان می دانیم که هست چون اذیتمان می کند .

در چنین حالتی کاهش ظاهری ناراحتی مشکلی راه حل نمی کند ، باید آن را اساسا اصلاح کرد .

البته اینها که گفتیم همه ی علت های ایجاد اضطراب را شامل نمی شود .

مثلا یادم رفت بگوییم انتظارات

فهرست دانلود مقاله اضطراب

فهرست:

ندارد.


منبع:

ندارد.

تگ‌ها