دانلود تحقیق نگاهی به اقسام زیبایی و روابط آن با عشق

  • Code: # 10634

  • تعداد صفحات: 7
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: فلسفه - اخلاق
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق نگاهی به اقسام زیبایی و روابط آن با عشق

    جمال و زیبایی از یک طرف و جاذبه از طرف دیگر، عشق و طلب از طرف دیگر، حرکت از طرف دیگر، ستایش از طرف دیگر، اینها حقایقی هستند که با یکدیگر توأمند، یعنی آنجا که زیبایی وجود پیدا می کند یک نیروی جاذبه ای هم هست.

    زیبا جاذبه دارد.

    آنجا که زیبایی وجود دارد، عشق و طلب در یک موجود دیگر وجود دارد، حرکت و جنبش وجود دارد، یعنی خود زیبایی موجب حرکت و جنبش است.

    حتی به عقیده فلاسفه الهی تمام حرکتهایی که در این عالم است حتی حرکت جوهریه و اساس که تمام قافله عالم طبیعت را به صورت یک واحد جنبش و حرکت درآورده است، مولود عشق است: «کتحریک المعشوق للعاشق و تحریک المعلل للمتعلل»؛ مانند به حرکت درآوردن معشوق عاشق را و به حرکت درآوردن علت معلول را.

    چنین چیزی می گویند.

    در این زمینه سخن بسیار است.

    به هر حال هر جا که زیبایی هست جاذبه وجود دارد، عشق و طلب وجود دارد، حرکت و جنبش وجود دارد، ستایش و تقدیس وجود دارد، زیبایی به دنبال خود ستایش و تقدیس می آورد.

    عده ای می گویند: بر خلاف آنچه انسانها خیال می کنند که زیبایی عشق می آفریند، برعکس است: عشق، زیبایی می آفریند یعنی اول زیبایی وجود ندارد که بعد در اثر زیبایی عشق ایجاد شود، اول عشق وجود پیدا می کند و بعد عشق زیبایی را خلق می کند.

    البته این یک نظر افراطی است و نمی شود وجود زیبایی را در خارج به کلی انکار نمود.

    حال ، آیا زیبایی منحصر است به زیبایی یک انسان ، آن هم زیباییهایی‏ که دو جنس مخالف انسان از یکدیگر درک می‏کنند خصوصا در جنس زن ؟

    و وقتی می‏گویند زیبا " یعنی مثلا اندام و چهره یک زن زیبا ؟

    و دیگر غیر از این در عالم ، زیبایی وجود ندارد ؟

    افرادی که از زیبایی چیز درستی‏ درک نمی‏کنند این جور خیال می‏کنند نه ، در طبیعت هزاران نوع زیبایی وجود دارد ، در جمادات ، نباتات و حیوانات ، در آسمان ، زمین و دریاها .

    کیست که زیبایی را در گلها درک نکند ؟

    خیلی افراد شاید از گل فقط بوی خوش را درک می‏کنند ، در صورتی که آنهایی که چشمشان زیبایی‏ را درک می‏کند ، در گل ، زیبایی را بیش از بوی خوش درک می‏کنند یعنی‏ برایش بیشتر اهمیت قائل هستند زیبایی گلها ، زیبایی درختها ، زیبایی‏ جنگلها ، زیبایی دریاها ، زیبایی کوهها ، زیبایی آسمانی که بالای سر انسان‏ است ، زیبایی افق ، زیبایی سپیده دم ، زیبایی طلوع آفتاب ، زیبایی‏ غروب آفتاب ، زیبایی شفق ، هزاران نوع زیبایی و جمال محسوس در عالم‏ طبیعت وجود دارد تمام زیباییها که منحصر به آن زیبائیی که با شهوت جنسی‏ انسان سرو کار دارد نیست آن کسی که زیبایی را منحصرا در شهوت جنسی درک‏ می‏کند ، در حقیقت اصلا زیبایی را درک نمی‏کند زیبایی تنها مربوط به غریزه‏ جنسی انسان نیست که تا می‏گویند " زیبایی " بعضی اشخاص فورا فکر می‏کنند یعنی مسائل مربوط به غریزه جنسی .

    این جور نیست .

    در خود طبیعت‏ هزاران نوع زیبایی وجود دارد تازه اینهایی که ما گفتیم ، زیباییهای مربوط به قوه باصره و چشم بود سامعه ، لامسه ، شامه و ذائقه نیز هر یک‏ زیباییهایی را درک می‏کنند ، و اساسا " خوب " در هر حسی یعنی زیبا .

    خوب " در چشم ، زیبای چشم است ، " خوب " در گوش ، زیبای گوش‏ است ، و همین طور " خوب " در لامسه ، ذائقه و شامه .

    پس این اشتباه‏ پیدا نشود که تا می‏گویند " زیبایی " افرادی که در کشان از زیبایی بسیار ضعیف است فورا توجهشان به مسائل جنسی معطوف می‏شود .

    از این بالاتر ، آیا زیبایی غیر محسوس هم داریم ؟

    زیبائیهای مطلقا محسوس را اکثریت قریب به اتفاق مردم درک می‏کنند آیا زیبایی غیر محسوس و زیبایی معنوی هم داریم ؟

    بله آن هم زیاد است حداقلش آن‏ زیباییهایی است که به قوه خیال انسان یعنی به صورتهای ذهنی انسان مربوط است زیبایی فصاحت و بلاغت در چیست ؟

    یک عبارت فصیح و بلیغ چرا انسان‏ را به سوی خودش می‏کشد و جذب می‏کند ؟

    نثر و شعر سعدی چرا انسان را جذب‏ می‏کند ؟

    حدود هفتصد سال از زمان سعدی می‏گذرد چرا آن جمله های کوتاه سعدی‏ هنوز هم در زبانها تکرار می‏شود و انسان وقتی که می‏شنود مجذوب آن می‏شود ؟

    زیبایی است که چنین می‏کند آن زیبایی چیست ؟

    آیا زیبایی لفظ است ؟

    نه ، تنها لفظ نیست ، معانی این الفاظ است البته خود لفظ هم در فصاحت‏ دخالتی دارد ولی تنها لفظ نیست معانی این الفاظ و معانی ذهنی آنچنان‏ زیبا کنار یکدیگر قرار گرفته است که روح انسان را می‏کشد به سوی خودش و جذب می‏کند و همچنین شعر حافظ و مولوی .

    آنهایی که زیباییهای خیال را درک می‏کنند گاهی آنچنان مجذوب و مسحور این شعرها می‏شوند که اصلا از خود بیخود می‏شوند .

    مرحوم ادیب پیشاوری یکی از ادبای بسیار مبرز و از بقایای حوزه های‏ علمیه قدیم بوده است وی می گوید : دوبار در عمرم خواندن‏ یک شعر مرا از هوش برد ، بیهوش شدم یک بار غزلی از حافظ را خواندم ، آنچنان تحت تأثیرش قرار گرفتم که بیهوش شدم غزل معروفی‏ است : زان یار دلنوازم شکری است یا شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این‏ حکایت ......

    زیبایی قرآن قرآن کریم نفوذ خارق العاده خودش را از چه دارد ؟

    از زیبایی و فصاحتش قرآن می‏توانست آن معنایی را که با اعماق روح انسان سرو کار دارد و به تعبیر خود قرآن " مذکر " است یعنی آنها را از درون‏ انسان بیرون می‏کشد ، با یک عبارتهای خیلی معمولی و ساده بیان بکند ، ولی‏ خدای اسلام و پیغمبر چون این کتاب معجزه باقی پیغمبر است ، حقایقش را با زیبایی خارق العاده بیان کرده است به نظر شما فصاحت قرآن تاکنون‏ چقدر اشک از مردم گرفته ؟

    !

    به تعبیر خود قرآن : « یخرون للاذقان سجدا .

    یخرون للاذقان یبکون » (سوره اسراء ، آیات 107 و .

    109) افرادی که وقتی آیات قرآن را می‏شنوند ، در حال گریه می‏افتند و سجده می‏کنند در دلهای شب ، آیات قرآن‏ چقدر اشک ازمردم گرفته است !

    در اثر این است که آن معانی در این لباس‏ بسیار زیبا ، آن حس جمال دوستی معنوی انسان را در اختیار می‏گیرد و مسخر خودش می‏کند .

    « و اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من‏ الدمع مما عرفوا من الحق »( سوره مائده ، آیه 83): ''و چون آیاتی را که به پیامبر فرستاده شده است بشنوند ، می‏بینی که اشک از دیدگانشان جاری می‏شود زیرا حقانیت آن را شناخته‏اند''.

    زیبایی سخنان علی (ع) و یا به تعبیر حضرت زینب (س) بنی امیه تمام اقطار زمین و آفاق السماء را آنچنان گرفته بودند که نامی از علی در دنیا وجود نداشته باشد و حرفی از او نباشد یک عامل اساسی برای اینکه امام علی علیه السلام) در دنیا نمرد ( عوامل‏ ظاهری طبیعی را داریم می‏گوییم ) این بود که علی سخنانی دارد در نهایت‏ زیبایی .

    " نهج البلاغه " واقعا نهج البلاغه است دشمن هم دلش می‏خواهد سخنان علی را ضبط و حفظ کند چه قدر ما داریم از فصحا و بلغای عرب ، آنها که با علی هم میانه خوبی ندارند ، که وقتی از آنان می‏پرسند تو از کجا به‏ این مقام از فصاحت رسیدی ؟

    یکی می‏گوید صد خطبه از علی حفظ داشتم بعد ذهنم جوشید که جوشید ، دیگری می‏گوید هفتاد خطبه حفظ داشتم ، و سومی‏ می‏گوید : «حفظ کلام الاصلع » عبدالحمید کاتب خیلی معروف است یک نویسنده ایرانی است در دربار آخرین خلیفه اموی معروف به مروان حمار .

    نویسنده خیلی فوق العاده‏ای است‏ که گفته‏اند : «بدأت الکتابه بعبد الحمید و ختمت بابن العمید »: .

    نویسندگی شروع شد به عبدالحمید ، و خاتمه یافت به ابن‏ العمید و یا به خاطر تقیه و یا واقعا با علی علیه السلام میانه خوبی ندارد به او گفتند تو فن نویسندگی را از کجا آموختی ؟

    گفت : حفظ کلام الاصلع حفظ کردن‏ سخنان آنکه جلوی سرش مو نداشت ، یعنی علی ( ع ) .

    دشمن هم نمی‏توانست‏ کلام علی را حفظ و ضبط نکند .

    بنابر این آن فصاحت خارق العاده علی علیه السلام یعنی آن زیبایی فوق‏ العاده سخنش که درباره آن گفته اند : «دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق‏ »از کلام خالق فروتر و از کلام مخلوق فراتر ، نگذاشت این کلمات از بین‏ برود و هنوز هم نگذاشته است و عامل فوق العاده مؤثری است پس شعر ، فصاحت ، بلاغت ، نثر عالی ، تمام اینها از مقوله زیبایی است ولی اینها زیبایی فکری است نه زیبایی حسی ، یعنی مربوط به چشم و گوش و لامسه و ذائقه و شامه نیست ، فقط و فقط مربوط به فکر انسان است.

    بنابر این زیبایی منحصر به زیباییهای مربوط به غریزه‏ جنسی نیست ، در همه محسوسات این عالم هست ، و منحصر به محسوسات این‏ عالم نیز نیست ، مربوط به معانی فکری هم هست ، یک قدم برویم بالاتر ، از این بالاتر هم وجود دارد : زیبایی معقول ، یعنی زیبائیی که فقط عقل‏ انسان آن را درک می‏کند ، نه حس انسان آن را درک می‏کند و نه قوه خیال‏ انسان ، در یک اوج و مرتبه ای بالاتر است ، و به آن می‏گویند زیبایی عقلی‏ یا حسن عقلی نقطه مقابل ، زشتی عقلی یا نازیبایی عقلی است اینجاست که‏ متکلمین اسلامی ( البته متکلمین شیعه و متکلمین معتزله نه اشاعره ) و همچنین فقهاء اسلامی ( باز فقهاء شیعه و آن گروه از فقهاء اهل تسنن که از نظر کلامی معتزلی بوده اند ) معتقدند به حسن عقلی بعضی از کارها و قبح و زشتی عقلی بعضی از کارها یعنی مدعی هستند کارهای بشر دو گونه است : بعضی‏ کارها فی حد ذاته یعنی خود کار زیبا و جمیل است ، با عظمت است ، جاذبه و کشش دارد ، حرکت ایجاد می‏کند ، عشق و علاقه ایجاد می‏کند ، ستایش آفرین است ، [ و بعضی کارها چنین نیست .

    ما پاره ای از کارهای بشر را می‏بینیم که با کارهای عادی و طبیعی او متفاوت است کارهای طبیعی و عادی بشر کارهایی است که ستایشها و آفرینها و تحسین ها را بر نمی‏انگیزد ولی پاره ای از کارهاست که شکوه و عظمت و جلال دارد ، جمال و زیبایی دارد ، در مقابل خودش تواضع و خشوع و تحسین می‏آفریند و واقعا هم این جور است کیست .

    که ببیند انسانی خود را فدای نجات جامعه خودش می‏کند ، برای خود مشقت می‏خرد که به دیگران آسایش برساند ، و تحسینش‏ نکند ؟

    قرآن کریم درباره پیغمبر اکرم می‏فرماید : « لقد جاءکم رسول من‏ انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم » (سوره توبه ، آیه .

    128).پیامبری از جنس خود شما برای شما آمده است یک خصوصیت او این است که‏ بدبختیها و " عنت " های شما ، مشقتها و ناراحتیهایی که شما گرفتارش‏ هستید و خودتان در اثر جهالت و نادانی و یا چیز دیگر درک نمی‏کنید و ناراحت نیستید بر او ناگوار است در نهایت بدبختی هستید و خودتان‏ درک نمی‏کنید ولی « عزیز علیه »( سوره توبه ، آیه .

    128) بر او ناگوار است ، او ناراحتی‏ اش را تحمل می‏کند ، او رنجش را می‏برد ، رنج ناراحتی تو را بدیهی است‏ این امر تقدیس و عظمت و شکوه دارد .

    بنابر این اسلام می‏گوید: در مکتب اخلاق ، کاری بکنید که بشر بتواند زیباییهای معنوی کارهای اخلاقی را درک کند ، زیبایی فداکاری ، زیبایی استقامت ، زیبایی انصاف دادن نسبت به دیگران درباره خود ، زیبایی گذشت ، زیبایی حلم ، زیبایی تحمل ، زیبایی جود ، زیبایی سخا را درک بکند اگر این زیباییها را درک بکند همان طور که زیباییهای حسی را درک بکنددر این صورت به سوی این اعمال جذب می‏شودمثلا وقتی یک‏ قالی زیبا را می‏بیند عاشق و شیفته اش می‏شود و آن را به قیمتی گرانتر از قیمت اصلی می‏خرد چرا ؟

    چون زیبایی‏اش را درک می‏کند کاری بکنید که مردم‏ زیباییهای مکارم اخلاقی را درک بکنند ، فکرشان در زیبایی محدود نباشد به‏ مسائلی که مربوط به امور جنسی است ، هزاران زیبایی دیگر را که در طبیعت وجود دارد ، زیبائیهایی که خیال درک‏ می‏کند احساس نماید ، و بعد برود بالاتر و اوج بگیرد ، زیباییهای کارهای‏ نیک را ، زیبایی نیک کرداری را درک بکند و در مقابل ، زشتی

  • فهرست دانلود تحقیق نگاهی به اقسام زیبایی و روابط آن با عشق

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت