دانلود مقاله عصر محنه در تمدّن مسلمانان

  • Code: # 14161

  • تعداد صفحات: 19
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله عصر محنه در تمدّن مسلمانان

    محمد رضایى

    بررسى تاریخ جریان‏هاى فکرى نقش مهمى در شناختِ تحولاتِ سیاسى و اجتماعى تاریخ اسلام ایفاء مى‏کند.

    معتزله یکى از مهمترین گرایش‏هاىِ فکرى قرون اولیه اسلامى هستند که ویژگى برجسته ایشان عقل‏گرایى آنها بود.

    ایشان که نقش به‏سزایى در بارورى اندیشه اسلامى بازى کردند در بخشى از عصر عباسیان یعنى دوران خلافتِ مأمون، معتصم و واثق به عنوانِ ایدئولوژى حاکم بر مخالفانِ خود که عمدتا فقها و محدثان اهل سنت بودند سخت‏گیرى آغاز کرده و با ابزار قدرت، سعى در اشاعه تفکر خود نمودند که واکنش‏هایى در پى داشت.

    دوره مورد بحث که به «محنه» معروف گشت موضوع بررسى مقاله حاضر است.

    واژه‏هاى کلیدى: عباسیان، مأمون، معتصم، واثق، معتزله، محنه، اهل حدیث، فقها.

    مقدمه

    محنه یا محنت، عنوانى است که اکثر نویسندگان و مورخانِ متقدم و متأخر، براى محاکم تفتیشِ عقاید عصر مأمون، معتصم و واثق به کار مى‏برند.

    این دوره، عموما دامن‏گیر فقها و محدثانِ اهل سنت شده و بدین خاطر جمهور اهل سنت، آن را شرّ و بلایى براى اسلام و مصیبتى براى مسلمین مى‏دانند.1 محنه، پى‏آمدهاى دیگرى نیز در پى داشت که چندان توجهى بدان نشده است و کسانى که در نوشته‏هاى خود بدان اشاره کرده‏اند، بدون بررسى علل و عواملِ ایجاد آن، تنها به سیر حوادث تاریخى توجه داشته‏اند.

    با نگاهى به تاریخ، روشن مى‏گردد که تفتیش عقاید انگیزیسیون سابقه‏اى طولانى دارد و از دوره‏ى باستان به یادگار مانده است، و یادآور شکنجه‏هاى هولناک، کتاب‏سوزان، در آتش افکندن جسم مردم و مهم‏تر از همه، در هم شکستن روح و عزّت انسان‏ها و به سخره گرفتن فکر و آزادى‏شان است.2

    با نگاهى به تاریخ، روشن مى‏گردد که تفتیش عقاید ـ انگیزیسیون ـ سابقه‏اى طولانى دارد و از دوره‏ى باستان به یادگار مانده است، و یادآور شکنجه‏هاى هولناک، کتاب‏سوزان، در آتش افکندن جسم مردم و مهم‏تر از همه، در هم شکستن روح و عزّت انسان‏ها و به سخره گرفتن فکر و آزادى‏شان است.2 وقتى سخن از تفتیش عقاید به میان مى‏آید، آدمى بى‏اختیار، قرون وسطاى اروپا را به یاد مى‏آورد، و این سؤال مطرح مى‏شود که آیا محنه و جریان آن، نوعى تفتیش عقاید بود؟

    آیا بین آن‏چه در اروپاى مسیحى گذشت با آن‏چه در عصر عباسى روى داد، شباهتى وجود دارد؟

    این دوره، با صدور حکمى از جانب مأمون، که به معتزله اجازه مى‏داد تا به تفتیش عقاید مردم پرداخته، هر کس از قضات، محدثین و کارکنان دیوان که به خلق قرآن ـ مخلوق و محدث بودن قرآن ـ معتقد نبود را از مشاغلِ خود اخراج نمایند؛ آغاز گردید.3 اکثر پژوهش‏گرانِ معاصر که در نوشته‏هاى خود، اشاره‏اى به این جریان نموده‏اند، از آن با عنوان نوعى تفتیش عقاید نام برده‏اند.

    نویسنده‏ى کتاب عصرالمأمون از محنه، با عنوان دادگاهِ تفتیش عقاید نام مى‏برد.4 فیلیپ حتّى در این زمینه مى‏نویسد: قضیه‏ى خلق قرآن، محک عقیده‏ى مسلمانان شد و قاضیان نیز باید شخصا این امتحان را مى‏گذرانیدند، که این خود نوعى تفتیش عقاید بود و همه‏ى کسانى را که منکر این عقیده بودند به محاکمه مى‏کشیدند...

    .5 هم‏چنین دکتر مشکور آورده است: اداره‏ى ویژه‏اى به نام محنه که گونه‏اى انگیزیسیون بود، تأسیس شد و عده‏اى از علما براى بازجویى، به آن احضار شدند.6 پژوهش‏گران غربى که به بررسى این دوره علاقه نشان داده‏اند، این مقطع از تاریخ اسلام را دوره‏ى تفتیش عقاید مى‏دانند.7 تفتیش عقاید در جهان اسلام، تنها به این مورد، محدود نمى‏شود بلکه در عصر اموى نیز اقداماتى در زمینه‏ى مقابله با عقایدِ تشیع صورت گرفته بود، ولى باید اذعان نمود که محاکمِ محنه، نخستین محکمه‏هاى منظم، در تاریخ اسلام مى‏باشند که براى محاکمه‏ى مخالفان و سرکوب ایشان توسط دستگاه خلافت عباسى، ایجاد شد.

    معناى لغوى و سیر تاریخى محنه محنه در لغت به معنى آزمایش، بلیّه، بلا، داهیّه، آفت، فتنه، سختى و...

    مى‏باشد،8 مانند سختى و شکنجه‏اى که پیروان على علیه‏السلام و اهل بیت علیهم‏السلام ، دچار آن شدند.9 هم چنین از کلمه‏ى محنه،10 آزمون یا محاکمه، آزردن، ضایع کردنِ شخصیّت، شلاق زدن، تهدید کردن نیز استنباط مى‏شود.11 محنه در معناى دیگر، به آزمون عقیده‏ى قضات، شهود و محدثین، با قوانین و سؤالاتِ کلامى نیز گفته مى‏شود و12 اسمى شده براى عملِ تفتیش و آزمون عقیده‏ى قضات و شهود و محدّثین، در امر محدث و مخلوق بودن یا ازلى و قدیم بودن قرآن.13 منظور از محنه در این‏جا، عبارت از دستگاه تفتیش عقایدى است که با هم‏کارىِ معتزله، توسط مأمون در اواخر حکومتش، براى امتحان مخالفانِ عقیده‏ى رسمىِ حکومت به وجود آمد و تا زمان روى کار آمدن متوکل، ادامه یافت.

    با توجه به گزارش‏هاى منابع موجود، مأمون در سال 212 قمرى نظریه‏ى مخلوق بودنِ قرآن را اعلام کرد و قائل به مخلوق بودن آن شد، ولى به این علت که زمینه مساعد نبود، به اعلام و تبلیغ رسمى آن اقدام نکرد.

    او نیاز به زمان داشت تا رسما عقیده‏ى خود را در این مورد ابراز نماید.

    بالاخره مأمون در اواخر حکومت خود، چهار ماه قبل از مرگش، طى نامه‏اى که به بغداد فرستاد، آن را رسما اعلام و قواى حکومتى و لشکرى خود را، براى پیش‏برد آن به کار بست.

    این جریان مخالفان این عقیده و حتى کسانى که در مقابل آن سکوت کرده بودند را به سختى و گرفتارى دچار ساخت.

    این جریان، با تبعیّت معتصم و واثق، تا سال (234 ق) ادامه یافت.14 منابع تاریخى رسمیت عقیده‏ى خلق قرآن را، در ذیل حوادثِ سال 218 ق، ذکر کرده‏اند.

    مأمون از زمان اعلام این دستور تا زمان مرگش، در بغداد حضور نداشت و درگیر جنگ با امپراتورى بیزانس بود.

    از برخى منابع، بر مى‏آید که وى قبل از آن که رسما دستور محنت را صادر نماید، به امتحان در مورد قرآن مى‏پرداخت.

    از برخى گزارش‏هاى تاریخى این گونه به دست مى‏آید که محنه از رقه یا دمشق آغاز شده است.15 در ربیع‏الاول سال 217 قمرى، ابو مسهر دمشقى، که از فقهاى دمشق بود در مورد خلقِ قرآن، مورد امتحان قرار گرفت و نظر رسمى حکومت را پذیرفت و اقرار به مخلوق بودن قرآن نمود.16 جریان رقه بدین صورت بود که در سال 218 قمرى مأمون از رقه، نامه‏اى حاوى دستورالعمل ایجاد محکمه‏اى براى امتحان، به حاکم بغداد نوشت که محنه نام گرفت و از سال (218 ق/ 833م تا 234 ق/ 848م) ادامه یافت.17 در نامه آمده بود که تمام پیشوایانِ بزرگ و علماى فقه و تفسیر را در یک مجلس جمع کنند و از آن‏ها در مورد عقیده‏ى رسمى حکومت، آزمایش و سؤال نمایند و جواب هر یک از ایشان را اطلاع دهند.18 فرمان، تمام قضات، محدثین، معلمان قرآن، مؤذنین، علما و شهود را شامل مى‏شد و در رابطه با خلق قرآن، امتحان گردیدند.19 سختىِ بزرگى که براى علما به وجود آمد،20 این بود که اکثر ایشان، یا از روى اعتقاد و یا بنا به مصلحتِ وقت، با خلیفه اظهار موافقت نمودند.

    اکثر آنها به دلیل ترس آن را پذیرفتند و تنها تعداد معدودى، شروع به مخالفتِ با آن نمودند.

    على‏رغم کوشش‏هاى شُرطه‏ى بغداد، که آزمایش قاضیان و محدثان، بر عهده‏ى آنان بود، سیاستِ خلیفه، با مقاومت سختى از سوى برخى فقها روبه‏رو شد؛ بیش‏تر کسانى که مورد پرسش قرار گرفته بودند به مخلوق بودن قرآن اعتراف کردند، اما اغلب این اعترافات، تنها زبانى و از روى ترس بود.

    زیرا در پرسشنامه‏ى رسمى، ایشان به خاطر گمراه کردنِ مردم، مورد حمله قرار گرفته بودند،21 و مأمون دستور داده بود هر کس به مخالفت با آن بپردازد دستگیر شود.22 از نوشته‏هاى ابن مسکویه بر مى‏آید که، مأمون همراه نامه‏اى که فرستاده بود عده‏اى از جمله: محمّد بن سعد واقدى، یزید بن هارون، یحیى بن معین و زهیر بن حرف را فرستاد تا شاهد اجراى آن باشند.23 بعد از وصول نامه‏ى اولِ24 مأمون، حاکم بغداد دستور احضار عده‏اى از فقها و بزرگان شهر را صادر و دستور خلیفه را به اطلاع آنها رساند و جواب‏هاى هر یک را براى مأمون فرستاد.

    از جمله‏ى ایشان مى‏توان قاضى‏القضات بشر بن ولید، مقاتل، احمد بن حنبل، قتیبه و على بن جعد را نام برد.

    به عقیده‏ى مورّخین، که عمدتا اهل سنت مى‏باشند، این عمل، بدعت بزرگى به شمار مى‏آید که اکثر علما با اکراه به آن تن دادند و پذیرش عقیده‏ى رسمى حکومت، بیش‏تر به خاطر حفظ جانشان بوده است.25 سال 218 قمرى سخت‏ترین سالى بود که در ایام محنه بر فقها و علما گذشت، مأمون شدیدا بر ایشان سخت گرفت و مخالفان نظریاتش را مورد ضرب و شتم قرار داد.

    وضع چنان شد که دوران وحشتِ طاقت فرسایى، بر مردم و علماى اهل سنّت مستولى شد، تا این که چند سال بعد، متوکل عباسى وضع را به سود ایشان تغییر داد.26 مأمون عقیده داشت، آنهایى که قائل به مخلوق بودنِ قرآن نیستند، باید از شرک خود باز گردند، در غیر این صورت خونشان ریخته خواهد شد.

    مرگ زود هنگام مأمون به وى اجازه نداد تا این اقدام را به نتیجه‏ى دلخواه برساند.

    او در حین مرگ، به جانشینش معتصم توصیه نمود تا اقداماتش را دنبال نماید.27 معتصم، حاکمى معتزلى مذهب بود، ولى برخلاف مأمون، چندان در علوم وارد نبود و فردى عامى و داراى ذوق سپاهیگرى بود....28 در زمان وى سخت‏گیرى نسبت به عقاید مخالف ادامه یافت و معتزله نزد دستگاه خلافت، تقرّب بیش‏ترى یافتند.29 وى، احمد بن ابى دؤاد ایادى را که از معتزلیانِ معروف بود منصب قاضى القضاتى داد30 و بشر بن ولید را که از جمله‏ى قضات بود به علّت عدم پذیرش مخلوق بودن قرآن، در خانه‏ى خود حبس نمود.31 معتصم، در دنباله‏ى اقداماتش، به سال 219 قمرى نامه‏اى مبنى بر ادامه‏ى امتحان در مورد خلق قرآن صادرنمود.32 طبرى که کامل‏ترین خبر را نسبت به منابع دیگر ارائه داده، متن نامه را در کتاب تاریخ خود، ثبت کرده است ولى در آن، هیچ اشاره‏اى به محنت نشده است.33 اکثر مورخین، دوره‏ى معتصم را، عصر گسترشِ محنه مى‏نامند،34 ولى هیچ اشاره‏اى بر وقایع و حوادث و جریاناتى که روى داد، نمى‏کنند، حتى گاهى، اخبارى متضاد در برخى منابع آمده است.35 به نظر مى‏رسد اخبارى که مورخین، در تواریخ خود ثبت نموده‏اند، بیش‏تر به خاطر ماجراىِ احضار احمد بن حنبل، بنیان‏گذار فقه حنبلى، به محکمه‏ى محنه، در سال 220 قمرى باشد که وى به علت مخالفت با عقیده‏ى رسمى حکومت، شدیدا شکنجه گردید.

    از افرادى که نقش عمده‏اى در این وقایع بر عهده داشته عبدالملک بن زیّات، از معتزلیانِ معروف بود که به مقام وزارت معتصم نیز رسیده بود.

    با مرگ معتصم، واثق در سال 227 قمرى جاى وى را گرفت.

    خلیفه‏ى جدید نیز، معتزلى مذهب بود.

    او اصول و مبادىِ اعتقادى معتزله را ترویج مى‏نمود و در بسط و گسترش آن مى‏کوشید.

    وى مردم را ملزم نموده بود تا عقیده‏ى مخلوق بودن قرآن را بپذیرند.36 تحت حمایت واثق، ابن ابى دؤاد که هم‏چنان منصب قاضى‏القضاتى را داشت، قدرت و نفوذ زیادى کسب کرد.

    اکثر مورخین، گسترش و شدت محنه را در این دوره، نتیجه‏ى نفوذ ابن ابى دؤاد، بر واثق37 مى‏دانند.

  • فهرست دانلود مقاله عصر محنه در تمدّن مسلمانان

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت