دانلود مقاله کاشان

قیمت جدید: ۲۰,۰۰۰ تومان
۲۵,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله کاشان

     

    کاشان

     

     

     

     

    وز اصفهان به کاش و به کاشانهای خویش

     

                                                           گلها میان دیده و در دل خلنده خا ر

     

     

     

    در« برهان قاطع »آمده است : «کاش به معنی کاشکی ، خواهش ، آرزو ، افسوس

     

    و مخفف کاشان هم هست و آن شهری است معروف ازعراق .2 »

     

    شهرستان کاشان ، یکی ا زشهرستان های استان اصفهان است .

     

    این شهرستان ازطرف شمال به شهرستان گرمسار ودریاچه قم (دریاچه نمک )

     

    وازطرف شمال غربی به شهرستان قم ، و از طرف مشرق به شهرستان اردستان ،

     

    و از طرف جنوب به شهرستان نطنزو بخش میمه * ، و از طرف مغرب به

     

    شهرستان دلیجان محدود است . شمال و مشرق شهرستان کاشان به کویر محدود

     

    می شود .

     

    در حفاریهایی که توسط باستانشناسان در تپۀ « سیلک » درچهار کیلومتری غرب شهر

     

    کاشان به عمل آمد ه ، طبقات گوناگونی مشاهده شده است که نمودار زندگی متفاوت

     

    انسانها در هزاران سال قبل از میلاد مسیح می با شد . درآنجا حتی نشانهایی از

     

    تمدنهای اولیه بشری به دست آمده است .  بعید نیست که نام « کاشی » و« کاشان »

     

    ازقوم « کاسی » و « کاسیان » گرفته شده باشد . « کاسیان » در نیمۀ دوم هزاره دوم

     

    قبل ازمیلاد . درحدود مغرب « نجدایران* » زندگی میکردند وممکن است که اصطلاح

     

    «کاسی » ، مفهوم نژادی وسیعتری از تسمیۀ « قوم واحد درمیان اقوام زاگرس »

     

    داشته باشد .

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    1)

    2)

     

     

    منظور آنکه شاید علاوه بر کوههای زاگرس ، کاسیها در سایر نقاط ایران نیز سکنی

     

    داشته اند . یا اگر سکنی نداشته اند ، اقلاً ارتباط  داشتند و این نام به محلهای مختلفی

     

    در گوشه و کنار ایران اطلاق شده است 10

     

    در « تاریخ کاشان » دربارۀ وجه تسمیه این شهر چنین آمده است : « کاشان در کتب

     

    قدیمی « قاشان » و « قاسان » هم ضبط شده است ، این هر دو معرّب کاشان است .

     

    در زمان قدیم نام این ولایت « چهل حصاران » بود و قلعه و برج و بارو نداشت .

     

    هنگامی که « زبیده خاتون » همسر « هارون الرشید » از این محل عبور می کرد ،

     

    مردم از او خواستند که درآنجا برای مقابله به حملات دیلمان ، برج وبارو ساخته شود .

     

    . در ساعت سعد ، چنانکه معهود است از برای علامت و آثار طول و عرض و وضع

     

    هر بنایی ، کاه یا گچ یا خاکستر ریختند ، و بنیاد قلعه بندی این بلده را کاه فشاندند .

     

    لهذا به « کاه فشان » موسوم گشت و بر اثر کثرت استعمال ، پارسیان « کاشانش »

     

    گویند . کاشان در قدیم جزو « دارالایمان » بود قم بود . بعضی از قراء و توابع

     

    کاشان که در جانب اصفهان است ، جزء اصفهان بود . ولی در دوره صفویه ،

     

    کاشان جزء اصفهان محسوب می شد و در دورۀ قاجاریه جزء قم بود . 2»

     

    درهمان کتاب به نقل از« تاریخ قم » نوشته شده است :« قاسان ، را نام نهادند به

     

    رودخانه ای که آن را به زبان عجم « کاسه» گویند وگویند که « قاسان » دریا

     

    بوده است وآن را«کاسه رود » خوانده اند .3»

     

    وجه تسمیه مربوط به مسافرت زبیده خاتون به کاشان و کاه فشاندن ، چندان صحیح

     

    به نظر نمی آید ، زیرا اولا ً، در تمام نقاط برای آنکه جای بنا مشخص وپی ریزی

     

    ساختمانها و شهر معلوم شود ، گچ یا کاه میریختند . این موضوع تنها مختص کاشان

     

    نیست . ثانیاً ، مسافرت « زبیده خاتون » به کاشان صحّت تاریخی چندانی ندارد .

     

    به هر جهت شما خوانندۀ عزیز مختار هستید هر وجه تسمیه ای را که از نظر عقل

     

    و منطق صحیح تشخیص می دهید ، قبول بفرمایید .

     

    « ابن حوقل » جغرافیا نویس قرن چهارم هجری دربارۀ کاشان چنین نوشته است :

     

    « کاشان ( قاسان ) شهر کوچکی است و بناهای آن از گل ساخته شده و همۀ شهرهای

     

    جبال جزء ری چنین است » 4

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    1)

    2 و 3 ) تاریخ کاشان ، ن . ک  صفحات 6 ، 7 ، 8 ، 34

    4 ) صوره الارض ، صفحه 114

     

     

    در « خلاصه البلدان » آمده است : « کاشان در قدیم چندان شهریتی نداشت و قصبه و

     

    رستاقی از توابع بلدۀ قم بود و در تواریخ مذکور است که « قاسان » نام رودخانه ای

     

    بود که آن را به زبان فارسی کاشان می خواندند ، و الحال آن رودخانه خشک است و

     

    به جای آن شهر بنا شده است ، بعضی دیگر گفته اند که « قاسان » نام شطی بوده که

     

    به فارسی « کاس رود » می خواندند . بعد از آنکه آب شط شروع به خشکی نمود .

     

    اول موضوع قریه ، « بطریده » که الحال به « بدریه » مشهور است ، ظاهر شد .

     

    آنجا بلند ترین موضع آن رود بود و بعد از ان موضع ، قریۀ « درام » ظاهر شد .

     

    بعضی گفته اند آن را « قاسان اکبر » بنا نهاد و به نام خود خواند . » 1

     

    « مقدسی » ، کاان را شهری نامور و کهنسال در مرکز کویر می داند و می گوید :

     

    « پیرامون آن کشتزارهای آباد و کاریزها فراوان دارد . در ساختن قمقمه ماهرند و

     

    در آنجا نوعی ، « طلخون » ( ترخون ) دیدم که مانندش ندیده بودم . مرکز هلوی

     

    خوب است . عقربهای شگفت انگیز دارد . شنیدم که « ابوموسی اشعری » هنگامی

     

    که از گشودن شهر در ماند ، گژدمهای زهرآگین از « نصیبین » درکوزه ها بیاورد

     

    وبه درون دژپرتاب همی کرد تا مدافعان ازآن بجستند وشهرخود تسلیم دشمن کردند. »2

     

    لازم به تذکر است که در زمان قدیم ، برای تصرّف شهرها دست به هرحیله ای می زدند

     

    ولی بنده مطلبی را که « مقدسی » درباره کژدمهای زهرآگین « نصیبین » ذکر کرده

     

    است ، در هیچ مأخذ دیگری ندیده ام .

     

    در « تقویم البلدان » به نقل از « العزیزی » نوشته شده است : « قاشان شهری است پر

     

    نعمت در وسط بلاد « جبل » . 3 خراجش به خراج قم افزوده شود . » 4 و به نقل از

     

    « اللباب » کفته شده است : « کاشان شهری است نزدیک قم و مردمانش شیعی هستند .

     

    جماعتی از علما به آن منسوبند . 5 »

     

    « حمد الله مستوفی » درقرن هشتم هجری از جمله کسانی است که بنای شهر را به

     

    « زبیده  خاتون » منکوحۀ * « هارون الرشید » نسبت می دهد و می گوید : « بر

     

    ظاهر آن قلعه ای گلین است که آن را « فین » خوانند . هوایش گرمسیر و آبش از

     

    کاریز « فین » و رودی است که از « قهرود » و « نیاسر» آید . به زمستان هوای

     

    آنجا سرد می شود و مانند ساوه ، یخ آب در چاه بندند تا به هنگام گرما باز دهد . » 1

     

    معلوم می شود که این کار یخ آب بستن درچاهها ، درآن زمان مخصوصاً درمناطق

     

    کویری معمول و متداول بوده است . « حمد الله مستوفی » اضافه می کند :

     

    « از میوه هایش خربوزه و انگور است .

     

    مردم آنجا شیعۀ اثنی عشری و اکثرشان حکیم وضع و لطیف طبع هستند . در آنجا ،

     

    جهّال * و بطّال * کمتر باشند . از حشرات ، عقرب در آنجا بسیار بود و قتال * باشد

     

     و گویند غریب را کمتر زخم زند . » 2

     

    اکنون که سخن از عقرب کاشان به میان آمد ، بیتی از« قطران تبریزی » دراین باره

     

     نقل می کنیم :

     

    ولی * را گنج بی رنجی ، عدو *  را رنج بی گنجی

     

                                                          یکی را کژدم کاشان ، یکی را زر کاشانی

     

    در نیمۀ دوم قرن نهم و نیمۀ قرن دهم هجری ، پارچه های ابریشمی کاشان شهرت بسیار

     

    داشت و شهر نیز پر جمعیّت بود . پارچه ابریشمی و نخی چندان فراوان به دست می آمد

     

     که در یک روز هر کسی می توانست از این پارچه ها تا ارزش ده هزار دوکات فراهم

     

     کند . پیرامون شهر نزدیک سه میل و دارای حصار و حومه ای زیبا و وسیع بود . 3

     

    امّا متأسفانه در نیمۀ دوم قرن دهم ( 982 ه . ق ) شهر کاشان و روستای « فین » دچار

     

     زلزلۀ ویران کننده ای شدند و خانه ها و بازار شهر خراب گشت . در این زلزله ، بیشتر

     

     قریۀ « فین » دچار خرابی شد ، ولی زلزله ای که در سال 1192 ه . ق در شهر کاشان

     

     اتفاق افتاد ، بسیار شدیدتر و ویران کننده تر بود . به طوری که « صباحی بیدگلی »

     

     می گوید :    

     

    کوچه و بازار آن شد آنچنان ویران که کس

     

                                                    فرق نتوانست کردن این کدام است ، آن کدام

     

    ولی پس از مدّتی بازار کاشان را دوباره ساختند و در زمان « کریمخان » ، خندقی به

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    1)

    2)

    3)

    دور شهر کشیدند . 1

     

    از زمانهای قدیم ، قالی و قالیچه و دستمالهای ابریشمین و انواع مخمل و زری

     

    دوزی کاشان مشهور بوده است .

     

    در « ظرایف و طرایف » آمده است : « مس سرخ ، پارچه ، سفالینه ، جوزقند ،

     

    زر، کژدم ، قمقمه ، قالی و خربوزۀ کاشانی شهرت دارد . » 2

     

    « شاردن » سیّاح و بازرگان فرانسوی در دوره صفویه دربارۀ کاشان می نویسد :

     

    « شهر کاشان در دشت وسیعی قرار دارد که درازای آن یک فرسنگ و و پهنایش

     

     ربع فرسنگ است . باروی شهر ، دیوار مضاعفی دارد که مجهّز به برجهای

     

     قدیمی می باشد . پنج دروازه دارد به نامهای دروازۀ دولت ، دروازۀ فین ،

     

     دروازۀ قصر ملک ، دروازۀ قم و دروازۀ اصفهان . » 3

     

    « شاردن » در جایی دیگر گفته است : « در هیچیک از شهرهای ایران ،

     

     مصنوعات و منسوجات مخمل و حریر و تافته و ابریشم و قطعات سیم بفت و

     

     زربفت و زریهای ساده و گلدار و ابریشمی بیشتر از کاشان و حومه تهیّه

     

    نمی گردد.

     

    تنها در یکی از نقاط  حومۀ شهر ، هزار کارگر ابریشم بافت کار می کنند . این

     

     آبادی « اران * » نام دارد . در فاصلۀ دو فرسخی شهر واقع ، و از دور همچون

     

    شهر زیبایی جلوه گراست . دوهزار باب خانه و باغچه و ششصد باغ زیبا دارد. »4

     

    « توماس هربرت » در سال 1628 میلادی 5 دربارۀ کاشان چنین اضحار نظر

     

    می کند : « کاشان را از حیث عظمت و ثروت و زیبایی حقاً می توان دومین شهر

     

     ایران نامید .6

     

    سکنۀ آن قریب چهار هزار خانوار می باشد . خانه ها خوب ساخته شده و داخل

     

    بسیاری از آنها گچبری و نقاشی شده است . مساجد و امامزاده ها دارای

     

    گنبدهای زیبا به رنگ فیروزه ای می باشد . بازار کاشان خیلی بزرگ و یکنواخت

     

    و انباشته از انواع منسوجات ابریشمی و زری دوزی و پشمی است که از حیث

     

    بافت و رنگ آمیزی در دنیا بی نظیر است . کاروانسرای این شهر بسیارعالی و

     

    از تمام کاروانسراهایی که ما در ایران دیدیم ، بهتر است . »

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    1) تاریخ کاشان ، صفحات 469 و 497   

    2) ظرایف و طرایف صفحه 533

     3) تاریخ اجتماعی ایران ، مرتضی راوندی ، جلد پنجم ، صفحات 337 و 338 به نقل از سیاحتنامۀ شاردن .

    4) تاریخ اجتماعی ایران . مرتضی راوندی ، جلد پنجم ، صفحۀ 395

    5) دورۀ شاه عباس اوّل . 

    6) دراینکه کاشان دردورۀ صفویه یکی ازشهرهای آباد ایران بود ، حرقی نیست ،امّا « توماس هربرت »

    درتوصیف این شهرغلونموده است .                                                                                                                                                         

     

    گرچه هوای کاشان درتابستان گرم و خشک است و میزان بارندگی آن بسیار کم

     

    است ، امّا در کوهپایه هایی که درغرب و جنوب کاشان قراردارند ، چشمه سارهای

     

     پر آبی دیده می شود که یکی از آنها ، چشمۀ « فین » است .  این چشمه در دامنۀ

     

    کوه « دندانه » و « هفت کتل » ظاهر می شود و علاوه بر اینکه « فین علیا »

     

    و « فین سفلی » به وسیلۀ آب آن مشروب می گردد ، روستاهای حومۀ کاشان نیز

     

    از آب این چشمه استفاده می کنند . « فین » روستایی بسیار قدیمی است که تقریباً

     

    در شش کیلومتری جنوب غربی شهرکاشان قرار دارد و باغ زیبای آن مشهوراست .

     

    همان باغی که در آن « امیر کبیر» صدر اعظم لایق ایران ، در دورۀ قاجاریۀ به

     

     دست جلّادان « ناصرالدین شاه » به قتل رسید . از دیگر چشمه سارهای اطراف

     

    کاشان ، چشمه سار « جوره بزرگ » و « جورۀ کوچک » است که از فراز

     

     کوههای « قمصر » می جوشد و سپس به یکدیگر می پیوندد و به راه خود ادامه

     

    می دهد تا وارد « قمصر» می شود . نصف آب آن حق الشرب اهالی قمصر است

     

    و نصف دیگرش تا هوالی بند « قمصررود » جریان می یابد . « قمصر» دردره ای

     

    مصفّا و زیبا در جنوب شهر کاشان قرار گرفته است و گل و گلاب آن بسیار

     

    معروف و مشهور می باشد . از چشمه های دیگر اطراف کاشان ، چشمه « نیاسر »

     

     و آب « راوند

  • فهرست دانلود مقاله کاشان

تگ‌ها:

شهر کاشان - کاشان

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت