دانلود مقاله چهل درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )

  • Code: # 15126

  • تعداد صفحات: 22
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: مشاهیر و بزرگان
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله چهل درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )

    لقد کان لکم فى رسول الله اسوه حسنه ...

    (1)
    زندگینامه رسول مکرم اسلام حضرت محمدبن عبدالله صلى الله علیه و آله کتاب قطور و بزرگى است که عصاره همه خوبیهاى عالم در آن جمع شده است .
    زندگى این اسوه بزرگ خلقت ، عظمت و اعجازى است که در تاریخ بشریت نظیر ندارد.
    جاى جاى این زندگى نور، سرمایه عظیمى براى پرورش انسانهاى نمونه و ارائه آنها به عنوان الگو و سرمشق به دیگران است .

    از آنجا که آموختن راه و رسم زندگى رسول اکرم صلى الله علیه و آله اولین وسیله مطمئن براى شناخت مقاصد و مفاهیم عالیه اسلام به شمار مى رود.

    از دریاى بیکران فضایل آن حضرت 120 درس زندگى (به یاد 120 ماه ایثار براى گسترش ‍ اسلام در مدینه ) از منابع معتبر انتخاب و به ترتیب حروف الفبا مرتب شده ، که به محضر عاشقان حضرتش تقدیم مى شود.
    با آرزوى توفیق - مؤ لف

    1 - آداب جنگ
    هرگاه پیامبر صلى الله علیه و آله تصمیم مى گرفت لشگرى را به جنگى بفرستد، آنها را مى طلبید و در مقابل خود نشانده و مى فرمود: به نام خدا و در راه خدا و بر روش پیامبر او حرکت کنید.

    به دشمنان خویش خیانت نکنید، آنها را مثله ننمائید و با آنها مکر نورزید.

    پیرمرد ضعیف و زن و کودک را نکشید.

    درختان را قطع ننمائید، مگر اینکه ناچار شوید.

    هر کس از مسلمین از کوچک و بزرگ توجهى به یکى از مشرکین داشته باشد و او را پناه بدهد، او در امان است تا کلام خدا را بشنود، اگر از شما متابعت کرد از برادران دینى شما محسوب مى شود، و اگر امتناع کرد، او را به منزلگاه خود برسانید و از خدا استعانت جوئید.

    (2)



    2 - آداب دیدار
    مردى به خانه رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و درخواست دیدار نمود، هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله خواست از خانه خارج شود و به دیدار آن مرد برود، جلو آینه یا ظرف بزرگى از آب داخل اتاق ایستاد و سر و صورت خود را مرتب کرد.
    عایشه از دیدن این کار تعجب کرد.

    پس از بازگشت آن حضرت پرسید: یا رسول الله ، چرا هنگام رفتن در برابر ظرف آب ایستادى و موها و سر و صورت خود را مرتب کردى ؟
    فرمود: اى عایشه ، خداوند دوست دارد، هنگامى که مسلمانى براى دیدار برادرش مى رود، خود را براى دیدار او بیاراید!!(3)


    3 - آداب غذا خوردن
    حضرت در کنار سفره همانند بنده متواضع مى نشست ، و سنگینى خود را بر روى ران چپ مى افکند.

    هرگاه در حال صرف غذا بود، تکیه نمى داد.

    با نام و یاد خدا شروع مى کرد، بین دو لقمه خدا را یاد مى کرد و سپاس ‍ مى گفت .

    وقتى غذا تناول مى فرمود، نام خدا را مى برد و حمد و سپاس خدا را بین دو لقمه به جا مى آورد.

    این نکات حاکى از توجه به ولى نعمت و یا و نام خداى سبحان مى باشد.

    او هیچ گاه زیاده روى در تناول غذا نداشت .

    وقتى بر طعامى دست مى نهاد، مى فرمود: به نام خدا، خدایا؛ بر ما مبارک قرار ده .

    او هیچ غذایى را بد نمى شمرد، اگر میل داشت ، تناول مى کرد و اگر به طعامى تمایل نداشت ، آن را ترک مى کرد.

    حضرت تنها غذا نمى خورد، دوست داشت دسته جمعى باشد: بهترین طعام براى او طعام دسته جمعى بود.

    در هنگام غذا از همه زودتر شروع مى کرد و آخر از همه دست مى کشید، تا دیگران در غذا خوردن شرم نکنند و گرسنه برنخیزند.

    از جلو خودش غذا مى خورد، غذاى داغ نمى خورد، و غذاى او بسیار ساده ، مانند نان جو بود، هرگز نان گندم نخورد، و به غذاى ساده پرانرژى مانند رطب علاقه داشت .

    (4)


    4 - آداب نشستن
    پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله جاى خاصى براى نشستن در نظر نمى گرفت (5)، و سعى مى کرد در پایین مجلس بنشیند.

    دوست نداشت در هنگام نشست و برخاست ، کسى به احترام او برخیزد.

    و در این رابطه فرمودند: کسى که دوست دارد دیگران به احترام وى از جا برخیزد، جایگاهش آتش است .


    5 - آزار همسایه مردى نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله آمد و به آن حضرت از آزار همسایه اش شکایت کرد.

    رسول خدا صلى الله علیه و آله به او فرمود: صبر کن .

    دوباره آمد و شکایت کرد.

    فرمود: صبر کن .

    سپس بار سوم باز آمد و شکایت کرد.

    پیامبر صلى الله علیه و آله به مرد شاکى فرمودند: روز جمعه که مردم به نماز جمعه روند، اثاث منزل خود را بر سر راه بنه تا هر کس به نماز جمعه مى رود آن را ببیند و چون از تو سؤ ال کردند، موضوع را به آنها گزارش کن .

    آن مرد: چنین کرد و همسایه آزاردهنده اش آمد و گفت : اثاث خانه ات را برگردان ، براى تو با خدا عهد کنم که به آزارت برنگردم .

    (6) 6 - آموختن علم و دانش مردى از انصار به محضر رسول اکرم صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله !

    اگر جنازه اى حاضر باشد و مجلس ‍ عالمى ، کدامیک را دوست تر دارى که من حضور یابم ؟

    رسول الله صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر براى تشییع و دفن ، کسانى باشند که عهده دار انجام آن شوند، حضور یافتن در مجلس دانشمند، از حاضر شدن در تشییع هزار جنازه و عیادت هزار بیمار و از نماز شب و روزه هزار روز و از هزار صدقه به مستمندان دادن و از هزار حج مستحب و از هزار جنگ مستحب در راه خدا با مال و جان برتر است ، کجا اینها با فضیلت حضور در محضر عالم برابرى مى کند؟!

    آیا ندانسته اى که اطاعت و عبادت خدا وابسته به علم و دانش ‍ است و خیر دنیا و آخرت با علم مى باشد و بدى دنیا و آخرت با نادانى است ؟!

    (7) 7 - احترام به دیگران حضرت على علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلى الله علیه و آله هرگز با احدى دست نداد که دست خود را از دست او جدا کند، تا اینکه طرف دست خود را جدا مى ساخت و احدى کارى به او نمى سپرد که آن را رها کند، تا زمانى که طرف از حاجت خود صرفنظر مى کرد.

    و با احدى به گفتگو نپرداخت که سکوت کند، تا وقتى که طرف ساکت مى شد، و بالاخره هرگز دیده نشد که آن حضرت پا مبارک را در برابر همنشینى دراز نماید.

    8 - احترام به کودکان روزى پیامبر نشسته بود، امام حسن و امام حسین علیه السلام وارد شدند.

    حضرت به احترام آنان از جاى برخاست و به انتظار ایستاد.

    چون کودکان در راه رفتن ضعیف بودند، لحظاتى چند طول کشید.

    بدین جهت پیامبر صلى الله علیه و آله به سوى آنان رفت و استقبال کرد.

    آغوش خود را گشود و هر دو را بر دوش خویش سوار کرد و به راه افتاد و مى فرمود: فرزندان عزیز، مرکب شما چه خوب مرکبى است و شما چه سواران خوبى هستید.

    (8) 9 - احترام پدر و مادر مردى به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله رسید و پرسید، اى رسول خدا!

    من سوگند خورده ام که آستانه در بهشت و پیشانى حورالعین را ببوسم .

    اکنون چه کنم ؟

    پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: پاى مادر و پیشانى پدر را ببوس .

    (یعنى اگر چنین کنى ، به آرزوى خود در مورد بوسیدن پیشانى حورالعین و آستانه در بهشت مى رسى .) او پرسید: اگر پدر و مادرم مرده باشند، چه کنم ؟

    پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: قبر آنها را ببوس .

    (9) 10 - احترام مؤ من رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه خدا نگاهى کردند و فرمودند: خوشا به حال تو خانه اى که چقدر بزرگت داشته و احترامت را برافراشته است !

    به خدا قسم که مؤ من نزد خداوند از تو محترم تر است ، زیرا خداوند بزرگ بر تو یک چیز را حرام کرده و آن قتل و کشتار پیرامون تست ، ولى از براى مؤ من سه چیز را حرام و ناروا فرموده است ؛ خون ، مالش و گمان بد به او بردن .

    (10) 11 - ارزش کار ابن عباس (ره ) گفت : رسول خدا صلى الله علیه و آله چون به مردى مى نگریست و از دیدن او خوشوقت مى شد، مى پرسیدند: کارش چیست ؟

    اگر مى گفتند: بیکار است ، مى فرمودند: از نظر من افتاد.

    عرض مى شد: یا رسول الله صلى الله علیه و آله !

    چرا بى ارزش گردید؟

    مى فرمودند: چون مؤ من بیکار بماند، ناچار با دین خود باید معیشت کند.

    (11) 12 - اشتغال حضرت محمد صلى الله علیه و آله همین که به مردى نگاه مى کرد و از وى خوشش مى آمد، مى فرمود: آیا شغلى دارى ؟

    اگر مى گفتند، بیکار است ، مى فرمود: از چشم من ساقط شد، عرض مى کردند: یا رسول الله براى چه از چشم شما افتاد؟

    مى فرمود: زیرا مؤ من بیکار بود، دین خود را اسباب معیشت قرار مى دهد!

    (12) 13 - اصولگرایى عبدالله بن ابى ، سردسته منافقان که با اداى کلمه شهادت مصونیت یافته بود، در باطن امر از اینکه با هجرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله به مدینه ، بساط ریاست او برچیده شده بود، عداوت آن حضرت را در دل مى پرورانید و ضمن همکارى با یهودیان مخالف اسلام ، از کارشکنى و کینه توزى و شایعه سازى بر ضد او فروگذار نبود.

    آن حضرت نه تنها اجازه نمى داد یارانش او را به سزاى عملش برسانند، بلکه با کمال مدارا با او رفتار مى کرد و در حال بیمارى به عیادتش مى رفت !

    در مراجعت از غزوه تبوک ، جمعى از منافقان به قصد جانش توطئه کردند که به هنگام عبور از گردنه ، مرکبش را رم دهند تا در پرتگاه سقوط کند و با این که همگى صورت خود را پوشانیده بودند، آنها را شناخت و با همه اصرار یارانش ، اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر کرد.

    (13) 14 - الگوى جامع پیامبر صلى الله علیه و آله لباسش را خودش مى دوخت ، و کفشش را خودش وصله مى کرد، و گوسفندش را خود مى دوشید.

    و با بردگان غذا مى خورد.

    روى زمین مى نشست و سوار بر الاغ مى شد، و کسى را همردیف خود قرار مى داد، و شرم آن نداشت که خودش به بازار برود و نیازهاى خانه را خریدارى کرده و حمل کند.

    با همه افراد دست مى داد، و تا طرف ، دستش را رها نمى کرد، او رها نمى کرد، به همگان سلام مى کرد و اگر به چیزى دعوت مى شد، هر چند به خرماى خشک ، دعوت را رد نمى نمود.

    کم خرج و بزرگ طبع و خوش برخورد بود.

    چهره اش گشوده و خندان بود، اندوهش آمیخته مهربان با خشم نبود، و در تواضعش ذلت نبود، اشراف در بخشش داشت ، قلبى مهربان داشت ، و همه مسلمانان مهربان بود.

    هرگز سر سفره اى سیر بر نخاست و هرگز دست طمع به چیزى دراز نکرد.

    (14) 15 - امتیاز روایت شده ، رسول مکرم اسلام صلى الله علیه و آله در سفرى بود.

    براى طعام ، امر فرمود گوسفندى را ذبح نمایند.

    شخصى عرض کرد: یا رسول الله !

    ذبح گوسفند به عهده من ، و دیگرى گفت که پوست کندن آن با من ، و شخص دیگر گفت که پختن آن با من .

    آن حضرت فرمود: جمع کردن هیزم هم با من باشد.

    گفتند: یا رسول الله ، ما هستیم و هیزم جمع مى کنیم .

    نیاز به زحمت شما نیست .

    فرمود: این را مى دانم ، لیکن خوش ندارم که خود را بر شما امتیازى دهم .

    پس به درستى که حق تعالى کراهت دارد از بنده اش که ببیند او خود را بر دوستانش امتیاز داده است .(15) 16 - انصاف هنگامى که رسول خدا صلى الله علیه و آله هفت ساله بود، روزى از دایه اش (حلیمه سعدیه ) پرسید، برادرانم کجا هستند؟

    (چون در خانه حلیمه بود، فرزندان او را برادر خطاب مى کرد).

    حلیمه جواب داد: فرزندان عزیز، آنان گوسفندانى را که خداوند به برکت وجود تو به ما مرحمت کرده است ، به چرا برده اند.

    طفل گفت : مادر: درباره من به انصاف رفتار ننمودى .

    مادر پرسید: چرا؟

    گفت : آیا سزاوار است که من در سایه خیمه بمانم و شیر بنوشم ، ولى برادرانم در بیابان ، زیر آفتاب سوزان باشند؟

    (16) 17 - اوایل زندگى از همان اوائل زندگانى که در سرزمینى به نام اجیاد در اطراف مکه به

  • فهرست دانلود مقاله چهل درس زندگى از سیره حضرت محمد (ص )

    فهرست


    مقدمه
    1 - آداب جنگ
    2 - آداب دیدار
    3 - آداب غذا خوردن
    4 - آداب نشستن
    5 - آزار همسایه
    6 - آموختن علم و دانش
    7 - احترام به دیگران
    8 - احترام به کودکان
    9 - احترام پدر و مادر
    10 - احترام مؤ من
    11 - ارزش کار
    12 - اشتغال
    13 - اصولگرایى
    14 - الگوى جامع
    15 - امتیاز
    16 - انصاف
    17 - اوایل زندگى
    18 - اهمیت کودک
    19 - بخل
    20 - بدهکارى
    21 - برخورد یکسان با فرزندان
    22 - بردبارى در مقابل دشنام
    23 - بلند شدن به احترام مؤ من
    24 - بوسیدن دست کارگر
    25 - بى اعتنایى به دنیا
    26 - پاداش زنان
    27 - پاداش نماز مؤ من
    28 -پیوند با مادر مشرک
    29 - تاءثیر نماز
    30 - تحفه
    31 - تعلیم و تعلم
    32 - تنبیه بدنى
    33 - توجه به دیگران
    34 - ثواب کار
    35 - جواب سلام
    36 - جوانان
    37 - حب على علیه السلام
    38 - حسن معاشرت
    39 - حضرت خدیجه علیهماالسلام
    40 - حفظ ارتباط






  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت