دانلود تحقیق نقش نظام مدیریت منابع انسانی در پرورش کارآفرینی سازمانی

  • Code: # 19533

  • تعداد صفحات: 50
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: عمومی - متفرقه
قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق نقش نظام مدیریت منابع انسانی در پرورش کارآفرینی سازمانی

    همان‏طور که بر پویایی و پیچیدگی محیط افزوده می‏شود،سازمان‏ها هم به منظور شناسایی‏ فرصت‏های جدید برای عملکرد بهتر،بایستی کارآفرینانه‏تر عمل نمایند.کارآفرینی سازمانی، دربردارنده‏ی یادگیری است و به وسیله‏ی همکاری،خلاقیت و تعهد افراد پرورش می‏یابد.بنابراین، باید تحقیقاتی پیمایشی برای تبیین نقش مدیریت منابع انسانی در توانمند ساختن سازمان برای‏ مبادرت به فعالیت‏های کارآفرینانه صورت گیرد.مقاله‏ی حاضر که نتایج یک تحقیق توصیفی- پیمایشی را ارایه می‏کند،سعی دارد نقش نظام مدیریت منابع انسانی را در پرورش اقدامات‏ کارآفرینانه‏ی سازمانی نشان دهد.بدین منظور،وضعیت و تأثیر زیرسیستم‏های اصلی مدیریت منابع‏ انسانی،از جمله ارزیابی عملکرد،پاداش و حقوق و دستمزد بر کارآفرینی سازمانی بررسی شده‏اند.

    این تحقیق در ادارات مرکزی سازمان‏های دولتی خدماتی ایران هک از محل انجام فعالیت اصلی‏ خود کسب درآمد دارند،انجام شده است.نتایج تحقیق حاضر،تأثیرگذاری معنی‏دار سیستم‏های‏ ارزیابی عملکرد و حقوق و دستمزد را بر کارآفرینی سازمانی در سازمان‏های مورد مطالعه تأیید نمود؛اما معنی‏داری تأثیر سیستم پاداش در سطح اطمینان 95 درصد تأیید نگردید.بر اساس‏ یافته‏های تحقیق حاضر و هم‏چنین بررسی ادبیات موضوع،پیشنهاداتی برای ارتقای وضعیت‏ کارآفرینانه نظام مدیریت منابع انسانی ارایه گردیده است.
    کارآفرینی سازمانی بر توانایی یک سازمان در یادگیری از طریق کشف دانش جدید و بهره‏گیری از دانش موجود مبتنی است(زهرا و دیگران،1999؛هاریتون،2005).این فرایندهای‏ یادگیری به سرمایه‏ی فکری و به‏ویژه سرمایه‏ی انسانی و اجتماعی متکی هستند(کانتر،1985؛ استیونسون و جاریلو،1990).طی سه دهه‏ی گذشته،تحقیقاتی تجربی در زمینه‏ی رابطه بین‏ فعالیت‏های مدیریت منابع انسانی و کارآفرینی سازمانی انجام شده است.با این حال،ماهیت‏ چندبعدی پدیده‏ی کارآفرینی سازمانی،چالشی اساسی در این زمینه ایجاد کرده است.در واقع، کارآفرینی سازمانی،شامل:نوآوری،ایجاد کسب و کارهای جدید در سازمان و انجام پروژه‏های‏ مخاطره‏آمیز،و فعالیت‏های مربوط به بازسازی استراتژیک سازمان را در بر می‏گیرد(گات و گینسبرگ،1990).نکته‏ی مهم در این رابطه،این است که سازمان‏ها به طور فزاینده‏ای در صدد به‏کارگیری استراتژی‏های مبتنی بر کارآفرینی و نوآوری هستند و در نتیجه نیازمند شناخت عوامل‏ و محرک‏های اصلی و مهم منابع انسانی در این استراتژی‏ها می‏باشند.کارآفرینی سازمانی،جنبه‏ی‏ مهمی از عملکرد سازمان را تشکیل می‏دهد و انتظار می‏رود سیستم‏های مدیریت منابع انسانی بر آن‏ تاثیرگذار باشند.تحقیقات پیشین،تأثیرات فعالیت‏های مدیریت منابع انسانی را هم بر کل پدیده‏ی‏ کارآفرینی سازمانی و هم بر ابعاد مختلف آن مانند نوآوری،ریسک‏پذیری و پیشگامی بررسی‏ کرده‏اند.در نوشتار حاضر،تأثیرات سیستم‏های مختلف مدیریت منابع انسانی از جمله سیستم‏ پاداش،سیستم پرداخت و حقوق و دستمزد و سیستم ارزیابی عملکرد بر شکل‏گیری کارآفرینی‏ سازمانی بررسی شده است.
    کارآفرینی سازمانی،یک روی‏کرد استراتژیک است که بازتولید محصولات،فرایندها، خدمات،استراتژی‏ها یا حتی کل سازمان را در بر می‏گیرد(کوین و مایلز،1999).بدین‏ترتیب، کارآفرینی سازمانی از طریق ایجاد و بهره‏گیری مداوم از منابع جدید دانش از مزیت‏های رقابتی‏ سازمان حمایت می‏کند.بنابراین،کارآفرینی سازمانی،می‏تواند تأثیر چشم‏گیری بر عملکرد سازمانی داشته باشد.با این حال،به دلیل چندبعدی بودن پدیده‏ی کارآفرینی سازمانی،در ابتدا لازم‏ است مفهوم مورد نظر در نوشتار حاضر از کارآفرینی سازمانی مشخص گردد.
    کارآفرینی سازمانی
    تا اوایل دهه‏ی 1970،تحقیقات در زمینه‏ی کارآفرینی بر اقدامات یا ویژگی‏های افراد متمرکز بود.محققان،متعاقبا تشخیص دادند که خود سازمان‏ها نیز مبادرت به فعالیت‏های‏ کارآفرینانه می‏کنند(میلروفریسن،1981؛جنینگز،1994؛برگلمن،1983؛پینکات،1985؛زهرا، 1986؛کورن وال و پرلمان،1990).این امر،باعث ایجاد ایده‏ی کارآفرینی سازمانی شد.

    کارآفرینی سازمانی بر فعالیت‏هایی که سازمان‏ها انجام می‏دهند1به جای چگونگی انجام آن‏ها2 متمرکز است.کارآفرینی سازمانی مفهومی است که بر سازمان-و نه افراد-و بر فرهنگ‏ها و فرایندهای سازمانی متمرکز است(کورن وال و پرلمان،1990؛کوهن،1993؛جنینگز،1994).

    کارآفرینی سازمانی،با کارآفرینی درون‏سازمانی متفاوت است.بحث کارآفرینی درون‏سازمانی، توسط پینکات(1985)وارد مباحث مهم و نوین کارآفرینی گردید.وی مشخص نمود که‏ کارآفرینان درون‏سازمانی،افرادی هستند که توسط سازمان‏ها استخدام شده و سعی در ایجاد و ارایه‏ی محصولی جدید دارند.تقریبا در همان زمان،برگلمن(1983)توجه محققان را به مفهوم‏ کارآفرینی سازمانی به طور عام جلب نمود.نایت(1986)،کارآفرین درون‏سازمانی را به عنوان‏ عضوی از سازمان می‏داند که یک پروژه‏ی نوآورانه را در محیط سازمان معرفی و مدیریت می‏کند به گونه‏ای که قبلا یک کارآفرین مستقل بوده است.در این مفهوم،کارآفرینی درون‏سازمانی، فردکارآفرینی است که در داخل یک محیط سازمانی فعالیت می‏کند.
    تا اوایل دهه‏ی 1970،تحقیقات در زمینه‏ی کارآفرینی بر اقدامات یا ویژگی‏های افراد متمرکز بود.محققان،متعاقبا تشخیص دادند که خود سازمان‏ها نیز مبادرت به فعالیت‏های‏ کارآفرینانه می‏کنند(میلروفریسن،1981؛جنینگز،1994؛برگلمن،1983؛پینکات،1985؛زهرا، 1986؛کورن وال و پرلمان،1990).این امر،باعث ایجاد ایده‏ی کارآفرینی سازمانی شد.

    کارآفرینی سازمانی،با کارآفرینی درون‏سازمانی متفاوت است.بحث کارآفرینی درون‏سازمانی، توسط پینکات(1985)وارد مباحث مهم و نوین کارآفرینی گردید.وی مشخص نمود که‏ کارآفرینان درون‏سازمانی،افرادی هستند که توسط سازمان‏ها استخدام شده و سعی در ایجاد و ارایه‏ی محصولی جدید دارند.تقریبا در همان زمان،برگلمن(1983)توجه محققان را به مفهوم‏ کارآفرینی سازمانی به طور عام جلب نمود.نایت(1986)،کارآفرین درون‏سازمانی را به عنوان‏ عضوی از سازمان می‏داند که یک پروژه‏ی نوآورانه را در محیط سازمان معرفی و مدیریت می‏کند به گونه‏ای که قبلا یک کارآفرین مستقل بوده است.در این مفهوم،کارآفرینی درون‏سازمانی، فردکارآفرینی است که در داخل یک محیط سازمانی فعالیت می‏کند.

    بررسی و سنجش رفتار کارآفرینانه بسیار دشوار است(آتری،2003؛براون و دیگران، 2001)،و معمولا به عنوان رفتاری آگاهانه که بر اساس رویدادی خاص جهت‏گیری شده است‏ در نظر گرفته می‏شود.بر اساس نظرات مایر(2002)،رفتار کارآفرینانه در یک سازمان موجود، «مجموعه‏ای از فعالیت‏ها و اقدامات را در بر می‏گیرد که توسط افراد در سطوح مختلف انجام شده‏ است و ترکیب تازه‏ای از منابع را برای شناخت و پی‏گیری فرصت‏ها به کار می‏گیرد»(مایر، 1:2002).نکته‏ی مهم این است که عواملی که ظهور کارآفرینی سازمانی را به عنوان رشته‏ای از تحقیق و عمل تحریک نموده‏اند،به نقاط ضعف درک‏شده از متدهای سنتی مدیریت سازمان‏ (1)- What (2)- How مربوط می‏شوند(مثلا مقرراتی شدن زیاد،سلسله‏مراتب سخت،تمرکز کوتاه‏مدت،پیش‏فرض‏های‏ حداقل‏سازی هزینه‏ها و حذف خوابیدگی‏ها،مشاغل کاملا تعریف‏شده و...)این متدهای سنتی‏ مدیریت می‏توانند سازمان‏ها را وارد مسیرهای بوروکراتیک نمایند و اغلب نیاز به تغییر و نوآوری‏ را نادیده می‏گیرند.به نظر می‏رسد که این نوع از مدیریت در جهت تقویت خود1عمل می‏کند، زیرا کارکنان با تفکر کارآفرینانه را مأیوس نموده و مدیران اجرایی هم سازمان‏هایی که از طریق‏ قوانین و مقررات خشک بوروکراتیک مدیریت می‏شوند،گریزانند(هایس و آبرناتی،1980، کانتر،1985؛کوراتکو و دیگران،1993).

    کارآفرینی سازمانی،به عنوان احیا و بازسازی سازمان‏های موجود تلقی می‏شود.کارآفرینی‏ سازمانی،به عنوان ابزاری برای توسعه و بهبود کسب و کار،افزایش درآمد و سودآوری، پیش‏گامی در ایجاد و توسعه‏ی محصولات،خدمات و فرایندهای جدید مورد استفاده قرار می‏گیرد (کوراتکو و دیگران،1990؛لامپکین و دس،1996؛مایلز و کوین،2002؛زهرا،1991؛زهرا و کوین،1995؛زهرا و دیگران،1999).

    جای تعجب نیست که انتظارات از کارآفرینی سازمانی بسیار بالا است.هرچند که‏ موفقیت‏های چشم‏گیری از طریق کارآفرینی سازمانی به دست آمده است؛اما شکست‏ها و ناکامی‏هایی را هم در پی داشته است(سایکز،1986).در واقع،کارآفرینی سازمانی،به‏ویژه از نظر عملکرد مالی کوتاه‏مدت برای سازمان پرمخاطره است(زهرا و کوین،1995).

    یکی از ابهامات در قلمرو کارآفرینی سازمانی،مشکل تعریف آن است.نویسندگان، واژه‏های مختلفی را برای توصیف جنبه‏های مختلف کارآفرینی سازمانی مورد استفاده قرار داده‏اند(زهرا،1991).حتی عناوین مختلفی را برای این اصطلاح به کار گرفته‏اند مانند:کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی،کارآفرینی درون‏سازمانی،جهت‏گیری کارآفرینانه،و علاوه بر این، در خصوص عملیاتی کردن واقعی این مفهوم و شاخص‏های آن هم ناسازگاری وجود دارد(مایلز و کوین،2022).ریشه‏ی مشکل تعریف کارآفرینی سازمانی را می‏توان به فقدان یک تعریف‏ پذیرفته‏شده و جامع از سازه‏ی زیربنایی آن؛یعنی،کارآفرینی نسبت داد.تأکید بر کارآفرینی‏ سازمانی،فقط باعث افزایش پیچیدگی می‏شود(کریر،1996).کارآفرینی موضوع بسیار گسترده‏ای‏ (1)- Self-reinforcing است که مجموعه‏ای از عناوین تحقیقاتی را در بر می‏گیرد(شین و ونکاتارامان،2000).مشکل‏ تعریف کارآفرینی و تعیین محدوده‏ی تحقیقات کارآفرینی هنوز هم حل نشده است(برایات و ژولین،2001؛اکباساران و دیگران،2001؛میس،2003؛لاک و ورین،2006).واژه‏ی‏ کارآفرینی،برای تعریف حیطه‏ی گسترده‏ای از فعالیت‏ها به کار رفته است از جمله:ایجاد،تأسیس، اتخاذ و مدیریت یک کسب و کار مخاطره‏آمیز.وجود دیدگاه‏های بسیار زیاد و مختلف درباره‏ی‏ کارآفرینی،در مطالعه‏ی گارتنر مشخص شد(گارتنر،1990).گارتنر با استفاده از تکنیک دلفی،از 382 نفر که شامل دانشگاهیان،مدیران کسب و کارهای مختلف و سیاست‏مداران می‏شد،در نظر داشت تا کارآفرینی را تعریف کند.از بین پاسخ‏ها،فقط 44 نفر از این پاسخ‏گویان بیش از نود شاخص درباره‏ی کارآفرینی ارایه نمودند.شاخص‏هایی مانند ایجاد یک کسب و کار جدید، استفاده از فرصت‏ها برای بهره‏برداری از یک فرصت درک‏شده،خرید یک کسب و کار موجود، تخریب وضعیت فعلی،اصلاح یک ایده‏ی خلاق و استفاده از آن در یک فرصت بازاری و...

    تاکنون مشخص شده است که یک تعریف قابل پذیرش عمومی از کارآفرینی سازمانی را نمی‏توان تحمیل کرد یا حتی فرض نمود.این امر،چالش بسیار بزرگی را بر سر راه محققان‏ کارآفرینی قرار می‏دهد.معضل تعریف کارآفرینی سازمانی حل نخواهد شد؛مگر این‏که در ابتدا منبع و ریشه‏ی موضوع تحقیق؛یعنی،کارآفرینی مورد بررسی قرار گیرد.

    تحقیقات قبلی نشان می‏دهند که برای یک تعریف عینی از کارآفرینی سازمانی،تعاریف‏ متعددی را می‏توان با هم مرتبط نمود.بریا مثال،شومپیتر(1947)معتقد بود که یک مدیر فقط زمانی کارآفرینی است که با توجه به نیروهای بازار،نوآور باشد.تعریف آنسف(1979)که بیان‏ می‏کرد کارآفرینی به صورت جای‏گزین کردن ترکیبات مطلق بازار تولید با ترکیبات جدیدتر که‏ قابلیت سودآوری بیش‏تری دارند،در نظر گرفته می‏شود،دنباله‏ای از کار شومپیتر بود.

    همبریک(1983)تعریف آنسف را به کار گرفت و کارآفرینی را با میزان توسعه‏ی بازار سنجید.

    جنینگز و لامپکین(1989)،کارآفرینی سازمانی را به عنوان میزان ایجاد محصولات یا بازارهای جدید تعریف کردند.یک سازمان،در صورتی کارآفرینی است که بیش از سطح میانگین‏ به تولید محصولات جدید یا خلق بازارهای جدید مبادرت نماید.کرلند و همکارانش(1984)، کارآفرینی را با مدیریت و مالکیت کسب و کارهای کوچک برابر در نظر گرفته‏اند(کرلند و دیگران،1984)؛در حالی که کارآفرینی درون‏سازمانی با سازمان‏های بزرگ مرتبط دانسته شده‏ است(پینکات،1984).همان‏طور که نیلسن،پیترز و هیسریچ(1985)بیان می‏دارند،کارآفرینی‏ درون‏سازمانی،توسعه‏ی درون یک سازمان بزرگ از نظر بازارهای داخلی و واحدهای نسبتا کوچک و مستقل می‏باشد که برای خلق،آزمون بازار و توسعه یا نوآوری در خدمات،فن‏آوری‏ها یا شیوه‏های انجام کار در سازمان طراحی می‏شوند.این امر،از استراتژی مدیریت کارآفرینی‏ سازمان‏های بزرگ متفاوت است.این استراتژی سعی دارد واحدهای داخلی کارآفرین را ایجاد کند که هدف‏شان توسعه‏ی جایگاه سودآوری در بازارهای بیرونی است(پیترز و هیسریچ،2002)؛ نیلسن،پیترز و هیسریچ(1985)بیان کردند که کارآفرینی درون‏سازمانی،عمل کارآفرینی در درون یک سازمان بزرگ است.

  • فهرست دانلود تحقیق نقش نظام مدیریت منابع انسانی در پرورش کارآفرینی سازمانی

    چکیده 2
    مقدمه 3
    مدیریت کارآفرینی سازمانی 9
    جلوه‏های کارآفرینی سازمانی 10
    عوامل سازمانی مؤثر بر کارآفرینی سازمانی 13
    نقش نظام مدیریت منابع انسانی در کارآفرینی سازمانی 14
    فعالیت‏های مدیریت منابع انسانی و نوآوری 15
    سیستم‏های مدیریت منابع انسانی و کارآفرینی سازمانی 16
    پژوهش‌های مدیریت منابع انسانی » شماره 1 (صفحه 189) 17
    سیستم‏های پاداش و پرداخت 21
    سیستم ارزیابی عملکرد 25
    روش تحقیق 27
    فرضیه‏های تحقیق 30
    تجزیه‏وتحلیل داده‏ها 32
    آزمون همبستگی بین عامل‏ها 33
    میزان درجه‏ی کارآفرین بودن سازمان‏ها 34
    بررسی میزان کارآفرینانه بودن سیستم ارزیابی عملکرد در سازمان‏های مورد مطالعه 37
    بررسی اهمیت عامل‏های مؤثر بر کارآفرینی سازمانی 38
    بررسی و آزمون فرضیه‏ها 39
    سیستم پاداش 42
    سیستم حقوق و دستمزد 43
    سیستم ارزیابی عملکرد 44
    بحث و نتیجه‏گیری 48
    فهرست منابع 49
  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت