دانلود مقاله دین زرتشت

  • Code: # 15317

  • تعداد صفحات: 39
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله دین زرتشت

    مقدمه
    کیش زردشت و آیین ودیک هردو دارای یک ریشه و منشأ واحد هستند.

    هنگامی که صحرانوردان قبایل هند و اروپایی در هزاره دوم قبل از میلاد در مکانی از سواحل شرقی دریای خزر از یکدیگر جدا شدند یک قسمت آنها به سوی هند رو آوردند و عده‎ای دیگر به آذربایجان و ارمنستان داخل شدند.

    و این جدایی، دو فرهنگ جداگانه بوجود آورد.

    ساکنان ایران در این کشور بایر و عریان با آب و هوایی خشک خوی و خلقی خاص گرفتند و مردمی واقع‎بین، باهوش و مستعد و کارپیشه گشتند و شبانی و کشاورزی را انتخاب کردند.

    و آریانهای هند در آب و هوای مرطوب و گرم جای گرفتند و اوضاع زندگانی اقتضا می کرد که به آسایش جسمانی و رخوت و کم‎کاری و خیالات فلسفی و افکار شاعرانه بگرایند.


    در ایران فکر و اندیشه در حول و حوش ضروریات زندگی دور می زد و تنازع بقاءو کشمکش حیات بیشتر واقعیت داشت بنابراین دین و مذهب بر پایه خلق و منش قرار گرفت و سعی و عمل در اندیشه ایرانیان به جای ریاضت و عزلت هندوان مستقر شد.

    و دین هند و دین زردشت دو ماهیت مختلف حاصل کردند و در دو قطب متضاد قرار گرفتند.


    شرح و بیان پیدایش مذهب زرتشت کار آسانی نیست و مأخذ موجود برخلاف منابع آیین ودا چندان روشن و موثق نیست.

    کتاب مقدس زرتشتیان اوستاست که مجموعه‎ای است از مطالب مختلف بدون ارتباط با هم و در حقیقت باقیمانده یک ادبیات باستانی کهنسال است.

    مهمترین قسمت اوستا یسناست که مشتمل برگاتها می‎باشد یعنی سرودهای زرتشت با لهجه محلی و از آن اطلاعات موثق درباره حیات و اندیشه‎های زردشت به دست می‎آید.

    قسمتهای دیگر ویسپرد، وندیداد، یشتها و خرده اوستاست که از نظر اعتبار به پای یسنا نمی‎رسند.

    دین عامه مردم ایران هنگام ظهور زرتشت همان آیین وداها بوده یعنی اکثر خلایق قوای طبیعت را می‎پرستیده‎اند و به آنها دیو می‎گفتند، تجسم نیروهای طبیعی مانند آفتاب و ماه و ستارگان و خاک و آتش و آب و باد هستند.

    در میان این قوا اینتار یا ایندرا از همه برجسته‎تر است زیرا که کشنده اژدها و آورنده باران است ولی برخلاف آریانهای هند خدای خدایان نیست در ایران ایندرا تحت‎الشعاع میترا قرار گرفته که خدای عالم است و همه قبایل او را می ستودند.

    در خرده اوستا میترا مانند خدایی که پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می‎برده‎اند یاد شده.

    نام خدای دیگر در عرض میترا ذکر شده او را واناشیل است که خدای گنبد آسمان و نگهبان نظم جهان است.

    خلاصه ایرانیان این قوای الهی و بعضی دیگر را پرستش می‎کردند و در پیشگاه آنها در زیر آسمان صاف و در کنار محرابها با حضور موبدان قربانیها و هدایا می‎گذرانیده‎اند و آتش را می‎پرستیده و شربتی آسمانی و سکرآور که از فشرده گیاهی مقدس به نام هوما می‌گرفته‎اند و برای کسب خیر و برکت می‎نوشیده‎اند.

    حیات زرتشت ظاهراً زرتشت دهقانزاده‎ای بوده از ریشه آریایی نام‎ او زورواستر و اصل آن زراتشتر کلمه آریایی کهنه است.

    و جزء اخیر آن اشترا به معنی شتر است.

    تاریخی حقیقی تولد زرتشت بسیار مجهول است.

    روایات ایرانی تولد او را در حدود 660 ق م نشان می‎دهد.

    و عده‎ای تاریخ قدیمی‎تر یعنی حدود 1000 ق م را تاریخ تولد او می‎دانند.

    محل تولد او نیز مجهول است.

    عده‎ای می‎گویند در ناحیه ماد (آذربایجان) شمال غرب ایران است و بعضی معتقدند در بلخ شرق ایران است.

    ولی از قرار معلوم او در غرب ایران زاییده شده و در شرق به کار دعوت خود پرداخته است.

    روایات باستانی می‎گویند که او در 15 سالگی نزد آموزگاری تعلیم یافت و از او کشتی (نام کمربند مقدس زردشتیان است شبیه زنار هندوان و این شباهت در دو مذهب قابل توجه است) دریافت کرد.

    از آغاز عمر به خوی مهربان و سرشت لطیف معروف گردید.

    وقتی 20 ساله شد خانواده خود را رها کر و برای یافتن اسرار مذهبی و پاسخ مشکلات روحانی در اطراف جهان سرگردان شد، شاید که نور اشراق درون دل او را منور سازد.

    روزی از دانایان پرسید بهترین کار که آسایش می‎آورد چیست؟

    در جواب گفتند: سیر کردن گرسنگان، خوراک دادن به چهارپایان، فروزان داشتن آتش، افشاندن شیره هوماو آب و پرستش دیوان.

    زردشت در این سخن فکر کرد و گفت: از این همه چهار کار نخست درخور مردمی دادگر و روانی آمرزیده است به جز پرستش دیوان که کاری است دشوار و جان بهشتی از آن بیزار.

    می‎گویند زردشت مدت 7 سال در غاری در تاریکی به سر برده و وقتی به 30 سالگی رسید مکاشفاتی به او دست داد.

    حتی برای او معجزاتی ذکر کرده‎اند.

    می‎گویند نخستین بار که کشف و شهود به او دست داده خیال شبهی که بلندی قامت او نه برابر انسان متعارف است بر او نمودار گردید.

    که او را فرشته هرمنه یعنی پندار نیک نامید و به او فرمان داد که جامه کالبد را دور ساز و آنگاه او صعود کرده و به پیشگاه اهورا مزدا یعنی خدای(1) نیرومند راستگویانم و سرانجام به عالم بی‎پایان خواهم رسید و در آنجا تو را ستایش خواهم کرد.

    پس از این مکاشفه بیدرنگ تعلیم خلایق را آغاز کرد و پس از ده سال نخستین کسی که آیین او را پذیرفت عمو زاده‎ وی بود.

    و مدت دو سال سعی کرد تا شاه را به دین خود آورد ولی به زودی تحت نفوذ کارپانها قرار گرفت آنها جماعتی بودند که به اعمال سحر و جادو اشتغال داشتند و به روش باستانی قربانیهای حیوانی به عمل می‎آوردند.

    آنها با اقتدار شیطانی بر ضد زردشت برخاستند و باعث دستگیری وی شدند.

    بعد از دو سال از او معجزه‎ای سر زد و اسب ویشتاسب را درمان کردو شاه به دین او درآمد.

    و درباریان هم به دنبال او به زردشت گرویدند.

    در این زمان زردشت در جنگ با دشمنان برپا ساخت و در جنگ اول قبایل تورانی را که به ایران حمله کرده بودند شکست داد و در جنگ دوم نیزکه زردشت 77 سال داشت پیروز شد ولی عاقبت کشته شد و نویسندگان اوستا می‎گویند چون تورانیان شهر بلخ را گرفتند یکی از آنها بر زردشت تاخته و او را در برابر محراب آتش در هنگامی که به عبادت مشغول بود به قتل رسانید.

    تعالیم زرتشت: دینی که این پیغمبر ایرانی تعلیم فرمود یک آیین اخلاقی و طریقه یگانه پرستی است.

    وی مانند موسی خود موجد و شارع دینی نوین گردید، هرچند مبادی و معتقدات بازمانده از پیشینیان را پایه و مبنای تعالیم خود قرار داد.

    زردشت خدای متعال را ا هورامزدا لقب داد یعنی خدای حکیم و این اختراع او نبود و اسم مزدا در زمان او معروف بود.

    و اهورا مزدا را همه خدای متعال می‎دانستند و همان خدایی است که آریاییهای هند به او وارونا می‎گویند.

    و معلوم می‎شود که عشیره زردشت سالها قبل به خدای متعال اعتقاد داشتند ولی او را «وارونا» نمی‎خواندند.

    اهرا مزدا برای توصیف جلال خدا به کار رفته است.

    و به زبان ودایی «اشورا» تلفظ می‎شود.

    که به معنی صاحب یا خداوند است.

    از طرف دیگر در هند مفاد همین قدرت عظیم غیبی را برای نیروی مضر استعمال کردند و ارواح شریر و موذی را به «اسورا» ملقب ساختند که دارای قدرت بی‎پایان و جاویدی و موجب خرابی و مضراتند.

    در ایران زردشت درست طریق مخالف را پیموده که در معنی اصطلاحات با مفاهیم هندوان ضدیت دارد.

    مزدا را اهورای حقیقی پنداشته و پرستش را خاص ذات او قرار داده.

    ولی به خاطر اینکه مردم تحت تعلیم پیشوایان دینی قدیم (مغان) قرار نگیرند اعلام فرمود: این دیوهای معبود مغانو تورانیان همه ارواح شریر و زیانکارند که با ارواح نیک در ستیزند پس عبادت آنها را منع فرمود.

    و آیین خود را بر روی چند اصل برقرار فرمود که پیش از پرداختن به این اصول توضیح مختصری راجع به عقا ید مغان می‎دهیم: مغان باستان یک عده دیو را که اسامی جداگانه داشتند می‎پرستیدند و آتش را ستایش می‎کردند.

    شراب هومارا می‎نوشیدند و بنابراین به عظمت خدای اهورا پی نمی‎بردند.

    و از اشیاء مقدس برای ساحری و جادوگری خود استفاده می‎کردند.

    و قبایل صحرایی که به دهقانان و کشاورزان حمله می‎کردند برای کسب فیض به نام آن دیوها قربانیهایی نثار می‎کردند.

    که زردشت با این رفتار مغوس به مبارزه پرداخت.

    حال می‎پردازیم به اصول مهم تعالیم زردشت: 1- به پیروی مکاشفات و الهامات خویشتن را پیغمبری مبعوث از طرف اهورامزدا اعلام کرد و درگاتها تکرار فرمود که خداوند او را برانگیخته و مأمور ساخته و دین او بهترین ادیان است.

    2- از آن همه ارواح متعدد تنها یک روان خوب و نیکو را که اهورامزدا بود پذیرفته، و او را آفریدگار دانا و برترین روانهای علوی قرار داد.

    که با بدی و دروغ به نبرد و پیکار مشغول و به راستی و راستگویی رهبر است.

    به اراده او تمام موجودات آفریده شده‎اند و موجب و موجد نور و ظلمت است.

    «کیست که از نخست راستی (آشا) را آفرید؟

    کیست که خورشید و اختران را آفرید؟

    کسیت که ماه به نیروی او بدر تمام می‎شود و آنگاه دوباره هلالی می‎گردد؟

    کیست که زمین را نگه می‎دارد و از فرو افتادن بازمی‎دارد؟

    کیست آن هنرمندی که روشنایی وتیرگی، خفتن و برخاستن را آفرید؟

    کیست که آب و درختان را آفرید؟

    کیست که به ابر و باد جنبش داد؟

    کیست که بامداد و نیمروز و شب را آفرید تا مردم را بهنگام به کار بخوانند؟

    من بدین همه چیزها تو را شناختم ای مزدا، ای آفریننده همه چیزها به یاری روان فرخنده.

    3- اهورامزدا اراده قدوسی علوی خود را به وسیله روحی مقدس و نیکو نهاد از قوه به فعل درمی‎آورد که سپنتامینیو نام دارد.

    و اعمال الوهی او بوسیله ارواح مقدس که امشاسپنتا نام دارد اجرا می‎گردد.

    4- با آنکه اهورامزدا در عرض جلال خود هیچ ضدی ندارد ولی زردشت معتقد است که در برابر هر نیکی یک بدی موجود است چنانکه در برابر آشا یعنی حقیقت و راستی، دروغ و باطل جای گرفته از محتوای کتاب گاتها مشهود است که زردشت همانطور که دائما در عالم طبیعت به تطهیر از عناصر بد دعوت می‎کند،‌در حیات انسانی نیز آدمیان را به روش راستی و نیکی و پرهیز از بدی و دروغ می‎خواند او می‎گوید:‌«از دو روان همزاد در آغاز آفرینش جهان، آن یک که پاک و نیکوکار است به دیگری که دشمن او بود چنین گفت: تا آخرین روز، نه در جهان کنش و گویش و منش، و نه در عالم ارواح و اجسام، ما دو روان با یکدیگر هماهنگ نخواهیم شد.» 5- نقطه اصلی و پایه اساسی اخلاق در آیین زردشت بر روی این قاعده است که نفس و ضمیر هر فرد آدمیزاد یک میدان نبرد نزاع دایمی بین خیر و شر است، روزی که اهورا مزدا آدمی را آفرید به او آزادی عمل داد که خود عمل خود را بگزیند.

    یعنی دارای نیروی اختیار گردید که بین دو راه خطا و صواب یکی را انتخاب کند.

    هرچند نیروی نیکی همیشه آدمی را به سوی راستی می‎کشاند ولی در همان حال نیروی زشتی در او ظهور یافته در خاطر او همواره وسوسه می‎کند.

    از این رو تکلیف و وظیفه هر فرد بشر آن است که در دل خود مابین آن دو منادی یکی را اجابت کند.

    البته نیکان بدی را نمی‎پسندند.

    6- خیر و شر در کتب زردشتی چنانکه باید بوضوح تعریف نشده البته از متن گاتها که سرودها و مناجاتهایی بیش نیست و کتاب کلامی و فلسفی روشنی نمی‎باشند بیان روشنی ندارد ولی می‎توان اختلاف عملی واضحی بین خطا و صواب تشخیص داد.

    مثلاً مردمان نیکوکار و صائب در دیده زردشت کسانی هستند که به دین بهی ایمان می‎آورند و آدمیان بد عمل و خطاکار آنانند که از آیین مزدا روبرگردانند.

    خاصه آنانکه کیش قدیم عوام را که عبارت از پرستش دیوها باشد اختیار کرده‎اند.

    از متن گاتها معلوم می‎شود که دیدها جزو نیروهای بد قرار دارند و هر کس آنها را متابعت کند در عدد بدکاران قرار می‎گیرد.

    و این‎گونه کسان را باید با اسلحه قتال با آنها پیکار نمود.

  • فهرست دانلود مقاله دین زرتشت

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت