دانلود مقاله حمزه سیدالشهدا

  • Code: # 14109

  • تعداد صفحات: 20
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله حمزه سیدالشهدا


    اشاره:
    تاریخ گهربار اسلام مرهون خون­های پاک و ارزشمندی است که نثار این شجره­ی طیبه گردیده است؛ شهدای گرانقدری که از آغاز ظهور اسلام تا کنون، از جنگ بدر، احد و احزاب تا شهیدان راه فضیلت عصر حاضر گوهر وجودی خویش را با اندیشه­ی ناب محمدی صیقل داده­اند.

    پرارزش­ترین فرازهای تاریخ، صفحاتی است که از زندگانی این مردان بزرگ بحث می­کند، مردان بزرگی که تاریخشان نیز بزرگ و با عظمت است و شاهکاران خلقت و تاریخ­اند، خصوصاً افرادی که در سال­های اولیه رسالت نبی­ّ مکرّم اسلام9 در کنار آن بزرگوار بوده و بدون واسطه از سرچشمه زلال وحی سیراب گردیدند.

    در میان این گوهران آفرینش نام حمزه سیدالشهدا درخشندگی دیگری دارد.

    عموی غیور رسول خدا9 که هم­چون سدی محکم و استوار در برابر امواج توفنده و سیل­آسای مشرکین ایستاد و چون شیری شرزه روباه صفتان را به خواری و زبونی واداشت، تا آن­جا که ملقب به اسدالله شد و درجه والای سیدالشهد را از آن خود نمود.
    حضرت حمزه فرزند عبدالمطلب­ابن هاشم­ابن عبد مناف­ابن قصی...([1]) و هاله بنت اهیب­ابن عبد مناف­ابن زهرهابن کلاب...

    که دختر عموی آمنه بنت وهب مادر گرامی رسول خدا9 می­باشد.([2])
    عبدالمطلب از کسانی بود که به سنت ابراهیمی پای­بند بود و فرزندانش را از ظلم و ستم و امور پست دنیا نهی و به صفات نیک تشویق می­کرد.([3])
    حضرت حمزه بسیاری از صفات پسندیده را از عبدالمطلب به ارث برد، چون؛ خوش­خلقی، ایمان راسخ، هوش و درایت، شجاعت، وفای به عهد، توکل و اطمینان به خداوند و این در حالی است که جامعه جاهلی آن زمان مملو از فساد، بت­پرستی، میگساری، رباخواری، آدم­کشی و دیگر رسوم جاهلی بود.

    البته تاریخ در معرفی حضرت حمزه بسیار کوتاهی نموده و نمونه­های زیادی از صفات اخلاقی ایشان در دست نیست، امّا به بعض آن­چه در گزارش­های تاریخی آمده است، اشاره می­کنیم:
    شجاعت؛ از خصلت­های مشهور حمزه که در جریان اعلام اسلام و همچنین جنگ­های صدر اسلام به نمایش گذاشته شد و ابن­هشام از او به عنوان با عزت­ترین و با صلابت­ترین جوانمرد قریش نام می­برد.([4]) ایمان؛ در گزارش ابن­هشام آمده که حضرت حمزه پس از بازگشت از شکار به طواف خانه کعبه می­رفت و آن­گاه به کار دیگری می­پرداخت.

    این خبر روح دینی او را آشکار نموده و تعهد او نسبت به پیوندی که با خداوند داشت را متذکر می­شود.([5]) حمایت و پشتیبانی از رسول خدا9 در مقاطع مختلف نشان­دهنده­ی ایمان وی نسبت به پیامبر9 و اهداف او می­باشد.

    به هنگام آزار ابوجهل، و همچنین فشارهای قریش در شعب ابی­طالب، در ماجرای بیعت عقبه و هجرت پس از آن، جنگ­های صدر اسلام همه و همه نمونه­هایی از پشتیبانی حمزه از رسول خدا9 است.

    اصالت و ریشه­دار بودن خانواده، محیط سالم خانوادگی، زندگی با شرافت نفس، اثرات مثبت تربیتی بر روح و روان حمزه گذاشته و از او فردی شریف و بزرگوار، و پشتیبانی با ایمان و عاشقی صدیق و فداکار در راه اسلام و اهداف عالیه ساخته بود.

    اظهار اسلام حضرت حمزه1 نسبت به زمان تشرف حمزه­ابن عبدالمطلب به اسلام تاریخ نگاران دچار اختلاف شده­اند، گروهی اسلام او را در سال دوم بعثت([6]) و عده­ای سال ششم([7]) آن ذکر کرده­اند.

    ابن­اسحاق می­گوید: روزی ابوجهل در کنار کوه صفا رسول خدا9 را دید و او را آزرد و سخنان ناخوشایندی به وی روا داشت و دین او را نکوهید و رسالتش را تضعیف نمود، و رسول خدا9 هیچ سخنی به او نگفت.

    یکی از کنیزان عبدالله­ابن جدعان که در بالای کوه صفا بود ماجرا را شنید و زمانی که حمزه از صید برگشت، ـ او هر روز برای شکار به بیرون از شهر مکه می­رفت و چون از شکار بر می­گشت به خانه­اش نمی­رفت تا این­که به طواف خانه خدا رفته و بعد از آن در کنار محافل قریش می­ایستاد و با آن­ها گفت و گو می­کرد ـ کنیز گفت: ای ابوعماره کاش آن­چه را ساعتی پیش از این، پسر برادرت از ابی الحکم­ابن هشام دید، مشاهده می­کردی، ابوجهل به او دشنام گفت و سخنانی ناروا نثارش کرد.

    حمزه پس از شنیدن این سخنان خشمگین شد و در مسجد الحرام به سوی ابوجهل رفت که در میان مردم نشسته بود.

    او بالای سر ابوجهل ایستاد و کمان خود را محکم بر سر او کوفت و او را مجروح نمود.

    در این هنگام فردی از قبیله بنی مخزوم به یاری ابوجهل برخاسته و به حمزه گفت: تو مردی هستی که از دین خارج گشته­ای.

    حمزه گفت: چه چیز مانع من می­شود از او ﴿در دفاع از او؟﴾ در صورتی که برایم روشن شده ﴿که او بر حق است﴾ و من شهادت می­دهم که محمد رسول خداست و آن­چه می­گوید حق است.

    به خدا قسم از او جدا نمی­شوم.

    اگر راست می­گویید مرا بازدارید.

    و این حادثه باعث شد تا حمزه اسلام خویش را برملا سازد.

    در ادامه ابن اسحاق می­گوید: زمانی که حمزه اسلام خود را آشکار کرد، قریش دریافت که رسول خدا9 عزت پیدا کرده و قوی شده است.

    آن­گاه از او دست برداشتند.

    ([8]) و سپس شعری از حمزه نقل می­کند به این مضمون: سپاس گویم خداوندی را که قلبم را به سوی دین ناب اسلام هدایت کرد.

    دینی که از سوی پروردگار عزیز آمده، پروردگاری که نسبت به بندگان آگاه و مهربان است.

    هرگاه پیام­های او برای ما خوانده شود، اشک چشم خردمند استوار فرو ریزد.

    آن پیام­هایی که حضرت محمد9 از مسیر هدایت خود با آیات روشن قرآن آورده است.([9]) سید شرف­الدین و علامه جعفر مرتضی از علمای معاصر در باب اسلام حمزه سخنانی گفته­اند که نشان دهنده­ی ایمان مبتنی بر شناخت و معرفت حمزه قبل از اعلان اسلامش می­باشد.

    علامه جعفر مرتضی اسلام حمزه را مبتنی بر معرفت او می­داند، برخلاف ابن­اسحاق که در گزارش خود قصد دارد علت اسلام حمزه را خشم و غضب او به هنگام دفاع از رسول خدا9 معرفی کند.

    و حال آن که جمله­ی حمزه که فرمود: چه چیز مانع من می­شود، در صورتی که برای من روشن شده و من شهادت می­دهم که او رسول خداست و آن­چه که می­گوید حق است.

    بیان­گر شناخت و معرفی او از رسول خدا9 و دین اسلام می­باشد و اگر فقط حمایت جاهلی بود، باید می­گفت او برادرزاده­ی من است و در هر صورت من از او حمایت خواهم کرد.

    سخن او به هنگام اعلام اسلامش([10]) اعتراف رسمی او به اسلام و اعلام آمادگی و حمایت از رسول خدا9 است.

    تا جایی که فشارهای قریش با این تأیید بر پیامبر تخفیف می­یابد.

    و این سیاستی بود که حضرت ابوطالب بدان معتقد بود که اقربای نزدیک رسول خدا9 مادامی که با کتمان اسلامشان می­توانستند به رسول خدا خدمت کنند و در حفظ و حراست او بکوشند، می­بایست ایمان خود را کتمان می­کردند.

    اما وقتی اظهار اسلام فردی باعث تقویت اسلام و تشویق دیگران به مسلمان شدن می­گردید، لزوم کتمان و پوشاندن ایمان از میان می­رفت و حضرت حمزه نیز در یک مقطع اسلام خود را کتمان نمود و به هنگام فراهم شدن زمینه و احتیاج اسلام و مسلمین به فردی چون وی ایمان خود را آشکار نمود و سد محکمی در برابر آزار مشرکین بر علیه مسلمانان شد.([11]) نقش حمزه در مقاطع تاریخ پس از آن­که حمزه سیدالشهدا اعلان اسلام نمود، همچون سربازی فداکار در عرصه­های مختلف، در مکه و مدینه کنار پیامبر اکرم9 قرار گرفت.

    علامه جعفر مرتضی می­گوید: اسلام حمزه مرحله جدیدی بود که در محاسبات قریش نیامده بود، چرا که او معیارها را به کلی دگرگون کرد، بازوی قریش را از توان انداخت و بر وحشت آن­ها افزود، تا آن­جا که طغیان آن­ها فروکش کرد.([12]) اکنون به جلوه­های ویژه­ای از حضور حمزه سیدالشهدا در کنار رسول خدا9 اشاره می­کنیم: حمزه در خانه أرقم هنگامی که پیامبر9 دعوت خود را آغاز نمود، عده­ای به ندای اسلام لبیک گفتند، اما در اثر مخالفت مشرکان قریش، نتوانستند آزادانه زندگی کنند و به اعمال عبادی خود بپردازند.

    پیامبر9 همراه عده­ای از تازه مسلمان­ها برای حفظ جان خود، حدود یک ماه در خانه أرقم­ابن ابی أرقم که در بالای کوه صفا قرار داشت مخفی شدند.([13]) روزی صدای کوبیدن در به گوش رسید.

    یکی از مسلمان­ها برخاست و از شکاف در نگاه کرد و با وحشت به حضور پیامبر بازگشت و گفت: کوبنده­ی در، عمرابن خطاب است که شمشیر نیز بر کمر دارد.

    در این میان، حمزه به مرد مسلمان گفت: به او اجازه ورود بده اگر با هدف پاک و نیک به سوی ما آمده، با آغوش باز از او استقبال می­کنیم و اگر قصد بدی دارد او را با شمشیر خودش می­کشیم.([14]) پس از ورود عمر معلوم شد که او برای پذیرش اسلام آمده است.

    گزارش فوق نشان دهنده­ حضور حمزه در کنار رسول خدا9 از همان سال­های اولیه بعثت می­باشد.

    در آن مقطع حساس عده­ی مسلمان­ها کم بوده و نیروی دفاعی مناسبی در برخورد با قریش نداشتند.

    در چنین شرایطی حمزه با شجاعت کامل در صف مؤمنان قرار ­گرفت و کلامش به هنگام باز کردن در نشان دهنده­ی صلابت و شجاعت او می­باشد.

    تعرض مشرکین امام صادق7 می­فرماید: پیامبر در مسجدالحرام بود و لباس­های تمیزی در برداشت، مشرکین شکمبه شتری را بر او افکندند و لباس­هایش را آلوده کردند، پیامبر از این عمل بسیار ناراحت شد، آن بزرگوار نزد ابوطالب آمد و فرمود: ای عمو!

    حسب مرا در میان خود چگونه می­بینی؟

    ابوطالب پرسید: مگر چه شده ­ای برادرزاده؟

    پس رسول خدا9 او را از ماجرا مطلع نمود.

    ابوطالب، حمزه را فرا خواند و خودش هم شمشیر برگرفت و به حمزه گفت: شکمبه را بردار.

    سپس همراه پیامبر به سوی قریش رفتند تا نزد آن قوم رسیدند.

    آن­ها دور کعبه ایستاده بودند.

    آن­گاه ابوطالب به حمزه گفت: شکمبه را بر سبیل همه بمال.

    او نیز آن­چه ابوطالب خواسته بود، به انجام رسانید.

    سپس ابوطالب متوجه رسول خدا9 گردید و گفت: ای فرزند برادر، این است حسب تو در میان م.([15]) بر همین اساس حضور حضرت حمزه را در مقاطعی از تاریخ صدر اسلام چون شعب­ابی طالب،([16]) پیمان عقبه ثانی،([17]) هجرت،([18]) عقد اخوت([19]) و ...

    در کنار رسول خدا9 و نقش حساس آن بزرگوار را همچون سربازی نستوه و گوش به فرمان می­توان مطالعه نمود.

    اقدامات نظامی حضرت حمزه سیدالشهد رسول خدا9 پس از هجرت، اقدام به پایه­گذاری و تشکیل سپاه نیرومند و با صلابت کرد، ارتشی که در دوران رسالت حضرت در هشتاد و دو نبرد گوناگون، شرکت نمود و با پیروزی­های درخشان خود، موانع تشکیل حکومت اسلامی را از سر راه برداشت.

    حضور حمزه سیدالشهدا در تهاجمات آغازین این نبردها بیانگر شجاعت بیش از حد او و پشتیبانی و حمایتش از اسلام و پیامبر اکرم می­باشد.

    حمزه سیدالشهدا به عنوان اولین پرچمدار اسلام شناخته شد.

    از آن­رو که پرچم نقش ویژه و اساسی در جنگ­های عرب داشت، بر پا بودن آن نشان پایداری و اقتدار سپاه به حساب می­آمد و سرنگونی آن متلاشی شدن سپاه و اضمحلال آن را تفسیر می­کرد، و پرچمداران از شجاع­ترین افراد انتخاب می­شدند.

    حمزه نیز که از شجاع­ترین افراد عرب محسوب می­شد، توسط پیامبر9 به عنوان پرچمدار انتخاب می­شد.

    سریه حمزه­ابن عبدالمطلب اولین حرکت نظامی سپاه اسلام است.([20]) این سریه در ماه رمضان سال اول هجرت اتفاق افتاد.

    نیروی اعزامی از مدینه به سمت سواحل دریای سرخ روانه شد.

    تعداد افراد این سریه عبارت از سی مرد مهاجر با پرچمی سفید رنگ در دست حمزه بود.

    گروه مقابل به سرپرستی ابوجهل ابن­هشام کاروانی از قریش بود که با کالاهای تجاری از شام بر می­گشت و سیصد مرد آن­ها را مشایعت می­کرد.

  • فهرست دانلود مقاله حمزه سیدالشهدا

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت