دانلود مقاله توکل

قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله توکل

    ریشه توکّل
    توکّل در اصل از ماده » وکالت « به معنای ؛ انتخاب وکیل کردن است .

    و این را می دانیم که وکیل خوب کسی است که ، حداقل دارای 4 صفت باشد :
    1 – آگاهی کافی 2 – امانت 3 – قدرت 4 - دلسوزی
    توکّل کردن بر خدا یعنی ؛ انسان در برابر مشکلات و حوادث زندگی ، و دشمنی ها و سرسختی های مخالفان و پیچیدگیها و احیاناً ، بن بستهائی که در مسیر خود به سوی هدف دارد ، در جائی که توانائی برگشودن آنها را ندارد ، او را وکیل خود سازد ، و به او تکیه کند ، و از تلاش و کوشش باز نایستد بلکه در آنجا هم که توانایی بر انجام کاری دارد ، باز مؤثر اصلی را خدا بداند ، زیرا از دریچه چشم یک مُوحدسرچشمه تمام قدرتها و نیروها خداست .

    توکّل چیست ؟
    برخی از مردم خیال می کنند توکّل آن است که ، انسان کار نکند و به کلّی دست از تدبیر امور زندگی بردارد و مانند کهنه ا ی بر زمین ، یا گوشتی در میان زنبیل قرار بگیرد ، و مسلّماً این گونه اندیشه کار جاهلان است ، و شرع مقدّس آن را حرام فرموده ، برای آنکه آدمی ، مکلّف است ، روزی خود را از راه زراعت و تجارت و امثال آنها که خدای متعال مقرّر فرموده بدست آورد.

    و همچنانکه خدای متعال ، نماز و روزه و حج را ، جزء تکالیف بندگان ، و مایه قربشان قرار داده، تحصیل روزی را نیز به ایشان تکلیف کرده ، و مایه قرب آنان قرار داده است.
    همانطور که می دانیم ، تحصیل روزی از همه عبارات برتر است ، در عین حال خدای بزرگ دستور داده ، به دیگری غیر از او ، وثوق و اطمینان پیدا نکنند ، و اسباب عادّی را ، علّت مستقل پیدایش آنها ندانند ، چنان که به بندگان عابد خود فرموده ، به اعمال نیکوی خود اعتماد نداشته ، بلکه به فضل او توجّه داشته باشند .

    امّا ، منظور از توکّل در اسلام که شرع مقدس اسلام ، پیروان خود را به آن دعوت نموده آن است که ؛ انسان مسلمان قلباً به خدا اعتماد داشته باشد ، و همه کارهای خود را به حضرتش واگذار نماید ، و از غیر او به کلّی روگردان باشد .
    همانطور که می دانیم ، تحصیل روزی از همه عبارات برتر است ، در عین حال خدای بزرگ دستور داده ، به دیگری غیر از او ، وثوق و اطمینان پیدا نکنند ، و اسباب عادّی را ، علّت مستقل پیدایش آنها ندانند ، چنان که به بندگان عابد خود فرموده ، به اعمال نیکوی خود اعتماد نداشته ، بلکه به فضل او توجّه داشته باشند .

    امّا ، منظور از توکّل در اسلام که شرع مقدس اسلام ، پیروان خود را به آن دعوت نموده آن است که ؛ انسان مسلمان قلباً به خدا اعتماد داشته باشد ، و همه کارهای خود را به حضرتش واگذار نماید ، و از غیر او به کلّی روگردان باشد .

    با این کیفیّت لازم نیست ، اصولاً برای انجام کارهای خود به اسباب دنیوی توجّهی نداشته باشد بلکه ، حصول اسباب در صورتی که استقلال تامی برای آنها قایل نباشیم ، با توکّل منافات ندارد ، زیرا در این مورد ، توجّه کلّی ما به خدا بوده و از او میخواهیم منظور ما را از جایی که گمان نداریم برآورد ، و بلکه معتقدیم ، ذات احدیت بدون اسباب عادّی هم ممکن است ، حوائج ما را ، روا سازد و آنها را به طور کلّی از مدخلیّت بیندازد .

    نتیجه آن که ، در تمام امور خود از جمله : امور منتظره ، قطعی ، ظنّی به خدا اتّکاء نموده و به حضرت حق توکّل نماید و خود نیز در طلب مقصود قدمی بردارد و آنگاه گوید : خدایا توکّل بر تو .

    حکایت حکایت کرده اند : یکی از پارسایان ، از شهرها ، دوری گزیده ، و به کوهی پناهنده گردیده و می گفت : از هیچ کس سئوال نمی کنم و دست نیاز به در خانه احدی دراز نمی‌کنم ، جز اینکه خداوند روزی مرا ، کرامت کرامت فرماید .

    هفت روز به همین کیفیّت ، گرسنه و تشنه به سر برد ، تا نزدیک بود بمیرد ، و بالاخره درِ روزی از هیچ طرف به روی او گشاده نشد .

    پارسا که از گرسنگی ، بیچاره شده بود ، سر به طرف آسمان بلند کرد و عرض کرد : پروردگارا ، اگر میخواهی مرا زنده بداری ، روزیی که قسمت من فرموده ای ، برای من عنایت فرما وگرنه، روح مرا بگیر ، و از این بیچارگی رهائی ده .

    خدای متعال به او ، فرمود : » سوگند به بزرگی و ارجمندی خودم ، تا وقتی که به یکی از شهرها وارد نشوی ، و با مردم نشست و برخاست نکنی و با آنان ، همآهنگی ننمایی ، روزی به تو نخواهم داد .

    پارسا که از اندیشه نارسای خود بهره مند نشد ، طبق دستور ، وارد شهری شد و با مردم همکاری کرد و با آب و نان ، مقسومش اعطا گردید ، و بی اندازه خائف و شرمساربود ، خدا به او ، وحی کرد : خواستی که با زهد خود ، حکمت دنیوی مرا تغییر دهی ، مگر نمی دانی هرگاه روزیِ بنده ام را به دست بندگانم مرحمت فرمایم ، دوست تر دارم تا به دست توانای خود کرامت فرمایم .

    در اسرائیلیات آمده است که ...

    حضرت موسی » علیه السّلام « بیمار شد .

    مردم اسرائیل بر حضرتش وارد شده ، بیماری او را شناختند .

    عرض کردند : اگر به این دارو ، معالجه فرمایی، از این بیماری ، بهبودی خواهی یافت ، فرمود : هیچ دوایی به کار نمی برم ، تا خدای متعال مرا بدون استعمال دارو عافیت دهد .

    تصادفاً بیماری او به طول انجامید .

    خدای متعال به او وحی فرمود : » سوگند به عزّت و جلالم ، تو را شفا نمی دهم ، مگر همان دارویی که آنان برای معالجه مرضت تجویز کردند را به کار بری .

    « موسی » علیه السّلام « ناگزیر شد ، بنی اسرائیل را خواند ، و فرمان داد ، همان دارویی را که گفتید ،برای معالجت من مهیّا سازید .

    آنان حضرتش را ، به همان دارو مداوا کردند ، تا بهبودی یافت .

    موسی » علیه السّلام « از این عمل خائف بود که چرا ، از ابتدا سرپیچی کرد .

    خدا به او پیام داد : آیا خواستی تا ، با توکلّت به من حکمت مرا ناچیز سازی، چه کسی به غیر از من بهره ها را در گیاهان برقرار ساخته ؟!

    معانی دیگر توکّل - انداختن بدن است در بندگی ، و تعلّق قلب است به پرورندگی و به عبادت.

    2 – توکّل به خدا ، بریدن بنده از تمام آرزوهای خود است و بریدن از مخلوق و پیوستن به حق است .

    انسان متوکّل ، طالب خیر و صلاح خویش است و حق تعالی را که ، فاعل خیر و صلاح داند ، وکیل کند در تحصیل خیر و صلاح .

    معنی توکّل از زبان جبرئیل در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام آمده است که، فرمود : از پیک وحی خدا جبرئیل پرسیدم : توکّل چیست ؟

    گفت : » حقیقت توکّل این است که ، انسان بداند ؛ مخلوق ، نه زیان می رساند و نه نفع ، و نه عطا میکند ونه منع .

    چشم امید از خلق برداشتن و به خالق دوختن .

    هنگامی که چنین شود ، انسان جز برای خدا ، کار نمی کند ، به غیر او امید ندارد ، از غیر او نمی ترسد ، و دل به کسی جز او نمی بندد ، این روح توکّل است .

    « حدیث قدسی پیغمبر » صلّی اللّه علیه وآله « فرموده اند : در شب معراج از پیشگاه خداوند سئوال کردم : پروردگارا !

    » ایّ الاعمال افضل « ، چه عملی از همه اعمال برتر است .

    خداوند متعال فرمودند : » لیس شیء عندی افضل من التوکل علیّ والرضا « چیزی در نزد من افضل و برتر از توکّل بر من و خشنودی به آنچه قسمت کرده ام نیست .

    معنی توکّل در شریعت معنی توکّلی که در شریعت به آن امر شده است : اعتماد قلبی بر خدا در همه امور ، و بریدن و انقطاع از غیر اوست .

    و منافاتی با تحصیل اسباب ، وقتی آدمی به آنها اطمینان نیابد ، ندارد ، بلکه آرامش وی باید به خدای سبحان باشد ، نه به اسباب ، و در نفس خود روا بداند ، که خدا مطلوب او را ، از آنجا که گمان ندارد می رساند ، نه اسبابی که خود آنها را تحصیل کرده ، و باور داشته باشد که ممکن است خدا این اسباب را از مسبّبات آنها قطع کند .

    درجه توکّل توکّل درجه ای از درجات دین و مقامی از مقامات مردم بایقین است .

    بالاتر از این ، توکّل از عالیترین درجات مقرّبین است ، و هر گاه بخواهیم توکّل را از راه علم ثابت کنیم ، از جمله مسائل مشکلی است که به زودی ، دست حلّ علمی، به آن نمی رسد ، و از نظر عمل ، همه به آن متوجّه شویم ، کاری است بس دشوار و پرمشقّت .

    علّت اشکال آن ، از نظر علم ، آن است که ، هرگاه بخواهیم اسباب را در آن مدخلیت دهیم و به آنهااعتماد کنیم ، مسلّماً راه شرکی برای خود ایجاد کرده ، که با توحید سازگار نیست ، و شرع از چنین معنایی کاملاً جلوگیری کرده و توجّه به اسباب چنان است که در بحر بیکران جهل فرو رفته باشیم .

    چند آیه در رابطه با توکّل 1 – قال اللّه تعالی :» و علی اللّه ، فتوکّلوا اِن کنتم مؤمنین« .

    ( مائده / 27 ) اگر به خدا ایمان آورده اید ، بر حضرت او توکّل نمائید .

    2 – قال اللّه تعالی : » و مَن یتوکّل علی اللّه فهو حسبه « .

    ( طلاق / 3 ) 3 – قال اللّه تعالی : » اِنّ اللّه یحبّ المتوکّلین « .

    ( آل عمران / 154 ) همانا خداوند متوکّلان را دوست دارد .

    4 – قال اللّه تعالی : » الیس اللّه بکات عبده « .

    ( زمر / 38 ) خدای متعال کارهای بنده اش را درست می کند و او کافی به حال بنده است.

    حدیث امام صادق ( ع ) حضرت صادق » علیه السّلام « می فرمایند : خدای متعال به حضرت داود خطاب فرمود : » ای داود هیچ بنده ای به من متوجّه نمی شود ، که از خلق روگردان شود.

    جز اینکه من از عقیده او باخبر می شوم و هرگاه در این حال آسمانها و زمین دست مکر به روی او دراز کنند ، از همه طرف به او کمک می کنم و راه نجات به او نشان می دهم ، و اگر بنده ای از بندگان من به دیگری توجّه کند و من بدانم این مطلب را در نیّت او ، درهای رحمت را به روی او می بندم و زمین را بر او خشمناک می سازم وباکی ندارم در هرکجا به هللاکت رسد « .

    بنابراین کسی که دیگری را ، دست اندرکارِ خود بداند ، پشت به توکّل کرده و این آیه مبارکه را تکذیب نموده : » الیس اللّه بکاف عبده « .

    ( زمر / 38 ) علّامه کاشانی .

    ملا محسن ؛اخلاق حسنه ، پیام عدالت ، اول ، تهران ، ص255 .

    درجات توکّل درجه اول توکّل در ضعف و قوّت سه درجه دارد : اوّل : آنکه حال او در حقّ خدا و اعتماد و وثوق به عنایت و سرپرستی و کفالت او ، همچون حال وی نسبت به وکیل خود باشد ، و این ضعیف ترین درجه توکّل است ، و وقوع آن بسیار است .

    و مدّتی درازدوام دارد ، و منافی با اصل تدبیر و اختیار نیست ، بلکه چه بسا ، بسیاری از تدبیرات به سعی و کوشش و اختیار او ، تحقّق می یابد .

    درجه دوّم دوّم : حال شخص متوکّل باخدا مثل حال طفل است با مادر خود !

    کودک جز مادر را ، نمی شناسد و به غیر از او هم اعتماد ندارد .

    اگر مادر را ببیند ، به دامن او می آویزد ، و در غیاب مادر ، اگر امری ، روی بدهد اولین کلمه ای که بر زبان خود جاری می کند : ای مادر !

    است .

    درجه سوّم سوّم : بالاترین درجات است و آن این است که انسان در سکنات و رفتار خود ، در پیشگاه

  • فهرست دانلود مقاله توکل

تگ‌ها:

توکل

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت