دانلود مقاله رایگان ضرب المثل های فارسی

  • Code: # 19763

  • تعداد صفحات: 5
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: دانلود مقاله های رایگان
قیمت جدید: رایگان
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله رایگان ضرب المثل های فارسی

    آب از آسیاب افتادن :
    کارها دوباره به مسیر خود افتاد ، فتنه ها خوابید ، سر و صداها ، شور و شر ها پایان پذیرفت .


    از اسب افتادیم ولی از اصل نیافتادیم :
    اگر دچار فقر و تنگدستی شده ایم ولی نجابت و انسانیت خود را حفظ کرده ایم
    به گربه گفتند فضله ات درمان است خاک رویش ریخت :
    مضایقه کردن چیز ناقابل ، کسی که جنبه کاری و خاصیتی نداشته باشد .
    پا در یک کفش کردن :
    سر حرف خود ایستادن ، در کاری اصرار و لجاجت ورزیدن .
    تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند :
    افراد زیرک از خوش باوری و سادگی اشخاص برای مقاصد خود استفاده می کنند.
    جایی که نمک خوری نمکدان نشکن :
    اجر حقوق و محبت های دیگران را با نامهربانی ضایع نکن .
    چشم و گوش بسته :
    از هیچ جا و هیچ چیز با خبر نبودن ، چیزی نیاموخته و بی تجربه .
    حرف راست را باید از بچه شنید :
    باطن بی غل و غش کودک نظیر بزرکترها نیست هرچه بداند به زبان می آورد .
    خدا میان گندم هم خط گذاشته است :
    هرکسی در زندگی سهم و قسمت خود را می برد و به آن قانع باشد .
    در شهر کوران آدم یک چشم پادشاه است :
    در میان یک عده بیسواد آدم کم سواد هم شخص معتبری است .
    ذوق زده شدن :
    از به دست آوردن چیزی و وقوع امری سخت شاد شدن
    رگ دیوانگیش گل کردن :
    از شدت خشم به کارهای نامعقول و غیر طبیعی زدن .
    زاغ سیاه کسی را چوب زدن :
    کسی را به طور پنهانی تعقیب کردن ، سر از کار کسی در آوردن .
    ژاژ خایی کردن :
    بد دهنی و هرزه گویی کردن ، بر علیه کسی بیهوده گویی کردن .
    سال به سال ، دریغ از پارسال :
    افسوس که آنچه امروز از دست می رود فردا نظیر آن را به دست نخواهیم آورد .
    شمشیر را از رو بستن :
    دشمنی و عداوت خود را علنی کردن .
    صابونش به تن ما خورده :
    آزارش به ما هم رسیده ، ما هم از او صدمه دیده ایم .
    آزارش به ما هم رسیده ، ما هم از او صدمه دیده ایم .

    ضامن بهشت و دوزخش نیستم : من وظیفه خودم را به خوبی انجام می دهم و کاری به بد و خوب بعدش ندارم .

    طوطی واری یاد گرفتن : از حفظ کردن مطلبی بدون توجه به معنا و مفهوم آن .

    ظاهر سازی کردن : ظاهر و باطن یکی نبودن ، ریاکار بودن .

    عروس تعریفی آخرش شلخته ار آب در آمد : با انهمه تعریفش جنس نامرغوبی از آب در آمد .

    غزل خداحافظی خواندن : آماده شدن برای مفارقت و سفر ، تهیه مقدمات رفتن از منزل فکر نان کن که خربزه آب است : در اندیشه کار و پیشه بهتری باش و گرنه از این طریق به مقصود خود نمی رسی .

    قصاص قبل از جنایت : تنبیه کسی که هنوز مرتکب گناهی نشده دور از انصاف است کارها نیکو شود اما به صبر : صبر و امیدواری میوه شیرین دارد ، همانند چون صبر کنی زغوره حلوا سازی .

    گناه دیگری را پای دیگری نمی نویسند : گناه و خطای هر کسی را به پای خود او می گذارند نه شخص دیگر ، همانند : برادر را به جای برادر نمی کشند .

    لی لی به لالای کسی گذاشتن : بیش از اندازه به کسی محل گذاشتن ، توجه و احترام بی جهت نسبت به کسی داشتن .

    مال است نه جان که آسان بتوان داد : در مورد کسانی است که پول و مال به جانشان بسته است .

    نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی : جایی بی آب و علف و بدون سکنه .

    وصلت با خویش معامله با بیگانه : همسری که از خویشاوندان گیرند مهربانتر و بردبارتر است و داد وستد با بیگانگان خارج ار ملاحضات دوستی است و کمتر به کدورت می رسد .

    هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد : هر حرفی را نمی توان در همه جا به زبان آورد .

    یک بز گر گر کند گله را : همانند : دو خر را در یک طویله ببندند هم رنگ نشوند هم خو خواهند شد

  • فهرست دانلود مقاله رایگان ضرب المثل های فارسی

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت