دانلود تحقیق موانع مهرورزی و عوامل خشونت

قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق موانع مهرورزی و عوامل خشونت

    این نوشته کوششی است برای بررسی عوامل خشونت در عرصه‌های مختلف جهانی و بررسی چگونگی بهره‌برداری جنگ‌افروزان و ابرقدرتان از ضعف دیگر دولت‌ها و نقش ارگان‌ها و ابزارهای مختلف در دامن‌زدن به آتش این جنگ‌افروزی‌ها و یا مقابله‌ی آنها با این عوامل.


    با توجه به پیشنهاد آقای خاتمی (ریاست محترم جمهوری) در پرسش مهر 4، بیشتر فعالیت‌های مربوط به این تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات مربوطه در ساعات درسی مربوط به «آئین مطالعه و پژوهش» صورت گرفت.

    کار جمع‌آوری اطلاعات مربوط به این تحقیق را راهنمایی‌های دبیر درس مطالعه و پژوهش آقای مشایخی و نیز استفاده از منابع کتابخانه‌ای که نام آنها در آخر تحقیق ذکر شده است، به دست آمده است.


    ما امیدواریم با این کار گروهی که حدود 3 ماه به طول انجامید، توانسته باشیم تا حدودی مسئله‌ی مهم و حیاتی «صلح» را در ابعاد مختلف آن مورد بررسی قرار دهیم.







    فرضیات تحقیق
    1.

    خشونت و ترور، وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف سیاسی
    2.

    فقر و گرسنگی و رابطه آن با خشونت
    3.

    صلح و جنگ از دیدگاه اسلام
    4.

    بی‌عدالتی، انگیزه‌ای برای جنگ و خشونت
    5.

    تظاهرات و واکنش‌های مردمی و مبارزه با جنگ‌افروزی‌های ابرقدرتها
    6.

    بیماری‌های روانی و رابطه آن با دیکتاتوری و زورگویی













    مقدمه تحقیق
    ما در عصری آکنده از بحران و پریشانی به سر می‌بریم.

    آنچه در حال تجربه‌ی آنیم، نه فقط زنجیره‌ای از دگرگونی‌های ژرف که برآشفتگی‌هایی است که علوم و تکنولوژی، امور اقتصادی و مناسبات بین المللی را در خود فروگرفته است.


    بحران‌های بی‌شماری که در بسیاری از مناطق جهان پدید آمده، خود بهترین گواه این دگرگونی‌های بنیادی است؛ در عین حال، اگر واگذاریم که واژه وسوسه انگیز «بحران» ما را از خود بی‌خود کند، کار بس نادرستی انجام داده‌ایم.

    البته امیدی نیست که کارها به سادگی به وضع عادی و مالوف خود بازگرداند.

    ما هم چنان شاهد دگرگونی‌های بنیادی خواهیم بود و باید برای هر یک از آنها راه حل‌های مناسب پیدا کنیم.


    امروز شاید بزرگ‌ترین و خطیرترین مسئله‌ی بحرانی که بشریت را متوجه خود کرده، پیدا کردن نظمی برای جهان به هم ریخته‌ی امروز و در حقیقت دستیابی به صلح و آرامش عمومی است.


    در جهان ما از زمان‌های بسیار دور و از پدیدآمدن نخستین انسان‌ها، پدیده‌ای به نام «جنگ» نیز در بین انسان‌ها آفریده شد.


    رقابت و ستیزه‌ی انسان‌ها در مراحل ابتدایی همانند رقابت و ستیزه‌ی حیوانی است، به طوری که حتا کودکان نیز زور بدنی را وسیله‌ای برای موفقیت خود می‌دانند، ولی جنگ و خشونت در جامعه‌ی متمدن امروزی به صورتی متفاوت صورت می‌گیرد و معمولاً متکی به قدرت بدنی نیست، بلکه امروزه خشونت و در مراحل تکامل یافته، «جنگ» به صورتی سازمان یافته و به صورتی تصاعدی در حال گسترش است و بازی سیاست ابرقدرتها نیز به این روند صعودی سرعت می‌بخشد.

    اگر در گذشته و در جوامع ابتدایی گروهی برای ربودن خوراک و ابزارهای دیگر به جنگ‌های گروهی و وسایل خشن متوسل می‌شوند، امروزه این اهداف رشد کرده ولی با همان عنوان کلی «غنیمت و غارت» دولت‌ها را برآن می‌دارد که به وسایل خشونت‌باری مثل: سلاح‌های هسته‌ای روی بیاورند و در برابر دولت‌های کوچک قد علم کنند.

    بنابراین امروزه، «صلح جهانی» به شدت در خطر نابودی قرار گرفته است و مسلماً جوامع بشری و انسان‌هایی که به دور از سیاست و نیرنگ خواستار یکپارچگی و صلح عمومی هستند در برابر این روند صعودی خشونت می ایستند، همچنانکه اعترافات گسترده‌ی مردم جهان در برابر حمله‌ی آمریکا به عراق نشانگر این واقعیت است.


    برای دستیابی به صلح جهانی باید عوامل خشونت را شناخت و برای مبارزه با هر کدام راه کارهای مناسبی را ارائه داد که مسلماً این راه کارها اگر مورد بررسی قرار گیرند، می‌توانند از تنش‌های جهانی تا حد زیادی بکاهند.


    ما در این تحقیق سعی کرده‌ایم که در حد توان و دانش سیاسی خودمان این مسئله را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

    برای این منظور عنوان کلی مطلب را به صورت زیر مجموعه‌هایی طبقه‌بندی کرده و با توجه به امکانات و زمان کمی که در اختیار داشتیم، هر یک از این زیرمجموعه‌ها را مورد ارزیابی کلی قرار داده‌ایم و ما این کار تحقیقی که حاصل مطالعات گروهی ما است، را با این شعار انجام داده ایم که: «همه‌ی ما خواستار دوستی و یکپارچگی و رسیدن به صلح جهانی در کنار هم هستیم.»

    ضرورت مسئله
    - عوامل خشونت و موانع مهرورزی در جهان امروز تا حد زیادی انسان را از پیشرفت واقعی و نوگرائی دور می‌کند و سدی عظیم در برابر اتحاد ملت‌ها جهت رسیدن به جهانی زیبا، امن و پرمهر می‌باشد و از زندگی مسالمت‌آمیز انسان‌ها در کنار یکدیگر بدون دغدغه جنگ جلوگیری می‌کند.


    پس انسانها می‌بایست جهت از بین بردن این موانع در یک راستا با یکدیگر هم پیمان شوند و موانع مهرورزی و عوامل خشونت را از بین ببرند.

    در واقع این موانع می‌باشند که جهان سوم‌ها و مستعمره‌هایی را که از لحاظ صنعتی، اقتصادی، سیاسی و ...

    عقب مانده محسوب می‌شوند، را به طور غیرمستقیم ایجاد می‌کند.


    - جنگ در یک سرزمین و مالکیت بیگانه بر آن سرزمین سبب ایجاد مرزی مجازی بین حاکم بیگانه و مردم تحت حکومت او می‌باشد.

    که این مردم بالاجبار این حکومت غیرخودی را پذیرفته‌اند، پس تمایلی به پیشرفت سرزمین خود ندارند، چرا که حاکمی بیگانه در آن حکومت می‌کند و نتیجه این عدم تمایل، عقب‌ماندگی و عدم پیشرفت است.



    واژگان سیاست
    امنیت: در لغت، حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله یا آمادگی برای رویاروئی با هر تهدید و حمله را گویند.


    امنیت بین‌المللی: حالتی است که در آن قدرت‌ها در حال تعادل و بدون دست‌یازی به قلمرو یکدیگر به سر برند و وضع موجود به خطر بیافتد.


    امنیت ملی: به مصونیت - نسبی یا مطلق - کشوری در برابر یک حمله مسلحانه احتمالی و یا خرابکاری سیاسی و اقتصادی همراه با توانائی‌اش برای وارد‌ آوردن ضربه متقابل مهلک را امنیت می‌گویند.


    جنگ: کشاکش و برخورد مسلحانه میان دو یا چند سو و در سیاست کشاکش و برخورد مسلحانه میان دو یا چند دولت (جنگ خارجی) یا درون قلمرو و یک دولت میان قدرت حاکم و قدرت‌های مدعی (جنگ داخلی).


    جنگ سرد: جنگی که در آن برای دستیابی به هدف‌های ملی از همه‌ی وسایل به جز خشونت نظامی استفاده می‌شود.


    ترور: ترور در لغت در زبان فرانسه،‌ به معنای هراس و هراس‌انگیز است و در سیاست به کارهای خشونت‌آمیز و غیرقانونی حکومت‌ها برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور می‌گویند و نیز کردار گروه‌های مبارزی که برای رسیدن به هدف‌های سیاسی خود دست به کارهای خشونت‌آمیز و هراس‌انگیز می‌زنند، ترور نامیده می‌شود.


    تروریسم (Terrorism): به شکلی از اقدامات خشونت‌بار دولتی و یا غیردولتی که با هدف دستیابی به یک منظور سیاسی صورت می‌گیرد، تروریسم می‌گویند.

    حقوق بین‌الملل: به اصول و رویه‌های کلی که از دیدگاه کشورهای مستقل در روابط بین‌الدولی الزام‌آورند، حقوق بین‌المللی گویند.

    صلح: به حالتی که در آن جنگ و یا هیچ منازعه‌ای وجود ندارد، صلح گویند.

    دیپلماسی: راه و روش تمشیت روابط میان کشورها را از طریق نمایندگان رسمی دیپلماسی نام نهاده‌اند.

    قدرت: به توانائی کشوری برای تاثیرگذاری و یا کنترل رفتار دیگران قدرت گویند.

    بمب اتمی: بمبی است که انرژی آن از شکاف هسته‌ای اتم پلوتونیوم و یا اورانیوم به دست می‌آید.

    ابرقدرت: قدرتی که از دیگر قدرتها قوی‌تر باشد.

    در اصطلاح سیاسی «ابرقدرتها» کشورهایی هستند که از نظر قدرت صنعتی و نظامی از کشورهای دیگر قوی‌ترند و بر صحنه‌ی سیاست بین المللی فرمانروایی دارند.

    دیپلوماسی: در زبان فرانسه از «دیپلومات» - به معنای نماینده‌ی سیاسی کشوری در کشور دیگر - گرفته شده و دیپلومات نیز از دیپلومای یونانی و لاتینی، به معنای سند و گواهینامه.

    دیپلوماسی در اصطلاح عام و در «علم سیاست» به معنی اصلی به کار می‌رود: وسیع‌ترین معنای آن روابط میان دولت‌هاست.

    دیپلوماسی مترادف با مذاکره است.

    دیپلوماسی را می‌توان چنین تعرف کرد: فن همسایه‌سازی در سیاست بین‌المللی که به جای به خطر افکندن منافع ملی و امنیت ملی برآن می‌افزاید.

    دیپلوماسی نامی است برای کارکرد و روش دستگاه اداره کننده‌ی روابط بین‌المللی و شیوه‌های مشخص کسانی که مامور ایجاد این روابط‌اند.

    امپریالیسم: به طور کلی عنوانی است برای قدرتی «و یا دولتی» که بیرون از حوزه‌ی ملی خود به تصرف سرزمین‌های دیگر می‌پردازد و مردم آن سرزمین‌ها را به زور وادار به فرمانبرداری از خود کند و از منابع اقتصادی و مالی و انسانی آنها به سود خود بهره‌برداری کند.

    فــصـل دوم یافته‌های تحقیق ترور و تروریسم و نگاهی به ریشه‌های آن جنگ‌ای تاریخی قدمتی به قدمت تاریخ انسان دارند.

    از زمانی که مالکیت در تاریخ بشر آغاز شد و از زمانی که انسان متوجه گردید که می‌واند دیگری را استثمار کند و یا با توسل به زور دیگر انسانها را به خدمت خود درآورد، جنگ‌ها هم شروع شدند.

    ابتدا در اشکال ساده و ابتدایی بود، اما به مرور شگردهای استثمارگران و ستمگران پیچیده‌تر شد تا استثمارگری و دیکتاتوری به یک نظام جهانی تبدل شد.

    استثمار انسان‌ها از اشکال ساده گسترش یافت و جوامع را به جوامع طبقاتی تبدیل کرد.

    طبقه‌ای طبقه‌ی دیگر را اجیر خود ساخت و پس از آن به استثمار خلق‌ها و ملت‌ها انجامید تا لاجرم یک چهارم جهان به استثمار سه چهارم جهان خاکی پرداخت.

    این پروسه طولانی استثمارگری موجب گردید که جبهه‌ای تاریخی بین ستمگر و استثمارگران در یک طرف و ستمکشان و مستضعفین در طرف دیگر بوجود آید و مبارزه تاریخی خونینی را پدید آورد.

    جنگ ها اساساً موجب گردیده است که حیات انسانها مورد تهدید قرار گیرد و با خودش دنیایی ویرانی، فلاکت و پریشان خاطری و گرسنگی و بیماری به همراه آورد.

    با این وصف در اکثر مواقع جنگ‌ها، از طرف طبقات استعمارگر و تجاوزگران بر طبقات تحت استثمار و یا ملت‌های تحت ستم تحمیل می‌شود و آنان مجبور می‌شوند برای رهایی خود از زیر فشار استعمار و غارت و یا نجات خود از زندان سلطه و استعمار و برای احقاق حقوق خود به قیام برخیزند.

    بنابراین جنگ‌ها را نمی‌توان تماماً محکوم کرد، بلکه بایستی آنها را با هدف و جهتی که تعقیب می‌کنند، ارزیابی کرد.

    اگر جنگ بین دو جبهه‌ای هست که هر دو کسب قدرت بیشتر می‌جنگند، این جنگ محکوم است و به جز ویرانی و نابودی چیزی دربرندارد و از این قبیل است جنگ‌های بین قدرت‌های استعمارگر، جنگ بین فاشیسم و سرمایه‌داری، جنگ بین دو بلوک شرق و غرب.

    اگر جنگ،‌ جنگی کور بین دو مذهب ارتجاعی و فناتیک است که هر دو جهت تحمیل خود به دیگری است،‌ این جنگ نیز محکوم است و نتیجه‌ای به جز نابودی و حرمان و فلاکت برای توده‌ها ندارد، ‌اما اگر ملتی قیام کند تا متجاوزی را از سرزمین خود برانند و در این راه کشته شوند و می‌کشند، این جنگ محکوم نیست.

    اگر خلقی قیام می‌کنند تا ستم طبقه‌ای بر طبقه‌ی دیگر را محو کنند، این قیام عین عدالت است.

    امروز اگر امپریالیسم جهانی به رهبری آمریکا جهت گسترش سلطه اقتصادی و سیاسی خود جنگ‌های ناخواسته‌ای را بر ملت‌های تحت غارت تحمیل می‌کند‌ و اگر رژیم متجاوز و اشغالگر اسرائیل برای گسترش سرزمین‌های اشغالی به ترور و کشتار دست می‌زند، این اقدام به مثابه یک اقدام ضد بشری محکوم است،‌ اما اگر کودکان فقیر فلسطینی برای راندن متجاوز و ویرانگر، با سنگ‌اندازی به جنگ با توپ و تانک و موشک می‌روند این امر یک اقدام انسانی، عادلانه و مشروع و مقدس است، زیرا او از حق حیات و زندگی‌اش در مقابل آنانی که به نابودی وی کمر بسته‌اند، دفاع می‌کند.

    امروز براثر تبعیضات آشکاری که توسط نظام سراپا تبعیض امپریالیستی بر جهان حاکم است، انسان‌های روی زمین به انسان‌های درجه اول و دوم تقسیم شده‌اند.

    آنانی که در کشورهای متروپل و سرمایه‌داری و کشورهای جهان سیر می کنند، انسان‌های دست اول و دست چهارم جمعیت روز زمین که در ممالک تحت غارت هستند، انسانهای دست دوم محسوب می شوند.

    قیمت انسان‌های دست اول و بهای خون آنان به قیاس سلطه‌گران جهانی، بسیار گرانتر است، به همین خاطر بهای خون یک وزیر جنایتکار و فاشیست اسرائیلی، معادل جان ده‌ها فلسطینی است.

    موقعی که رهبر جنبش آزادیبخش برای آزادی فلسطین توسط تروریست‌های اسرائیلی کشته می‌شوند، رسانه‌ها و دولت‌های اروپائی از آن به مثابه یک اقدام عادی و محقانه یاد می‌کنند، اما موقعی که وزیر دست راستی اسرائیل کشته می‌شود منابع خبری امپریالیستی این اقدام را یک اقدام تروریستی می‌نامند.

  • فهرست دانلود تحقیق موانع مهرورزی و عوامل خشونت

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت