دانلود مقاله مبانى اندیشه هاى سیاسى اهل سنت

  • Code: # 14425

  • تعداد صفحات: 28
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: علوم سیاسی
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله مبانى اندیشه هاى سیاسى اهل سنت

    مقدمه
    1) دوران نصّ‏گراى صحابه
    2) ظهور فقه الخلافه
    رابطه قدرت و فقه الخلافه
    تأخیر در تأسیس فقه الخلافه
    3) اندیشه‏هاى جدید
    الف) زمینه‏هاى تاریخى
    ب) مبانى کلامى نظریه‏هاى جدید
    1- اصول ثابت و شکل زمانى حکومت اسلامى
    الف) اصل لزوم تأسیس حکومت
    ب) اصل شورا
    ج) اصل وکالت
    2- اندیشه احیاى خلافت اسلامى
    ارکان اندیشه سیاسى رشیدرضا
    اصول و مبانى نظریه رشید رضا
    الف) اجماع بر لزوم خلافت
    ب) اصل وجوب شورا
    ج) ولایت اهل حل وعقد
    د) اصل بیعت
    3- نظریه علمانیت
    خلاصه و نتیجه
    از دیدگاه بررسى‏هایى که امروزه با عنوان فرانظریّه (Meta theory) مشهورند، اندیشه‏هاى
    سیاسى اهل سنت وضعیت ویژه‏اى دارند.

    با توجه به ملاک‏هاى تاریخى و برون منطقى، این
    اندیشه‏ها به سه دوره متمایز تقسیم مى‏شوند.

    هر کدام از این دوره‏ها که در سطور آتى بررسى
    مى‏شوند، مبانى و الگوى اندیشه پردازى خاصى دارند که تمایز گفتارى آن‏ها را نشان
    مى‏دهند.

    در این مقاله، کوشش مى‏کنیم ضمن اشاره به ویژگى‏هاى عمومى این سه دوره،
    مبانى و خصایص تفکر سیاسى جدید در اهل سنت را به اجمال طرح نماییم.


    منظور از مبانى در این‏جا، زمینه‏ها و پایه‏هاى تاریخى- کلامى است که منظومه فکر
    سیاسى اهل سنت با تکیه بر آن‏ها تدوین شده، و بر این اساس تاریخ و سنت اسلامى را باز
    تفسیر مى‏نمایند.

    برخى از این مبانى، چنان که خواهد آمد، واضح و آشکارند و ما از آن ها به
    مبانى کلامى تعبیر مى‏کنیم، اما بخشى دیگر وضوح بین ندارند، بلکه چنان‏که بعضى از
    نویسندگان اشاره کرده‏اند، زمینه و ناخودآگاه اندیشه‏هاى اهل سنت را تشکیل مى‏دهند.

    [1]
    از یک دیدگاه، مبانى نوع دوم که در این‏جا با عنوان مبانى تاریخى اشاره مى‏کنیم- در بازپردازى و تحول افکار سیاسى اهل سنت، نقش تعیین کننده دارند.

    طبق این تحلیل،
    ساختار زندگى عمومى در هر زمانه که در ناخودآگاه قدرت تجلى مى‏کنند، نه تنها
    اندیشه‏هاى سیاسى هر دوره را تحت تأثیر قرار مى‏دهند، بلکه حتى مبانى کلامى متناسب
    با آن را باز تولید و سامان مى‏دهند.


    برخلاف دیدگاه فوق، نظریه دیگرى که تا حدودى سنتى و مانوس است به مبانى
    کلامى اصالت بیش‏ترى مى‏دهند و شرایط تاریخى یا ناخودآگاه زمان را به عوامل
    غیر عمده و درجه دوم تقلیل و تحویل مى‏کنند.

    به نظر مى‏رسد که این نوع از بررسى‏ها،
    چهارچوبه‏هاى فکرى را بیش از حد واقع متصلب و انعطاف‏ناپذیر تلقى مى‏کنند.[2] کوشش
    ما در این مقاله استفاده از لوازم معرفتى و روش شناختى هردو دیدگاه فوق در بررسى مبانى
    اندیشه‏هاى جدید اهل سنت مى‏باشد.

    ابتدا مختصات دوران‏هاى سه‏گانه تاریخ اندیشه
    سیاسى اهل سنت را مورد اشاره قرار مى‏دهیم:


    1) دوران نصّ‏گراى صحابه
    این دوره که با رحلت پیامبر بزرگ اسلام(ص) و شکل‏گیرى خلافت مدینه آغاز مى‏شود، دورانى
    است که اندیشه و عمل سیاسى مسلمانان با استناد به نصوص و سیره هدایت مى‏شود.

    مهم‏ترین
    ویژگى این مرحله از تاریخ تفکر مسلمین، فقدان یک منظومه یا نظریه سیاسى منسجم، و نقش
    برجسته صحابه در داورى نهایى منازعات و تصمیمات سیاسى است.

    افکار عمومى تقریباً بر
    محور صحابه دور مى‏زد و اظهارنظرها و مواضع آنان ملاک نهایى مشروعیت حاکمان بود.[3]
    قطع‏نظر از مبانى متأخرى که در باب عدالت صحابه و با ملاحظات ویژه‏اى تدوین
    شده‏اند، صحابه پیامبر(ص) در این دوران احترام و جایگاه تعیین کننده‏اى در عرصه
    سیاسى و زندگى عمومى مسلمین داشتند.

    چنین جایگاهى درواقع، مقبول خاص و عام،
    و فرمانروا و فرمانبردار بود.

    امام على بن ابى طالب(ع) آنان را با عنوان اهل شورا معرفى
    مى‏کند و خطاب به فرمانرواى نافرمان شام مى‏فرماید:
    |122| در بازپردازى و تحول افکار سیاسى اهل سنت، نقش تعیین کننده دارند.

    طبق این تحلیل، ساختار زندگى عمومى در هر زمانه که در ناخودآگاه قدرت تجلى مى‏کنند، نه تنها اندیشه‏هاى سیاسى هر دوره را تحت تأثیر قرار مى‏دهند، بلکه حتى مبانى کلامى متناسب با آن را باز تولید و سامان مى‏دهند.

    برخلاف دیدگاه فوق، نظریه دیگرى که تا حدودى سنتى و مانوس است به مبانى کلامى اصالت بیش‏ترى مى‏دهند و شرایط تاریخى یا ناخودآگاه زمان را به عوامل غیر عمده و درجه دوم تقلیل و تحویل مى‏کنند.

    به نظر مى‏رسد که این نوع از بررسى‏ها، چهارچوبه‏هاى فکرى را بیش از حد واقع متصلب و انعطاف‏ناپذیر تلقى مى‏کنند.[2] کوشش ما در این مقاله استفاده از لوازم معرفتى و روش شناختى هردو دیدگاه فوق در بررسى مبانى اندیشه‏هاى جدید اهل سنت مى‏باشد.

    ابتدا مختصات دوران‏هاى سه‏گانه تاریخ اندیشه سیاسى اهل سنت را مورد اشاره قرار مى‏دهیم: 1) دوران نصّ‏گراى صحابه این دوره که با رحلت پیامبر بزرگ اسلام(ص) و شکل‏گیرى خلافت مدینه آغاز مى‏شود، دورانى است که اندیشه و عمل سیاسى مسلمانان با استناد به نصوص و سیره هدایت مى‏شود.

    مهم‏ترین ویژگى این مرحله از تاریخ تفکر مسلمین، فقدان یک منظومه یا نظریه سیاسى منسجم، و نقش برجسته صحابه در داورى نهایى منازعات و تصمیمات سیاسى است.

    افکار عمومى تقریباً بر محور صحابه دور مى‏زد و اظهارنظرها و مواضع آنان ملاک نهایى مشروعیت حاکمان بود.[3] قطع‏نظر از مبانى متأخرى که در باب عدالت صحابه و با ملاحظات ویژه‏اى تدوین شده‏اند، صحابه پیامبر(ص) در این دوران احترام و جایگاه تعیین کننده‏اى در عرصه سیاسى و زندگى عمومى مسلمین داشتند.

    چنین جایگاهى درواقع، مقبول خاص و عام، و فرمانروا و فرمانبردار بود.

    امام على بن ابى طالب(ع) آنان را با عنوان اهل شورا معرفى مى‏کند و خطاب به فرمانرواى نافرمان شام مى‏فرماید: «وانما الشورى للمهاجرین والانصار فان اجتمعوا على رجل وسموه اماماً کان ذلک لله رضى |123| شورا از آن مهاجرین و انصار [صحابه‏] است و هرگاه آنان بر کسى توافق نموده و او را امام بنامند، این امر مورد رضاى خداوند نیز خواهدبود.»[4] هر چند عبارت فوق در نظر بسیارى از نویسندگان شیعى، از مصادیق «الزموهم بما الزموا به انفسهم» تلقى شده است.

    اما گفتار امام(ع)، قطع‏نظر از مبانى مذهبى متفاوت، بیانگر نقش تعیین کننده صحابه در معادلات سیاسى این دوره است.

    اهل سنت، چنان‏که اشاره خواهیم کرد، تفاسیر متفاوتى در باب علل و سرشت این مسئله، یعنى جایگاه ویژه صحابه و اهل شورا دارند [5]، نظریه‏ها و نظریه پردازان دوران دوم تفکر اهل سنت، با حفظ مبناى مهمى که توسط ابوالحسن اشعرى در باب عدالت صحابه تأسیس شده بود، عمل و مواضع سیاسى صحابه را کاشف از ولایت حاکم اصلح و نه لزوماً افضل- مى‏دانستند و طبق این تفسیر، شوراى پس از تعیین خلیفه را به گونه‏اى کمک فکرى خلیفه و به هر حال التزام به آن را غیر واجب مى‏دیدند.

    اما برخلاف، این دیدگاه که ولایت خلیفه را مورد تأکید قرار مى‏دادند و التزام خلیفه به نظر صحابه را غیرواجب مى‏دانستند، متفکران متعلق به دوران سوم، خلیفه را نه ولى بلکه وکیل صحابه و اهل شورا تلقى مى کنند و با قول به وجوب شورا، حاکم اسلامى را ملزم به تصمیمات برآمده از شور صحابه مى‏نمایند.

    به هرحال، طبق نظر این اندیشمندان، اگر ولایتى هم وجود دارد، بالاصاله از آن اهل شورا است و درست به همین لحاظ است که خداوند هرگز پیامبر خود را مأمور به تعیین خلیفه نکرده، و بلکه، برعکس، رسول الله(ص) طبق مفاد دلیل شورا ملزم بوده که سیاست امت را به خود آنان واگذارد.

    به هرحال، اشارات ما به دیدگاه‏هاى مذهبى در این جا صرفاً به منظور تأکید بر جایگاه صحابه در دولت‏هاى نص‏گراى مدینه و به عنوان یک امر واقع است.

    فراتر از تحلیل‏هاى مذهبى و کلامى، دیدگاه‏هاى دیگرى نیز در توضیح اهمیت صحابه ارائه شده است.

    حمید ربّانى در کتاب خود تحت عنوان اقتدار در اسلام، احترام صحابه را منبعث از احترام کاریزمایى پیامبر(ص) دانسته و بدین ترتیب، ضمن استخدام الگوى کاریزماى وبرى، گرایش مردم به صحابه را ناشى از تعلّق خاطر مسلمین صدر اسلام نسبت به شخصیت ویژه |124| پیامبر(ص) مى داند.

    اساس این نوع بررسى‏ها روان شناسانه است.[6] برداشت دیگرى نیز وجود دارد که تا حدودى به تحلیل‏هاى ساختارگرایانه توجه دارد.

    طبق این نظریه‏ها جایگاه صحابه در دولت مدینه، ادامه سنتى است که قبایل جاهلى در رابطه بین افراد قبیله با شیوخ و سادات داشتند.

    در سنت عربى به این بزرگان با عنوان «سید» و یا «شرفاء» و «وجوه» قبایل عرب اشاره و خطاب مى‏کردند.[7] اشاره به این مطلب شاید خالى از فایده نباشد که صحابه النبى(ص) على رغم تشابه موقعیت، تفاوت‏هاى قابل توجهى با «شرفاء» عرب جاهلى داشتند، یکى از این تفاوت‏ها به شقاق و اختلافى برمى‏گردد که برخلاف شرفاى جاهلى در میان صحابه النّبى(ص) نقش برجسته و دوران سازى داشت[8].

    این شقاق و اختلاف که از حادثه سقیفه برخاسته بود، به تدریج گسترده شد و به معرکه احادیث و آرا بدل گشت.[9] بدین ترتیب، سقیفه بنى ساعده اختلافات تاریخى اعراب قحطانى و عدنانى، مدنى و کلى، انصار و مهاجر، و سرانجام منازعات درونى قریش را تشدید نمود.

    این منازعات نهایتاً در آل عبدمناف و بنى‏امیه و بنى‏هاشم متمرکز گردید.

    نتیجه مهم این مناقشات تقسیم و تفرق صحابه و قرارگرفتن آنان در مواضع سیاسى متعارض بود.

    متعاقب این امر، احادیث و سیره نبوى نیز یک‏پارچگى خود را از دست داد و علاوه بر تفسیرها و دسته‏بندى‏هاى متفاوت، دچار افزودگى‏ها و تحریفات گردید.[10] در چنین وضعیتى، به نظر مى‏رسید که دور نص‏گرایى سیاسى و به ویژه جایگاه سیاسى صحابه به سر آمده است.

    مناقشات سیاسى زمان خلافت امام على‏ابن ابى‏طالب(ع) که خود نتیجه این وضعیت بود، موجبات تشدید شکاف‏ها و افول تدریجى موقعیت صحابه در انظار و افکار عمومى گردید.

    جنگ صفین که در تاریخ‏نگارى اسلامى به عنوان «فتنه اکبر» نامیده شده است، پایان نقش سیاسى-اجتماعى صحابه، و ترور امام على(ع)، پایان دوران اول حیات فکرى سیاسى مسلمانان را رقم زد.

    پرسش‏هاى برخاسته از این وضعیت، به ناگزیر، مقدمات نخستین نظریه‏سازیها در باب نظام سیاسى اسلام را تدارک نمودند.

    در سطور آتى مبانى تاریخى و کلامى این تحول را بررسى مى‏کنیم.

    |125| 2) ظهور فقه الخلافه پس از پایان دور صحابه و دولت امام على(ع)، تحولات سیاسى فکرى مهمى در دنیاى اسلام صورت گرفت.

    از مهم‏ترین ویژگى‏هاى تاریخى این دوره، تقدم حرکت‏هاى سیاسى بر نظام‏هاى فکرى مذهبى است.

    چنان‏که در سطور گذشته اشاره کردیم، این نوع موضع‏گیرى‏هاى سیاسى ابتدا در سقیفه و به طور گسترده‏اى در دوران حیات سیاسى امام على(ع)، به خصوص در معرکه صفین زاده و ظاهر شد.[11] متعاقب تحولات و اندیشه‏هاى برخاسته از صفین، جنبش‏هاى سیاسى در درون جامعه اسلامى شکل گرفت و سپس فرقه‏ها و مذاهب فکرى به منظور تثبیت و تحکیم همان سیاست‏ها، تکوین و تدوین شدند.

    برخى از نویسندگان معاصر عرب، ظهور این پدیده را به دو عامل اساسى ربط مى‏دهند: یکى تجربه سیاسى و اجتماعى عرب جاهلى و دیگرى تداخل دین و سیاست در اسلام.

    محمد سعید العشماوى در توضیح این وضعیت مى‏نویسد: «ظهور چنین خاصیتى در تاریخ اسلام به این دلیل است که این تاریخ محکوم و متأثر از برخى عوامل بازمانده از عهد جاهلى است.

    در زمان جاهلیت، اعراب جزیره العرب نوعاً تصمیمات بالبداهه و حرکت‏هاى بدون اندیشه داشتند.

    این نوع رفتار سیاسى، پس از اسلام نیز تا حدودى استمرار داشته و به دلیل تداخل دین و دولت در اسلام، انشقاقات سیاسى و گروهى به موضع‏گیرى‏هاى مذهبى ختم شد.[12] عشماوى در ادامه توضیحات خود اشاره مى‏کند که، تحت تأثیر سنن جاهلى، تفرقه‏ها و تحولات اجتماعى بر تکامل نظام فکرى مسلمانان تقدم پیدا کرد.

  • فهرست دانلود مقاله مبانى اندیشه هاى سیاسى اهل سنت

    مقدمه
    1) دوران نصّ‏گراى صحابه
    2) ظهور فقه الخلافه
    رابطه قدرت و فقه الخلافه
    تأخیر در تأسیس فقه الخلافه
    3) اندیشه‏هاى جدید
    الف) زمینه‏هاى تاریخى
    ب) مبانى کلامى نظریه‏هاى جدید
    1- اصول ثابت و شکل زمانى حکومت اسلامى
    الف) اصل لزوم تأسیس حکومت
    ب) اصل شورا
    ج) اصل وکالت
    2- اندیشه احیاى خلافت اسلامى
    ارکان اندیشه سیاسى رشیدرضا
    اصول و مبانى نظریه رشید رضا
    الف) اجماع بر لزوم خلافت
    ب) اصل وجوب شورا
    ج) ولایت اهل حل وعقد
    د) اصل بیعت
    3- نظریه علمانیت
    خلاصه و نتیجه
  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت