ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

دانلود مقاله راز ختم نبوت

Code: #15377
تعداد صفحات
42
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه دانلود مقاله راز ختم نبوت

ظهور دین اسلام ، با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توام‏ بوده است .

مسلمانان همواره ختم نبوت را امر واقع شده تلقی کرده‏اند .


هیچ گاه برای آنها این مساله مطرح نبوده که پس از حضرت محمد (ص) پیغمبر دیگری خواهد آمد یا نه ؟

چه ، قرآن کریم با صراحت ، پایان یافتن‏ نبوت را اعلام و پیغمبر بارها آن را تکرار کرده است .

در میان مسلمین‏ اندیشه ظهور پیغمبر دیگر ، مانند انکار یگانگی خدا یا انکار قیامت ، با ایمان به اسلام همواره ناسازگار شناخته شده است .


تلاش و کوششی که در میان دانشمندان اسلامی در این زمینه به عمل آمده‏ است ، تنها در این جهت بوده که می‏خواسته‏اند به عمق این اندیشه پی ببرند و راز ختم نبوت را کشف کنند .


وارد بحث ماهیت وحی و نبوت نمی‏شویم .

قدر مسلم این است که وحی ، تلقی و دریافت راهنمایی است از راه اتصال ضمیر به غیبت و ملکوت .

نبی ، وسیله ارتباطی است میان سایر انسانها و جهان‏ دیگر و در حقیقت پلی است میان جهان انسانها و جهان غیب .

نبوت از جنبه شخصی و فردی ، مظهر گسترش و رقاء شخصیت روحانی یک فرد انسان است و از جنبه عمومی ، پیام الهی است برای انسانها به منظور رهبری آنها که به وسیله یک فرد به دیگران ابلاغ می‏گردد .

همین جاست که اندیشه ختم نبوت ، ما را با پرسشهایی مواجه می‏کند ، که‏ : آیا ختم نبوت و عدم ظهور نبی دیگر بعد از خاتم النبیین به معنی کاهش‏ استعدادهای معنوی و تنزل بشریت در جنبه های روحانی است ؟

آیا مادر روزگار از زادن فرزندانی ملکوتی صفات که بتوانند با غیب و ملکوت پیوند داشته باشند ناتوان شده است و اعلام ختم نبوت به معنی اعلام نازا شدن‏ طبیعت نسبت به چنان فرزندانی است ؟

بعلاوه ، نبوت معلول نیازمندی بشر به پیام الهی است و در گذشته طبق‏ مقتضیات دوره‏ها و زمانها این پیام تجدید شده است .

ظهور پیاپی پیامبران‏ ، تجدید دائمی شرایع ، نسخهای مداوم کتب آسمانی همه بدان علت است که‏ نیازمندیهای بشر دوره به دوره تغییر می‏کرده است و بشر در هر دوره‏ای‏ نیازمند پیام نوین و پیام‏آور نوینی بوده است .

با این حال ، چگونه‏ می‏توان فرض کرد که با اعلام ختم نبوت این رابطه یکباره بریده شود و پلی‏ که جهان انسان را به جهان غیبت متصل می‏کند یکسره خراب گردد و دیگر پیامی به بشر نرسد و بشریت بلاتکلیف گذاشته شود ؟

از اینها همه گذشته ، چنانکه می‏دانیم در فاصله میان 8
پیامبران صاحب شریعت مانند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی یک سلسله‏ پیامبران دیگر ظهور کرده‏اند که مبلغ و مروج شریعت پیشین بوده‏اند .

هزاران نبی بعد از نوح آمده‏اند که مبلغ و مروج شریعت نوحی بوده‏اند ، همچنین بعد از ابراهیم و غیره .

فرضا انقطاع نبوت تشریعی را بپذیریم و بگوییم با شریعت اسلام شرایع ختم شد ، چرا نبوتهای تبلیغی بعد از اسلام‏ قطع شد ؟

چرا اینهمه پیامبر بعد از هر شریعتی ظهور کردند و آنها را تبلیغ‏ و ترویج و نگهبانی کردند ، اما بعد از اسلام حتی یک پیامبر اینچنین نیز ظهور نکرد ؟

اینهاست پرسشهایی که از اندیشه ختم نبوت ناشی می‏شود .

اسلام که خود عرضه کننده این اندیشه است پاسخ این پرسشها را داده است‏ .

اسلام اندیشه ختم نبوت را آنچنان طرح و ترسیم کرده است که نه تنها ابهام و تردیدی باقی نمی‏گذارد ، بلکه آن را به صورت یک فلسفه بزرگ در می‏آورد .

از نظر اسلام ، اندیشه ختم نبوت نه نشانه تنزل بشریت و کاهش‏ استعداد بشری و نازا شدن مادر روزگار است و نه دلیل بی‏نیازی بشر از پیام‏ الهی است و نه با پاسخگویی به نیازمندیهای متغیر بشر در دوره‏ها و زمانهای مختلف ناسازگار است ، بلکه علت و فلسفه دیگری دارد .

قبل از هر چیز لازم است با سیمای ختم نبوت آنچنانکه اسلام ترسیم کرده‏ است آشنا بشویم و آن را بررسی کنیم ، سپس پاسخ پرسشهای خود را دریافت‏ داریم .

در سوره احزاب آیه 40 چنین می‏خوانیم : « ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین » .

9
ظهور دین اسلام ، با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توام‏ بوده است .

هیچ گاه برای آنها این مساله مطرح نبوده که پس از حضرت محمد (ص) پیغمبر دیگری خواهد آمد یا نه ؟

تلاش و کوششی که در میان دانشمندان اسلامی در این زمینه به عمل آمده‏ است ، تنها در این جهت بوده که می‏خواسته‏اند به عمق این اندیشه پی ببرند و راز ختم نبوت را کشف کنند .

وارد بحث ماهیت وحی و نبوت نمی‏شویم .

از اینها همه گذشته ، چنانکه می‏دانیم در فاصله میان 8پیامبران صاحب شریعت مانند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی یک سلسله‏ پیامبران دیگر ظهور کرده‏اند که مبلغ و مروج شریعت پیشین بوده‏اند .

در سوره احزاب آیه 40 چنین می‏خوانیم : « ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین » .

9محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ، همانا او فرستاده خدا و پایان‏ دهنده پیامبران است ( 1 ) .

این آیه رسما حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله ) را با عنوان " خاتم‏ النبیین " یاد کرده است .

کلمه " خاتم " به حسب ساختمان لغوی خود در زبان عربی ، به معنی چیزی‏ است که به وسیله آن به چیزی پایان دهند .

مهری که پس از بسته شدن نامه‏ بر روی آن می‏زدند به همین جهت " خاتم " نامیده می‏شد ، و چون معمولا بر روی نگین انگشتری ، نام یا شعار مخصوص خود را نقش می‏کردند و همان را بر روی نامه‏ها می‏زدند ، انگشتری را " خاتم " می‏نامیدند .

در قرآن هر جا و به هر صورت ماده " ختم " استعمال شده است مفهوم‏ پایان دادن یا بستن را می‏دهد .

مثلا در سوره یس آیه 65 چنین می‏خوانیم : « الیوم نختم علی افواههم و تکلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما کانوا یکسبون ».

پاورقی : .

1 یکی از عادات عرب و بعضی از ملل دیگر " پسر خواندگی " بود و اسلام آن را منسوخ کرد .

" پسر خوانده " در ارث و روابط خانوادگی‏ همانند پسر واقعی به شمار می‏رفت .

رسول اکرم آزاد شده‏ای داشت به نام زیدبن حارثه که پسر خوانده آن حضرت‏ نیز به شمار می‏رفت .

مردم طبق معمول انتظار داشتند که رسول اکرم با پسر خوانده خویش مانند پسر واقعی رفتار کند ، همچنانکه خود آنها می‏کردند .

مفاد این آیه این است : محمد را پدر هیچ یک از مردان خود ( زید بن‏ حارثه یا شخص دیگر ) نخوانید ، او را فقط به عنوان فرستاده خدا و پایان‏ دهنده پیامبران بشناسید و بخوانید .

10در این روز به دهانهای آنها مهر می‏زنیم و دستهاشان با ما سخن می‏گویند و پاهاشان بر آنچه به دست آورده‏اند گواهی می‏دهند .

لحن آیه مورد بحث خود می‏رساند که قبل از نزول این آیه نیز پایان یافتن‏ نبوت به وسیله پیغمبر اسلام در میان مسلمین امری شناخته بوده است .

مسلمانان همان طوری که محمد را " رسول الله " می‏دانستند ، " خاتم‏ النبیین " نیز می‏شناختند .

این آیه فقط یادآوری می‏کند که او را با عنوان‏ پدر خوانده فلان شخص نخوانید ، او را با همان عنوان واقعی‏اش که رسول‏ الله و خاتم النبیین است بخوانید .

این آیه فقط به جوهر و هسته مرکزی اندیشه ختم نبوت اشاره می‏کند و بر آن چیزی نمی‏افزاید .

در سوره حجر آیه 9 چنین آمده است : « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون ».

ما خود این کتاب را فرود آوردیم و هم البته خود نگهبان آن هستیم .

در این آیه با قاطعیت کم نظیری از محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغییر و نابودی سخن رفته است .

یکی از علل تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید تحریف و تبدیلهایی است‏ که در تعلیمات و کتب مقدس پیامبران رخ می‏داده است و به همین جهت آن‏ کتابها و تعلیمات ، صلاحیت خود را برای هدایت مردم از دست می‏داده‏اند .

غالبا پیامبران احیا کننده سنن فراموش شده و اصلاح کننده تعلیمات تحریف‏ یافته پیشینیان خود بوده‏اند .

11گذشته از انبیائی که صاحب کتاب و شریعت و قانون نبوده و تابع یک‏ پیغمبر صاحب کتاب و شریعت بوده‏اند ، مانند همه پیامبران بعد از ابراهیم تا زمان موسی و همه پیامبران بعد از موسی تا عیسی ، پیامبران‏ صاحب قانون و شریعت نیز بیشتر مقررات پیامبر پیشین را تایید می‏کرده‏اند .

ظهور پیاپی پیامبران تنها معلول تغییر و تکامل شرایط زندگی و نیازمندی‏ بشر به پیام نوین و رهنمایی نوین نیست ، بیشتر معلول نابودیها و تحریف‏ و تبدیل‏های کتب و تعلیمات آسمانی بوده است .

بشر چند هزار سال پیش نسبت به حفظ مواریث علمی و دینی ناتوان بوده‏ است ، و از او جز این انتظاری نمی‏توان داشت .

آنگاه که بشر می‏رسد به‏ مرحله‏ای از تکامل که می‏تواند مواریث دینی خود را دست نخورده نگهداری‏ کند ، علت عمده تجدید پیام و ظهور پیامبر جدید منتفی می‏گردد و شرط لازم ( نه شرط کافی ) جاوید ماندن یک دین ، موجود می‏شود .

آیه فوق به منتفی شدن مهمترین علت تجدید نبوت و رسالت از تاریخ نزول‏ قرآن به بعد اشاره می‏کند ، و در حقیقت ، تحقق یکی از ارکان ختم نبوت را اعلام می‏دارد .

چنانکه همه می‏دانیم در میان کتب آسمانی جهان تنها کتابی که درست و به‏ تمام و کمال دست نخورده باقی مانده قرآن است .

بعلاوه ، مقادیر زیادی از سنت رسول به صورت قطعی و غیر قابل تردید در دست است که از گزند روزگار مصون مانده است .

البته بعد توضیح خواهیم داد که وسیله الهی‏ محفوظ ماندن کتاب آسمانی مسلمین ، رشد و قابلیت بشر این دوره است که‏ دلیل بر نوعی بلوغ اجتماعی انسان این عهد است .

12در حقیقت ، یکی از ارکان خاتمیت ، بلوغ اجتماعی بشر است به حدی که‏ می‏تواند حافظ و نگهبان مواریث علمی و دینی خود باشد و خود به نشر و تبلیغ و تعلیم و تفسیر آن بپردازد .

درباره این مطلب بعد بحث خواهیم‏ کرد .

در سراسر قرآن اصرار عجیبی هست که دین ، از اول تا آخر جهان ، یکی‏ بیش نیست و همه پیامبران بشر را به یک دین دعوت کرده‏اند .

در سوره‏ شوری آیه 13 چنین آمده است : « شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به‏ ابراهیم و موسی و عیسی ».

خداوند برای شما دینی قرارداد که قبلا به نوح توصیه شده بود و اکنون بر تو وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه کردیم .

قرآن در همه جا نام این دین را که پیامبران از آدم تا خاتم مردم را بدان دعوت می‏کرده‏اند " اسلام " می‏نهد .

مقصود این نیست که در همه‏ زمانها به این نام خوانده می‏شده است ، مقصود این است که دین دارای‏ حقیقت و ماهیتی است که بهترین معرف آن ، لفظ " اسلام " است .

در سوره آل عمران ، آیه 67 درباره ابراهیم می‏گوید : « ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما » .

ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی ، حق جو و مسلم بود .

و در سوره بقره آیه 132 درباره یعقوب و فرزندانش می‏گوید : 13« و وصی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنی ان الله اصطفی لکم الدین فلا تموتن الا و انتم مسلمون ».

ابراهیم و یعقوب به فرزندان خود چنین وصیت کردند : خداوند برای شما دین انتخاب کرده است ، پس با اسلام بمیرید .

آیات قرآن در این زمینه زیاد است و نیازی به ذکر همه آنها نیست .

البته پیامبران در پاره ای از قوانین و شرایع با یکدیگر اختلاف‏ داشته‏اند .

قرآن در عین اینکه دین را واحد می‏داند ، اختلاف شرایع و قوانین را در پاره‏ای مسائل می‏پذیرد .

در سوره مائده آیه 48 می‏گوید : « لکل جعلنا منکم شرعه و منهاجا ».

برای هر کدام ( هر قوم و امت ) یک راه ورود و یک طریقه خاص قرار دادیم .

ولی از آنجا که اصول فکری و اصول عملی که پیامبران به آن دعوت‏ می‏کرده‏اند یکی بوده و همه آنان مردم را به یک شاهراه و به سوی یک هدف‏ دعوت می‏کرده‏اند ، اختلاف شرایع و قوانین جزئی در جوهر و ماهیت این راه‏ که نامش در منطق قرآن " اسلام " است تاثیری نداشته است .

تفاوت و اختلاف تعلیمات انبیاء با یکدیگر از نوع اختلاف برنامه‏هایی است که در یک کشور هر چند یک

فهرست دانلود مقاله راز ختم نبوت

تگ‌ها