دانلود تحقیق سیمرغ

  • Code: # 19469

  • تعداد صفحات: 15
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: ادبیات - زبان فارسی
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق سیمرغ


    ((انسان ، آن چیزی میشود که می پرستد))


    « پرستش » درفرهنگ سیمرغی، با صلوه درشریعت اسلام، فرق دارد .

    « صلوه » ، بیان عبودت انسان و تعظیم الله ، یا بسخنی دیگر، گواهی دادن برآنست که وجود انسان، « گوهری جداگانه » از الله و« ناچیزدربرابر» الله است ، وباید، درهرکاری وهرگفتاری و هراندیشه ای ، اقرار به این غیریت خود با الله ، در اقرار به عبودیت خود، و درشهادت دادن به عظمت اوکرد .
    ولی « پرستش» درفرهنگ سیمرغی، برای« پیدایش بُن جشن ازخود انسان میباشد ،که خداست » پرستش که« شادونیتن» باشد ، گرفتن جشن عروسی ( شادی) انسان، با خداست.
    سیمرغ ( رام ) ، دراین عروسی ، بُن جشن یا نطفه جشن درروان انسان میشود .

    درفرهنگ سیمرغی ،نیایشگاه ،« جشنگاه عروسی خدا با انسان » بود.

    جشن که همان « یسنا» باشد ، سرود نی(موسیقی) است.

    پرستش، برپاکردن جشن عروسی خدا با گیتی وبا انسان است .

    « ُهما » در زمین، « گنج شادی درهستی هرِانسانی » میگردد.

    هما، گنج عروس میگردد .
    شادشدن ، برپاکردن جشن عروسی سیمرغ یا« شاده» باانسان و با گیتی ست.
    « شاده » ، نام سیمرغ یا خداهست خدا، بُن ِ شادی درزمین است که دردل هرانسانی کاشته شده
    است:



    دربلخ ، زادگاه مولوی

    نیایشگاه ِ شاد ویا نوشاد

    ویا نیایشگاه « هما = سیمرغ » بود

    هما یا سیمرغ یا سمندر

    خود را به شکل تخم ها، به زمین فرو می پاشد

    تا درهرجانی ، در زمین ،« گنج نهفته» گردد

    چگونه ُهما (= خدا )

    گنج نهفته، درتن ِ انسان ، میگردد ؟

    هما ، خدائی که خود را نثار= نسار میکند

    نسار= سایه

    ای هُمای زیبا، شاد باش

    ای هما، کز سایه ات ، پَر یافت کوه قاف نیز

    ازسایه تو ای هما، همه چیزها، پروبال پیدا میکنند

    ای همای خوش لقای آن جهانی ، شاد باش

    هم ظریفی ، هم حریفی ، هم چراغی ، هم شراب

    هم شاهدویار، هم شمع ونوری ، هم شراب(پدیدآرنده گوهر)

    هم «جهانی»، هم نهانی، هم عیانی، شادباش

    تو خودت جهان (= گیتی ) میباشی

    تحفه های آن جهانی ، میرسانی دمبدم

    شادباش که« نثار» باشد، نام «سیمرغ درخودافشانیش» هست

    میرسان و میرسان ، خوش میرسانی، شاد باش

    ای جهان ، وی زمین راجمله «گنج»

    خویشکاری هما ، شاد کردن وجشن ساختن جهانست

    خویشکاری هما ، گنج یا کنزمخفی درهرتنی شدنست

    تا زمین ، گوید ترا : کای آسمانی – شاد باش

    هما درسایه انداختن برزمین،درآنچه زمینی است«گنج» میشود

    « بهمن وهما » ، « کنزمخفی »، در هرانسانی درگیتی هستند


    چرا مولوی به ُهما ، شاد باش ( تحیت وتهنیت) میگوید ؟

    چرا مولوی به پیشوازهما میشتابد ومیخواهد ازسایه هما، نواخته شود ، تا خودش، پروبال درآورد، وهما شود ؟

    چراهما درسایه انداختن ، انسانهارا ، ازخود آبستن می کند ، وهمه، جوجه های هما میشوند و پر اورا می یابند.






    داستان سیمرغ وزال یا (فلسفه زندگی انسان)

    داستان سیمرغ و زال درشاهنامه ، افسانه ای خام برای کودکان نیست ، بلکه فلسفه ِ بنیادی زندگی ِ هرانسانی هست .

    شاهنامه، سرودهائیست که گرد ِ « پیکریابی سیمرغ خدای ایران ، در پهلوانان وضد پهلوانان » میچرخد ، و وارونه آنچه پنداشته میشود، شاهنامه ، نامه سیمرغ ( شاه ، نام ویژه سیمرغ است ) ، و کتابیست کاملا « دینی » .


    فقط « مفهوم دین» در فرهنگ سیمرغی ، صد و هشتاد درجه ، با « مفهوم دین در ادیان ابراهیمی و زرتشتی » فرق دارد .

    این دین ، پدیده « واسطه » را میان وجود خدا ووجود ِانسان ، یا خدا و گیتی ، نمیشناسد .

    سیمرغ یا هما ..

    خودش را که خوشه همه جانهاست ، میافشاند، وخودش ، گنجی نهفته درزمین ( = تن ) هرانسانی میگردد .

    دراین دین ، خدا ، خودش ، به گیتی وانسان ، « تحول می یابد» ، خدا ، گیتی و انسان « میشود » .

    خود ِ خدا ، تبدیل به گنج نهفته، در وجود هرانسانی میگرد .

    خود خدا ، « گنج عروس »، درتن انسان میگردد .



    معنای « جان » درفرهنگ ایران:

    جان ، دراصل ، « گیان » میباشد ، که هم به معنای « آشیانه سیمرغ » و هم به معنای « آبگیر» است .

    « گی » که پیشوند « گی+ یان= جان » میباشد ، بنا بر فرهنگ معین ، نام مرغ ابلقی است که پرش را برسر پیکانها میزنند ، واین سیمرغ ( باز= وای) است ، و« گی » ،به معنای تالاب و استخرآب نیزهست .

    جان ، درفرهنگ ایران دوچهره و برآیند دارد ، یکی « شیرابه ومان وشیره وجود » است ، و دیگری، « اصل جنبش و اصل عشق » است که به شکل « باد وابر» نمودارمیشود .

    سیمرغ ، درست همین باد و ابرسیاهست که میبارد، و در خنب تن ، هم شیره وجود انسان ( آب)، وهم مرغ چهارپرضمیر میشود .

    « گی » که پیشوند جان ( گیان) میباشد ، درشکلهای 1- ژی ( ژیان ، ژیو ) 2- جی ( جیو) درزبانهای گوناگون ایرانی باقی مانده است .

    نام اصفهان یا بخشی ازاصفهان، « جی » بوده است .

    معنای اصلی « جی = گی = ژی » در گویش دوانی باقیمانده است که مارا به مفهوم « جان » درفرهنگ ایران راهنمائی میکند .

    درگویش دوانی « جی ji » ، به معنای « یوغ ، هنگام خیش کردن » است .

    یوغ ( یوگا در سانسکریت ) مانند ِ سنگ وسیم....

    ، اصطلاحی ، برای بیان « بُن عشق در آفرینش زمان وجهان و انسان» میباشد.


    پس جان ( گیان = ژیان = جیان ) ، به معنای « خانه همآغوشی سیمرغ وبهرام ، یا بُن پیدایش جهان وزمان و انسان » ، یا همان « آبادیان = خانه آباد، بیت معمور » در بندهش وگرشاسپ نامه اسدی توسی است .

    پس « جان= گیان » ، بُن آفریننده زمان و جهان و انسان است .

    دریافتن مفهوم « جان » در غزلیات مولوی و سایر عرفاء ایران ، نیاز به شناخت این معنا دارد .


    « جان » ، اصلیست که خودش،خودش را می بیند ، ازخودش درجوش است.

    خودش را میپرستد .

    خودش به خودش ، عشق میورزد ( بُن عشق ومهر) است .

    گستره ِ این معانی ژرف ، در غزل مولوی ، باز تاب شده است که :
    « جان » ، اصلیست که خودش،خودش را می بیند ، ازخودش درجوش است.

    گستره ِ این معانی ژرف ، در غزل مولوی ، باز تاب شده است که : جان ، آب لطیف دیده خودرا درخویش، دوچشم را گشاده ازخود، شیرین ، چنانک شکّر وزخویش به جوش، همچوباده خلقان بنهاده چشم درجان جان، چشم به خویش درنهاده خود را ،هم خویش، سجده کرده بی ساجد و مسجد و سجاده هم برلب خویش، بوسه داده کای شادی جان و، جان شاده هرچیز، زهمدگر بزاید ای جان ، تو زهیچکس، نزاده « دین» ، بینشی هست که ازهمین گنج نهفته درزهدان، یا آبگاه وجود هرانسانی ، پیدایش می یابد .

    این « اصل ازخود شیرین » ، « ازخود درجوش » ، « بیننده درخود» ، « آنکه ساجد ومسجود خود و مسجد و کعبه خود » است ، انکه خود، عاشق وخود، معشوق خوداست ، آنکه « شادی جان » و جان ِشاده ( جان سیمرغ ) است ، و آنکه « خود زا= خود آفرین » هست، و درخود آفرینی ، فقط خود را تحول میدهد، جان انسان هست .

    شناختن مفاهیم جان وجانان و « جان جان » در غزلیات مولوی با دانستن این مفهوم « جان » درفرهنگ ایران ، ممکن و مقدوراست .

    این جان یا اصل خود زا و خودجوش ، همان تخم هماست که درتن انسان پرورده میشود ، و پر درمیآورد ،تا به معراج و وصال با هما برود .

    خدا (= سیمرغ = یوغ = سین = عشق ) ، مجموعه همه خدایان (= مرغان ) است .

    تو مرغ چهارپری ، تا برآسمان پـر ّ ی تو ازکجا و ، ره بـام و نـردبان زکـجـا تو نیاز به رفتن به آسمان از راه بام و با نردبان ( واسطه و انبیاء ) نداری .

    تو میتوانی ، مستقیما با بالهای مرغ ضمیرت، به آسمان پروازکنی وبا خدا، بیامیزی .

    ازآن پری که ازو یافتی، بکن پرواز هزارساله ره ، اندر پرت ، نباشد دور نیروهای ضمیر،یا« فـطرت انسان» درفرهنگ ایران ، چهارتا هستند، که همان « پـَرهای هما » میباشند .

    « فطرت »، یا « بـُن انسان » ، هما یا فروهریست که همیشه در آمد وشد، وآمیزش با همائیست که مجموعه همه هما هاست.

    خدا ، خوشه خدایانست.

    حقیقت ، خوشه حقایق است .

    فطرت انسان ، درفرهنگ ایران ، بکلی برضد فطرت انسان در قرآن است .

    هما درسایه انداختن ، تحول به « هما در فطرت هرانسانی » می یابد .

    هما ، مرغ چهارپر، در ضمیر هرانسانی، ویا « فطرت هرانسانی » میگردد .

    درواقع ، دین ، زادن هما ( خدای مهر) یا خدا ئیست که هرانسانی بدان آبستن است ، ونام خود این خدا ، دین = دی = دای = دایه = دیو است .

    با آمدن ادیان نوری( یهودیت ، مسیحیت ، اسلام ، زرتشتیگری ) ، انسان ازاین بُن ِ زاینده خود ، دورافکنده و تبعید میشود ، وبه اصطلاح ادیان ابراهیمی ، هبوط میکند .

    آنچه را این ادیان ، « هبوط » میخوانند، چیزی جز « کـَـندن بُن خدا ، از وجود انسان » ، نیست .

    ماهستیم که درجامعـه ، بنام داشتن ِ نقصی وکمبودی و گناهی ، ازبُن خود، گسسته و دور افکنده شده ایم .

    ما ئـیم که پر و بال همای ضمیرمان را ، قیچی میکنند، تا نتوانیم به آشیانه امان ، نزد دایه امان، سیمرغ بازگردیم( سلب حق وتوانائی رفتن به معراج ازهمه انسانها ) ، و آنکه مارا باز، به آشیانه خود می برد ، خود ِ سیمرغست ، تا مارا باز، با « فطرت سیمرغیمان » ، آشنا کند ، تا باز، جفت سیمرغ بشویم ، تا باز به ما ، پـرتازه ای ازخود بدهد ، تا باز، بینش ما ، جام گیتی نما بشود ، که دریک آن ، گرد گیتی را می پیماید .

    سیمرغ ، تنها به زال ، درهنگام فرودآمدن به گیتی، پـرخود را نمیدهد، بلکه به هرانسانی درفرود آمدن به گیتی ، پـرخود را نـثـار میکند ، به سخنی دیگر، پرخود را دراو، و ازاو میرویاند.

    سیمرغ ، یا جانان، « خوشه همه جانها » است ، و شیوه آفریدن و دادن او ، شیوه الله ، نیست، که هرچیز ی را فقط به امانت میدهد، تا وقتی خواست ، پس بگیرد .

    الله ، نمیتواند « خود را نثازکند ».

    ولی سیمرغ یا هما ، در دهش و در آفرینش ، چیزی جز گوهر هستی ِخودش را ندارد، که بیافشاند و بپاشد .

    « نـثـار» ، افشاندن گوهر ِخود هما هست.

    سایه انداختن هما ، همان خود را نثار(= نسـار= سایه) کردن هما میباشد .

    هرچند که « نثار» و « نسار» ، به نظر، دو واژه بیگانه ازهم میآیند ، ولی یک واژه اند.

    یاد کردن ازهما و سیمرغ و عنقا و سمندر، یا یاد کردن از سایه هما ، یاد کردن ازفطرت و بُن گمشده خود انسان است ، که بی آن، نمیتواند زندگی کند .

    با سرکوبی خرّمدینان ، دیگر نمیشد آشکارا ، یادی از « خرّم » ، وازاین خدائی کرد که جفت هرانسانی وبُن هرانسانی است .

    ولی این خدا، نامهای فراوان داشت که ایرانیان میشناختند، وعربها ازآن بیخبر بودند .

    خرّم ، که « خور+ رم » میباشد ، به معنای « خونابه و شیرابه نی » است.

    « شیرابه گیاهان و میوه ها و باده » ، برترین نماد « عشق و آمیزش » بود، و خدا ، همین « شیره و لباب در درخت کل هستی » شمرده میشد .

    انسان ، تخمیست که از خدا ، که آب ( آپه = آوه ، باده ) است ، میروید و گوهرش پدیدارمیشود .

    بینش حقیقت ، پیدایش گوهر خود انسان است ، که بدان ، راستی گفته میشد .

    مرا چو مست کنی ، زین شجر، برآرم سر بخنده ، دل بنمایم به خلق ، همچو انار ولی « هما» نیز ، که « هوم+ مایه » باشد ، به معنای « آب نی » است .

    هنوز ُکردها به خدا ، « هوما » میگویند .

    این شیره ویا مان ویا ژد ، که « جان جهان » شمرده میشد ، در« خرابه و خرابات » هم بود .

    جستن گنج درخرابه و درویرانه ، همان جستن فطرت خدائی خود بود .

    ویرانه ، « ویر+ یانه » میباشد .

    ویرانه ، جائیست که « ویر» هست .

    « ویر» ، چاه آب است .

    چاه آب و قنات (= فرهنگ) ، که زهشگاه آب است ، اینهمانی با سیمرغ داشتند .

    به همین علت معنای دیگر« ویر» ، فکر است ، چون روشنی ، ویژگی آب شمرده میشد.

    ازاین آبست که درخت وجود انسان ،

  • فهرست دانلود تحقیق سیمرغ


    فهرست :


    شاد باش به سیمرغ


    داستان سیمرغ وزال


    سیمرغ


    منابع

تگ‌ها:

سیمرغ

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت