دانلود مقاله سعادت مطلوب فطرىانسان

قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله سعادت مطلوب فطرىانسان

    «سعادت‏»; مطلوب فطرى انسان
    همه مردم طالب سعادت و فطرتا دنبال خوشبختى‏اند، از گرفتارى‏ها به تنگ مى‏آیند و در صدد نجات از آن‏ها برمى‏آیند.

    اما در چند زمینه با همدیگر اختلاف‏نظر دارند; یکى از آن‏ها تعیین مصداق «سعادت‏» - همان گمشده فطریشان - است.

    همه مى‏خواهند خوشبخت‏باشند و هیچ وقت دچار گرفتارى و بدبختى نشوند، اما بسیارى از آن‏ها نمى‏دانند که خوشبختى واقعى کدام است.


    بسیارى از مردم تصور مى‏کنند مطلوب‏فطرى‏آن‏هاهمین لذت‏هاى زودگذر دنیوى است.

    بنابراین، همه توان خود را صرف رسیدن به آن مى‏کنند و دنبال چیز دیگرى نمى‏روند.

    این‏ها تلاش نمى‏کنند تا دریابند سعادت واقعى کدام است.


    دسته‏اى دیگر از مردم اجمالا مى‏دانند که لذت‏هاى زودگذر لیاقت دل‏بستگى را ندارد، مى‏بینند که هر روز مردم به یک چیز دل مى‏بندند و توجهشان را صرف به دست آوردن آن مى‏کنند ولى هر قدر هم نسبت‏به چیزى علاقه‏مند بوده و از رسیدن به آن خرسند شده باشند، برایشان باقى نمى‏ماند و از بین مى‏رود، مى‏بینند که آنچه مردم‏زندگیشان را صرف به دست آوردن آن کرده بودند پایدار نمى‏ماند
    دسته‏اى دیگر از مردم اجمالا مى‏دانند که لذت‏هاى زودگذر لیاقت دل‏بستگى را ندارد، مى‏بینند که هر روز مردم به یک چیز دل مى‏بندند و توجهشان را صرف به دست آوردن آن مى‏کنند ولى هر قدر هم نسبت‏به چیزى علاقه‏مند بوده و از رسیدن به آن خرسند شده باشند، برایشان باقى نمى‏ماند و از بین مى‏رود، مى‏بینند که آنچه مردم‏زندگیشان را صرف به دست آوردن آن کرده بودند پایدار نمى‏ماند و به اصطلاح، «آنچه را نپاید دل‏بستگى را نشاید»، در مى‏یابند که آن‏ها لیاقت دل‏بستن ندارند، اما نمى‏دانند آنچه را باید دنبال کنند چیست.

    این قبیل افراد دو دسته‏اند: یک دسته کسانى‏اند که به کمک عقل و راهنمایى‏هاى افرادى که از سوى خداوند آمده‏اند هدف اصلى‏شان را مى‏شناسند و مى‏فهمند سعادت واقعى چیست; همان که در اصطلاح، از آن به «قرب خداوند» تعبیر مى‏کنیم.

    «فمنهم شقى و سعید فاما الذین سعدوا ففى الجنه خالدین فیها ما دامت السماوات و الارض.» (هود:۱۰۷) پس سعادت واقعى این است که انسان نزد خداوند از خوشبختى ابدى و بى‏نهایت‏بهره‏مند باشد.

    اما دسته دیگر وقت صرف مى‏کنند، فکر مى‏کنند، بحث مى‏کنند، اما در شرایطى قرار مى‏گیرند که موفق نمى‏شوند بفهمند، دچار شک و شبهه‏هاى واهى و وسوسه‏هاى شیطانى مى‏شوند; نه خدا را درست مى‏شناسند و نه قیامت را رست‏باور دارند; کوتاهى نمى‏کنند، اما تشخیص هم نمى‏دهند.

    کسانى که سعى مى‏کنند و راه درست را مى‏شناسند و مى‏فهمند که سعادت واقعى در قرب خدا و جوار رحمت اوست‏باید در صدد برآیند که راه صحیح را بشناسند.

    اما برخى از این افراد در این زمینه، وقت کافى نمى‏گذارند، به قدر کافى تحقیق نمى‏کنند; متوجه مى‏شوند که سعادت حقیقى در ایمان به خدا و روز جزاست، در این است که انسان نزد خداوند معزز و مقرب باشد، اما سعى نمى‏کنند که بفهمند راه آن کدام است.

    به حرف هر کس یا هر شرایطى که در جامعه حکم‏فرماست، هرچند درست نباشد، اعتماد مى‏کنند و به قدر کافى به تحقیق نمى‏پردازند.

    کسانى هم که در اطراف آن‏ها هستند، نمى‏توانند راه صحیح را به آن‏ها نشان دهند.

    البته نشناختن این دسته مراتبى دارد; برخى در مسائل فردى به شناخت کافى نمى‏رسند و برخى در مسائل اجتماعى یا سیاسى یا غیر آن.

    اما در هر صورت، برخى افراد موفق مى‏شوند به شناخت کافى برسند.

    ولى پس از این، نوبت «عمل‏» مى‏رسد; یعنى رسیدن چنین اشخاصى به سعادت مطلوبشان در گرو اینست که چه قدر در این راه پاى‏مردى نمایند، از راه صحیح منحرف نشوند و افراط و تفریط نکنند.

    برخوردارى مؤمنان از نعمت‏هاى ویژه الهى در دنیا و آخرت اگر کسانى تحقیق کردند، هدف را شناختند، به درستى هم عمل کردند، آیا ممکن است‏خداى متعال چیزى از آن‏ها کم بگذارد؟

    آیا ممکن است چیزى به صلاحشان باشد و خدا به آن‏ها ندهد، چه در دنیا و چه در آخرت؟

    محال است چنین باشد; زیرا خداوند بخیل نیست، عالم را هم آفریده تا انسان‏ها با حرکت اختیارى خودشان، راه تکامل را طى کنند و به فیوضات و رحمت‏هاى ابدى او نایل شوند و اصلا هدف الهى این است که وقتى کسى راه درست را شناخت و تمام نیرویش را صرف عمل کرد و کوتاهى ننمود خداوند درباره‏اش کوتاهى نکند.

    خداوند به کسانى که اهل عصیان و تمردند و از یاد خدا غفلت ورزیده‏اند نعمت‏هاى فراوان مى‏دهد، آیا ممکن است‏به کسانى که توانشان را صرف هدایت‏خود و عمل به دستورات خدا کرده‏اند، عنایت نکند؟

    خیر، خداوند هر چه را به نفعشان باشد، در دنیا و آخرت، به آن‏ها خواهد داد.

    از نعمت‏هاى آخرت، که هیچ تزاحمى با همدیگر ندارد، به قدرى که افراد لیاقت داشته باشند، به آن‏ها خواهد داد; «جنه عرضها کعرض السماء والارض‏» (حدید: ۲۱); بهشتى که گستره‏اش به اندازه تمام آسمان‏ها و زمین است در اختیارشان مى‏گذارد.

    هر قدر بتوانند از آن استفاده کنند مضایقه‏اى نخواهد بود; زیرا بهشت و نعمت‏هاى آن مثل این دنیا نیست که مثلا، اگر کمى غذا خوردند سیر شوند یا اگر زیاد خوردند مریض شوند.

    در آن‏جا، تزاحمى نیست.

    چنین نیست که اگر از چیزى تمتع بردند، خسته شوند یا دیگر نتوانند استفاده کنند.

    در آن جا، نه خستگى وجود دارد، نه ملالت، نه ضعف، نه درد،...

    .

    خدا مى‏داند که آن جا چه عالمى است!

    و چه نعمت‏هایى در اختیار بندگان شایسته‏اش قرار مى‏دهد!

    چنین کسانى که راه را به خوبى شناخته‏اند و به خوبى آن را پیموده‏اند، در آخرت، هیچ مشکلى ندارند و هر چه بخواهند در اختیارشان قرار مى‏گیرد حتى بیش از آنچه تصور مى‏کنند و به عقلشان مى‏رسد.

    معمولا انسان باید تصورى از چیزى داشته باشد تا آن را بخواهد.

    اما خداوند آن قدر نعمت مى‏دهد که تصورش را هم نمى‏کنند; «فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین.» (زخرف: ۷۱) در جایى هم مى‏فرماید: «لهم ما یشاؤون فیها و لدنیا مزید» (ق: ۳۵); هر چه بخواهند مى‏دهیم، بیش‏تر هم مى‏دهیم.

    اما در دنیا، خیرات و نعمت‏ها کمابیش با یکدیگر تزاحم دارد.

    نعمت‏ها هرچند حلال و مشروع هم باشد، انسان به قدر محدودمى‏توانداز آن‏ها استفاده کند، چه در خوردنى‏ها باشد، چه در نوشیدنى‏ها، چه در پوشیدنى‏ها یا دیگر نعمت‏ها.

    دنیا همه چیزش محدود است و به قدر محدود باید از آن‏ها استفاده کرد.

    اگر از حد خودش بگذرد نتیجه معکوس مى‏دهد; مثلا، اگر انسان پرخورى کند، مریض مى‏شود.

    خداوند هم وقتى مى‏خواهد در این دنیا به کسى چیزى بدهد به مقدار محدود مى‏دهد، وقتى هم نعمت‏هاى مادى و معنوى او با یکدیگر تزاحم پیدا مى‏کند، نعمتى را که برایشان اصل است‏به آن‏ها مى‏دهد.

    به همین دلیل است که گاهى بندگان شایسته در این دنیا مبتلا به گرفتارى‏هایى مى‏شوند.

    این طبیعت دنیاست که به دلیل این تزاحمات، گرفتارى‏ها ایجاد مى‏شود.

    اصلا زندگى دنیا بدون سختى ممکن نیست.

    اما قرار بر این است که بندگان شایسته خدا هر چه خواستند، خداوند در این دنیا هم به آن‏ها بدهد، مگر مصلحتى قوى‏تر در کار باشد و نعمتى با دیگرى تزاحم پیدا کند.

    بندگان خدا چیزهایى را مى‏خواهند، اما این خواست گاهى موجب محرومیت آن‏ها از چیزهاى دیگر مى‏شود.

    در چنین مواقعى، خداوند به آن‏ها چیزى مى‏دهد که به صلاحشان باشد.

    البته بندگان شایسته خدا هم کارشان را به خدا واگذار مى‏کنند و معمولا مطابق خواسته دلشان از خدا چیزى نمى‏خواهند، مى‏گویند: خدایا، هر چه را براى ما بهتر است نصیبمان کن.

    خداوند هم چنین اراده مى‏کند که به عنوان مثال، براى محفوظ ماندن آن‏ها از گرما، ابرى بفرستد تا بر سرشان سایه بیندازد یا اگر از باران روز ناراحت مى‏شوند، شب برایشان باران بفرستد.

    ولى واست‏خداوند چنین است که اگر این نعمت‏ها با یکدیگر تزاحم پیدا کرد، آن را که برایشان بهتر است عطا کند; حتى گاهى از دنیایشان کم مى‏گذارد و بر نعمت‏هاى اخرویشان مى‏افزاید و درجاتشان را بالا مى‏برد.

    پس با دلایل عقلى و برهانى، مى‏توان اثبات کرد که اگر کسانى راه صحیح را بشناسند و آن را درست‏بپیمایند، هر چه را برایشان خیر باشد خدا به آن‏ها مى‏دهد، حتى اگر به این صورت باشد که در روز گرم تابستان، ابرى بر سرشان سایه بیندازد یا اگر مریض شدند شفا پیدا کنند، مگر این‏که خداوند خیرشان را در غیر از این دیده باشد.

    در هر صورت، قرار بر این است که هیچ ناراحتى نبینند.

    سعادتمند واقعى کیست؟

    این‏ها چه کسانى‏اند؟

    آیا کسانى که مقصد را شناخته‏اند، راه رسیدن به آن را هم در میان تمام مسائل فردى و اجتماعى و دیگر جنبه‏هاى زندگیشان به خوبى شناخته‏اند و توفیق عمل داشته‏اند یهودى‏اند یا نصرانى یا بودایى یا غیر آن؟

    بر اساس عقیده ما، راه صحیح «اسلام‏» است و هر کس مسلمان باشد سعادت آخرت را به خوبى شناخته است.

    گم‏شده حقیقى انسان نزد خدا و در عالم ابدى است.

    پس مطلوب مسلمان «خدا» است.

    براى رسیدن به او نیز تنها راه «اجراى دستورات اسلام‏» است.

    بنابراین، ممکن نیست کسى مسلمان باشد، اما ضروریات اسلام را نداند.

    پس هر کس مقصد را شناخته، راه را هم کمابیش یافته است.

    چنین شخصى مستحق دریافت نعمت‏هاى بى‏منتهاى خدا در دنیا و آخرت است.

    تفاوت بهره افراد از «سعادت‏» اما مسلمانان فرقه‏هاى گوناگونى دارند.

    همیشه هم کسانى بوده‏اند که مى‏خواسته‏اند راه صحیح را بشناسند، تحقیق هم کرده‏اند، ولى موفق نشده‏اند، به خصوص در دوران ائمه اطهارعلیهم‏السلام کسانى بودند که در گوشه و کنار زندگى مى‏کردند; مى‏خواستند اسلام را دقیقا بشناسند، ولى شرایط اجتماعى آن دوران و حکومت‏هاى جابرانه مانع این کار بود.

    این دسته افراد به اندازه‏اى که شناخت پیدا کرده‏اند، مسؤولیت دارند و باید به همان مقدار عمل کنند.

    طبعا استحقاق دریافت همه‏گونه عنایتى را هم ندارند; چون تمام راه را نپیموده‏اند; در چیزهایى که نشناخته‏اند کمالاتى وجود داشته که آن‏ها به دلیل عمل نکردن، به آن‏ها دست نیافته‏اند، هرچند تقصیرى در زمینه شناخت نداشته‏اند.

    خداوند هم در همین حد پاداش آن‏ها را خواهد داد: «انا لانضیع اجر من احسن عملا.» (کهف: ۳۰) آن‏ها تقصیر نداشته‏اند; در شناخت، قصور داشته‏اند و به آنچه فهمیده‏اند عمل کرده‏اند.

    خداوند هم به همان اندازه پاداششان مى‏دهد.

    اما کسانى که مقصد را شناخته‏اند، با تلاش و کوشش خود نیز در مسیر صحیح گام نهاده‏اند و براى طى طریق، مشمول توفیق الهى شده‏اند - یعنى: شیعه اهل بیت‏علیهم‏السلام هستند - دیگر هیچ مشکلى ندارند، مگر در زمینه عمل; باید در عمل بکوشند چون هدف و راه را درست‏شناخته‏اند.

    البته این‏ها هم از لحاظ معرفت، مراتبى دارند.

    چنین نیست که هر که شیعه شد، تمام دستورات اهل بیت‏علیهم‏السلام را در همه ابعادش بشناسد، مراتب علم و معرفت افراد با یکدیگر فرق مى‏کند و ممکن است‏بعضى‏ها به شناخت کامل تمام جزئیات نرسیده باشند و بالتبع، از درک آثارش نیز محروم خواهند شد.

    هر که به شناخت کامل‏تر رسیده باشد، از آثار بیش‏ترى برخوردار خواهد شد.

    فرض ما بر این است که ما شیعیان از لحاظ شناخت کمبودى نداریم، اسلام را از شیوه اهل بیت‏علیهم‏السلام با همه ابعادش شناخته‏ایم.

    پس اگر به درستى عمل کنیم، خداوند در دنیا و آخرت، ما را غرق در نعمت‏خواهد کرد و چرا چنین نکند؟

    مگر خدا مى‏خواهد نعمت‏هایش را براى چه کسى ذخیره کند؟

    مگر بخل دارد؟

    آیا اگر به بعضى‏ها بدهد، نعمت‏هایش تمام مى‏شود؟

  • فهرست دانلود مقاله سعادت مطلوب فطرىانسان

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت