دانلود مقاله مردم مدینه ورسول اکرم(ص)

  • Code: # 14556

  • تعداد صفحات: 176
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۲۵,۰۰۰ تومان
۳۰,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله مردم مدینه ورسول اکرم(ص)

    مردم مدینه دو قبیله بودند به نام اوس و خزرج که همیشه با هم جنگ داشتند .

    یک نفر از آنها به نام اسعد بن زراره مىآید به مکه براى اینکه از قریش استمداد کند .

    وارد مى شود بر یکى از مردم قریش .


    کعبه از قدیم معبد بود گو اینکه در آن زمان بتخانه بود و رسم طواف که از زمان حضرت ابراهیم معمول بود هنوز ادامه داشت.

    هرکس که مىآمد , یک طوافى هم دور کعبه مى کرد .

    این شخص وقتى خواست برود به زیارت کعبه و طواف بکند , میزبانش به او گفت : ( مواظب باش !

    مردى در میان ما پیدا شده , ساحر و جادوگرى که گاهى در مسجد الحرام پیدا مى شود و سخنان دلرباى عجیبى دارد .

    یک وقت سخنان او به گوش تو نرسد که تو را بى اختیار مى کند .

    سحرى در سخنان او هست.

    اتفاقا او موقعى مى رود براى طواف که رسول اکرم در کنار کعبه در حجر اسماعیل نشسته بودند و با خودشان قرآن مى خواندند .

    در گوش این شخص پنبه کرده بودند که یکوقت چیزى نشنود .

    مشغول طواف کردن بود که قیافه شخصى خیلى او را جذب کرد .

    ( رسول اکرم سیماى عجیبى داشتند ).

    گفت نکند این همان آدمى باشد که اینها مى گویند ؟

    یک وقت با خودش فکر کرد که عجب دیوانگى است که من گوشهایم را پنبه کرده ام .

    من آدمم , حرفهاى او را مى شنوم , پنبه را از گوشش انداخت بیرون .
    آیات قرآن را شنید .

    تمایل پیدا کرد .

    این امر منشأ آشنایى مردم مدینه با رسول اکرم ( ص ) شد .

    بعد آمد صحبتهایى کرد و بعدها ملاقاتهاى محرمانه اى با حضرت رسول کردند تا اینکه عده اى از اینها به مکه آمدند و قرار شد در موسم حج در یکى از شبهاى تشریق یعنى شب دوازدهم وقتى که همه خواب هستند بیایند در منا , در عقبه وسطى , در یکى از گردنه هاى آنجا , رسول اکرم ( ص ) هم بیایند آنجا و حرفهایشان را بزنند .

    در آنجا رسول اکرم فرمود من شما را دعوتمى کنم به خداى یگانه و .

    .

    و شما اگر حاضرید ایمان بیاورید , من به شهر شما خواهم آمد .

    آنها هم قبول کردند و مسلمان شدند , که جریانش مفصل است .

    زمینه اینکه رسول اکرم ( ص ) از مکه به مدینه منتقل بشوند فراهم شد .

    این اولین حادثهبود .

    بعد حضرت رسول ( ص ) مصعب بن عمیر را فرستادند به مدینه و او در آنجا به مردم قرآن تعلیم داد .

    اینهایى که ابتدا آمده بودند , عده اندکى بودند , به وسیله این مبلغ بزرگوار عده زیاد دیگرى مسلمان شدند و تقریبا جو مدینه مساعد شد .

    قریش هم روز بروز بر سختگیرى خود مى افزودند , و در نهایت امر تصمیم گرفتند که دیگر کار رسول اکرم را یکسره کنند .

    در ( دارالندوه ( تشکیل جلسه دادند , که این آیه قرآن یکسره اشاره به آنهاست .
    آیات قرآن را شنید .

    در ( دارالندوه ( تشکیل جلسه دادند , که این آیه قرآن یکسره اشاره به آنهاست .

    شناخت مختصرى از زندگى پیامبر اسلام(ص) ولادت و دوران کودکى ولادت پیغمبر اکرم به اتفاق شیعه و سنى در ماه ربیع الاول است , گو اینکه اهل تسنن بیشتر روز دوازدهم را گفته اند و شیعه بیشتر روز هفدهم را , به استثناى شیخ کلینى صاحب کتاب کافى که ایشان هم روز دوازدهم را روز ولادت مى دانند .

    رسول خدا در چه فصلى از سال متولد شده است ؟

    در فصل بهار .

    در السیره الحلبیه مى نویسد : ولد فى فصل الربیع در فصل ربیع به دنیا آمد .

    بعضى از دانشمندان امروز حساب کرده اند تا ببینند روز ولادت رسول اکرم با چه روزى از ایام ماههاى شمسى منطبق مى شود , به این نتیجه رسیده اند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق مى شود با بیستم آوریل , و بیستم آوریل مطابق است با سى و یکم فروردین .

    و قهرا هفدهم ربیع مطابق مى شود با پنجم اردیبهشت .

    پس قدر مسلم این است که رسول اکرم در فصل بهار به دنیا آمده است حال یا سى و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت .

    در چه روزى از ایام هفته به دنیا آمده است ؟

    شیعه معتقد است که در روز جمعه به دنیا آمده اند , اهل تسنن بیشتر گفته اند در روز دوشنبه .

    در چه ساعتى از شبانه روز به دنیا آمده اند ؟

    شاید اتفاق نظر باشد که بعد از طلوع فجر به دنیا آمده اند , در بین الطلوعین .

    مسافرتها رسول اکرم , به خارج عربستان فقط دو مسافرت کرده است که هر دو قبل از دوره رسالت و به سوریه بوده است.

    یکسفر در دوازده سالگى همراه عمویش ابوطالب , و سفر دیگر در بیست و پنج سالگى به عنوان عامل تجارت براى زنى بیوه به نام خدیجه که از خودش پانزده سال بزرگتر بود و بعدها با او ازدواج کرد .

    البته به بعد از رسالت , در داخل عربستان مسافرتهایى کرده اند .

    مثلا به طائفرفته اند , به خیبر که شصتفرسخ تا مکه فاصله دارد و در شمال مکه است رفته اند , به تبوک که تقریبا مرز سوریه استو صد فرسخ تا مدینه فاصله دارد رفته اند , ولى در ایام رسالت از جزیره العرب هیچ خارج نشده اند .

    شغلها پیغمبر اکرم چه شغلهایى داشته است ؟

    جز شبانى و بازرگانى , شغل و کار دیگرى را ما از ایشان سراغ نداریم .

    بسیارى از پیغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانى مى کرده اند ( حالا این چه از الهى اى دارد , ما درست نمى دانیم ) همچنانکه موسى شبانى کرده است .

    پیغمبر اکرم هم قدر مسلم این است که شبانى مى کرده است .

    گوسفندانى را با خودش به صحرا مى برده است , رعایت مى کرده و مى چرانیده و بر مى گشته است .

    بازرگانى هم که کرده است .

    با اینکه یک سفر , سفر اولى بود که خودش مى رفت به بازرگانى ( فقط یک سفر در دوازده سالگى همراه عمویش رفته بود ) .

    آن سفر را با چنان مهارتى انجام داد که موجب تعجب همگان شد .

    پیغمبر اکرم در عصر جاهلیت سوابق قبل از رسالت پیغمبر اکرم چه بوده است ؟

    در میان همه پیغمبران جهان , پیغمبر اکرم یگانه پیغمبرى استکه تاریخ کاملا مشخصى دارد ...

    الف-در همه آن اهل سال قبل از بعثت , در آن محیط که فقط و فقط محیط بت پرستى بود , او هرگز بتى را سجده نکرد .

    البته عده قلیلى بوده اند معروف به[ ( حنفا]( که آنها هم از سجده کردن بتها احتراز داشته اند ولى نه اینکه از اول تا آخر عمرشان , بلکه بعدا این فکر برایشان پیدا شد که این کار , کار غلطى است و از سجده کردن بتها اعراض کردند و بعضى از آنها مسیحى شدند .

    اما پیغمبر اکرم در همه عمرش , از اول کودکى تا آخر , هرگز اعتنائى به بت و سجده بت نکرد .

    این , یکى از مشخصاتایشان است.

    ب -پیش از بعثت براى خدیجه که بعد به همسرى اش در آمد , یک سفر تجارتى به شام انجام داد در آن سفر بیش از پیش لیاقت و استعداد و امانتو درستکارى اش روشن شد او در میان مردم آنچنان به درستى شهره شده بود که لقب[ ( محمد امین]( یافته بود امانتها را به او مى سپردند .

    پس از که با او پیدا کردند , باز هم امانتهاى خود را به او مى سپردند , از همین بعثت نیز قریش با همه دشمنى اى رو پس از هجرت به مدینه , على ( علیه السلام ) را چند روزى بعد از خود باقى گذاشت که امانتها را به صاحبان اصلى برساند .

    ا در بسیارى از کارها به عقل او اتکا مى کردند .

    عقل و صداقت و امانت از صفاتى بود که پیغمبر اکرم سختبه آنها مشهور بود به طورى که در زمان رسالت وقتى که فرمود آیا شما تاکنون از من سخن خلافى شنیده اید , همه گفتند : ابدا , ما تو را به صدق و امانت مى شناسیم .

    یکى از جریانهایى که نشان دهنده عقل و فطانت ایشان است , این است که وقتى خانه خدا را خراب کردند ( دیوارهاى آن را برداشتند ) تا دو مرتبه بسازند , حجر الاسود را نیز برداشتند .

    هنگامى که مى خواستند دو مرتبه آنرا نصب کنند , این قبیله مى گفت من باید نصب کنم , آن قبیله مى گفتمن باید نصب کنم , و عنقریب بود که زد و خورد شدیدى روى دهد .

    پیغمبر اکرم آمد قضیه را به شکل خیلى ساده اى حل کرد .

    قضیه , معروف است , دیگر نمى خواهم وقت شما را بگیرم .

    مسئله دیگرى که باز در دوران قبل از رسالت ایشان هست , مسئله احساس تأییدات الهى است .

    پیغمبر اکرم بعدها در دوره رسالت , از کودکى خودش فرمود .

    از جمله فرمود من در کارهاى اینها شرکت نمى کردم .

    گاهى هم احساس مى کردم که گویى یک نیروى غیبى مرا تأیید مى کند .

    مى گوید من هفت سالم بیشتر نبود , عبدالله بن جدعان که یکى از اشراف مکه بود , عمارتى مى ساخت .

    بچه هاى مکه به عنوان کار ذوقى و کمکدادن به او مى رفتند از نقطه اى به نقطه دیگر سنگ حمل مى کردند .

    من هم مى رفتم همین کار را مى کردم .

    آنها سنگها را در دامنشان مى ریختند , دامنشان را بالا مى زدند و چون شلوار نداشتند کشف عورت مى شد .

    من یک دفعه تا رفتم سنگ را گذاشتم در دامنم , مثل اینکه احساس کردم که دستى آمد و زد دامن را از دستم انداخت, حس کردم که من نباید این کار را بکنم , با اینکه کودکى هفت ساله بودم .

    از جمله قضایاى قبل از رسالت ایشان , به اصطلاح متکلمین[ ( ارهاصات]( است که همین داستان ملک هم جزء ارهاصات به شمار مىآید .

    رؤیاهاى فوق العاده عجیبى بوده که پیغمبر اکرم مخصوصا در ایام نزدیک به رسالتش مى دیده است .

    مى گوید من خوابهایى مى دیدم که : | یأتى مثل فلق الصبح | مثل فجر , مثل صبح صادق , صادق و مطابق بود , اینچنین خوابهاى روشن مى دیدم .

    چون بعضى از رؤیاها از همان نوع وحى و الهام است, نه هر رؤیایى , نه رؤیایى که از معده انسان بر مى خیزد , نه رؤیایى که محصول عقده ها , خیالات و توهمات پیشین است .

    جزء اولین مراحلى که پیغمبر اکرم براى الهام و وحى الهى در دوران قبل از رسالت طى مى کرد , دیدن رؤیاهایى بود که به تعبیر خودشان مانند صبح صادق ظهور مى کرد , چون گاهى خود خواب براى انسان روشن نیست , پراکنده است, و گاهى خوابروشن است ولى تعبیرش صادق نیست , اما گاه خواب در نهایت روشنى است , هیچ ابهام و تاریکى و به اصطلاح آشفتگى ندارد , و بعد هم تعبیرش در نهایت وضوح و روشنایى است.

    از سوابق دیگر قبل از رسالت رسول اکرم یعنى در فاصله ولادت تا بعثت , این است که - عرض کردیم - تا سن بیستو پنج سالگى دو بار به خارج عربستان مسافرت کرد .

    پیغمبر فقیر بود , از خودش نداشت یعنى به اصطلاح یک سرمایه دار نبود .

    هم یتیم بود , هم فقیر و هم تنها .

    یتیم بود , خوب معلوم است , بلکه به قول[ ( نصا ب](لطیم هم بود یعنى پدر و مادر هر دو از سرش رفته بودند .

    فقیر بود , براى اینکه یکشخص سرمایه دارى نبود , خودش شخصا کار مى کرد و زندگى مى نمود , و تنها بود .

    وقتى انسان روحى پیدا مى کند و به مرحله اى از فکر و افق فکرى و احساسات روحى و معنویات مى رسد که خواه ناخواه دیگر با مردم زمانش تجانس ندارد , تنها مى ماند .

    تنهایى روحى از تنهایى جسمى صد درجه بدتر است .

    اگر چه این مثال خیلى رسا نیست , ولى مطلب را روشن مى کند : شما یک عالم بسیار عالم و بسیار با ایمانى را در میان مردمى جاهل و بى ایمان قرار بدهید .

    ولو آن افراد , پدر و مادر و برادران و اقوام نزدیکش باشند , او تنهاست.

    یعنى پیوند جسمانى نمى تواند او را با اینها پیوند بدهد .

    او از نظر روحى در یک افق زندگى مى کند و اینها در افق دیگرى .

    گفت[ : ( چندان که نادان را از دانا وحشت است , دانا را صد چندان از نادان نفرت است]( .پیغمبر اکرم در میان قوم خودش تنها بود , همفکر نداشت .

    بعد از سى سالگى در حالى که خودش با خدیجه زندگى و

  • فهرست دانلود مقاله مردم مدینه ورسول اکرم(ص)

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت