دانلود تحقیق قضاوت شورایی و هیات منصفه در سیستم حقوقی اسلام

  • Code: # 31563

  • تعداد صفحات: 11
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: حقوق - فقه
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق قضاوت شورایی و هیات منصفه در سیستم حقوقی اسلام

    قضاوت شورایی و هیات منصفه در سیستم حقوقی اسلاممساله قضاوت شورایی از هنگام شکل‏گیری نظام دادگاهها، همواره مورد تجزیه و تحلیل حقوقدانان قرار گرفته و در مورد محاسن و معایب آن نظرات فراوانی ابراز گشته است .

    در این مختصر سعی بر آن شده است تا به این سوال که آیا نظام تعدد قاضی یا قضاوت شورایی از نظر عقلی و شرعی معتبر است؟

    و بر فرض اعتبار و یا عدم اعتبار آن، نظام فعلی حقوقی کشور در این زمینه چگونه است؟

    قضاوت در این صورت به معنای فصل خصومت‏حقیقی ملاک است نه هر اظهار نظر قضایی .

    دومین مساله‏ای که در این مختصر به آن اشاره شده است مساله ماهیت تصمیم‏گیریهای هیات منصفه است که آیا نظر ایشان یک نظر قضایی لازم الاتباع است و یا صرفا نظری ارشادی است؟

    همچنین آیا اعضای هیات منصفه بایستی مطلع از علوم قضایی و اجتماعی و سیاسی باشند یا خیر؟

    و علت پذیرش یک نهاد دموکراتیک برای همکاری با قضاوت در امور خاص چیست؟

    و نظام حقوقی ما بالاخره با چه ترکیبی از این هیات وفق دارد؟

    و از نظر سوابق فقهی جایگاه آن در چه حد از اعتبار قرار دارد .

    فصل اول) قضاوت شورایی در اسلام سازمانهای دادگستری و مراجع قضایی ممکن است‏به دو صورت، تعدد قاضی و یا وحدت قاضی تشکیل شوند .

    در صورت نخست، مرجع قضایی بالاجتماع به موضوع دعوی یا اتهام رسیدگی نموده و حکم صادر می‏نماید و در صورت دوم قاضی واحد مستقلا به انشای رای همت می‏گمارد .

    حقوقدانان برای دادرسیهای با روش تعدد قاضی، اهمیت و اعتبار ویژه‏ای قائلند .

    به نظر آنان سیستم تعدد قاضی، جلوی اشتباهات قضایی را گرفته و آن را به حداقل ممکن کاهش می‏دهد .

    وجود قضات متعدد در یک دادگاه این امکان را به وجود می‏آورد که آنان با همدیگر مشاوره و تبادل نظر نمایند و از برداشت و استدلال همدیگر آگاهی یابند و مغلوب فکر و اندیشه شخصی خود نشوند .

    و دادرسان تازه کار از تجربیات قضات با سابقه بهره‏مند گردند .

    بویژه با توجه به اینکه در قلمرو دادرسیهای کیفری، دلایل هم احصا نشده است و قاضی اجبار به قبول دلایل خاص و معین ندارد، به جز در حدود، و در این رهگذر از آزادی اندیشه و استدلال بهره‏مند می‏باشد و تنها با استعانت از خداوند و وجدان خود رای می‏دهد، در اینجا مشاوره با همکاران دیگر، او را در اتخاذ تصمیم بصیرت می‏بخشد و راه صواب را نشان می‏دهد .

    در قلمرو دادرسیهای حقوقی نیز هرچند دلایل احصا شده است و قاضی موظف به پذیرش دلایل خاص است; فلذا بایستی در چهارچوب آن دلایل اقدام به انشای رای نماید .

    با این حال گاهی موضوعات پرونده و دلایل طرفین طوری است که قاضی واحد نمی‏تواند به تنهایی به عمق مسائل پی برده و با علم و اطلاع کافی، همه جوانب امر را در نظر گرفته و حکم صادر نماید پس در این صورت نیازمند مشاوره و تبادل نظر است .

    از سوی دیگر، اعطای قدرت و اختیار نامحدود به قضات در رسیدگی به یک امر حقوقی یا جزایی و بررسی دلایل طرفین، خطر اجتماعی و قضایی فراوانی به دنبال دارد و قضاوت واحد، بیشتر در معرض اعمال نفوذ و تاثیرپذیری از محرکات جانبی هستند تا قضات متعدد .

    بنابراین از این نظر هم سیستم تعدد قاضی اصولی‏تر و منطقی‏تر از روش وحدت قاضی است; زیرا اختیار فوق‏العاده دادرس، در اتخاذ تصمیم و ارزیابی دلایل، خطر اجتماعی و قضایی فراوان در بر دارد و تعدد، این قدرت را تا حد زیادی تعدیل می‏نماید .

    بعلاوه حکمی که به وسیله هیات قضات صادر می‏شود از نظر اجتماعی با اهمیت‏تر از حکم قاضی واحد به شمار می‏آید و افراد جامعه نسبت‏به آن با دیده احترام می‏نگرند; ولی حکم قاضی واحد از این امتیازات برخوردار نیست .

    از لحاظ جلوگیری از نفوذ قوه مجریه بر قضاییه نیز سیستم تعدد قاضی بر سیستم وحدت ارجحیت دارد; زیرا وجود روش تعدد، برای قاضی مصونیت‏بیشتری می‏آفریند و جلوی بسیاری از اعمال نفوذها را می‏گیرد .

    اعمال نفوذ و تحت تاثیر قرار دادن قاضی واحد، معمولا آسانتر از اعمال نفوذ و تحت تاثیر قرار دادن هیاتی از قضات است .

    به هر حال یکی از عیوب نه چندان مهم سیستم تعدد قاضی که مربوط به اصل و ماهیت تعدد قضات نیست، مساله اقتصادی آن است که اظهار شده است، مقرون به صرفه نیست .

    بعلاوه گاهی نیز باعث کندی جریان امور می‏گردد .

    طبق محاسبه کارشناسان علوم اداری، در شرایط مساوی راندمان کار یک فرد به تنهایی بیشتر از بازده کار دست جمعی آنان است .

    در مقام موازنه عیوب و کمالات روش تعدد قضات، کمالات آن بر عیوبش می‏چربد; زیرا مسائل حاد اقتصادی مملکت و عدم تامین مالی قضات، مسئله‏ای جدا از قضات است، هرچندگاهی به طور غیرمستقیم در چگونگی تصمیم‏گیری تاثیر دارد، ولی نمی‏توان آن را به عنوان یکی از عیوب شناخت .

    از طرف دیگر بیان شده که مساله تعدد قاضی موجب بطئی شدن جریان امر قضاست .

    در پاسخ می‏توان اظهار داشت که هرچند در بدو اعمال روش تعدد، ممکن است در انجام امور کندی حاصل شود; ولی به هر حال به تدریج، این مجمع قضایی به رویه‏های ثابتی دست‏خواهد یافت و با دقت‏بیشتری به مسائل حقوقی خواهد پرداخت و نتایج ارزنده‏ای را در جامعه ، حقوقی کشور متبلور خواهد نمود .

    در مورد عدم پذیرش روش تعدد قاضی، مخالفین ممکن است‏به دو دلیل متوسل شوند .

    اول اشکال عقلی قضاوت شورایی - گفته شده است نصب کسی برای قضاوت، یک عنوان اضافی است و باید به یک شخص داده شود نه به چند نفر; بنابراین در غیر این صورت، یعنی توارد علتین بر معلول واحد و این عقلا اشکال دارد و برخلاف قانون علیت است: "قاعده الواحد لایصدر الا عن الواحد" .

    پاسخ این است که اولا، قانون علیت و قاعده الواحد ...

    در امور تکوینی است; اما در امور تشریعی و اعتباری این امکان قابل تصور است که هر معلول چند علت داشته باشد; بنابراین نفوذ و عدم نفوذ حکم، تابع اعتبار معتبر است .

    امور اعتباریه با امور تکوینیه از این حیث‏با همدیگر متفاوتند; بنابراین قانونگذار می‏تواند در مقام تشریع، مقرر دارد که رای معتبر از نظر قانون، رای شورایی است و قضاوت شورایی مناط .

    اعتبار است و لاغیر .

    بنابراین بحثی از این حیث که در مقام تشریع مانع وجود دارد، نمی‏توان کرد .

    به تعبیر دیگر، این معنی خلط بین تکوین و تشریع است .

    ثانیا، در اینجا توارد علتین نیست رای جمع علت واحد است و در اینجا جمع حکم می‏کند یعنی جمع به ماهو جمع به نحو عام مجموعی ملاک است نه تک تک اعضای جمع به طور عام انحلالی .

    اشکال عقلی دوم اینکه رفع اختلاف از طریق قضاوت شورایی خود موجب ایجاد اختلاف و تشتت در قضاوت می‏شود و این عقلا نقض غرض است و این امر نه تنها رافع خصومت نیست‏بلکه خود موجد اختلاف و خصومت است .

    در پاسخ به این ایراد می‏توان اظهار داشت که در صورت اتفاق آرا، موضوع اشکال یقینا منتفی است و در غیر این صورت یعنی در صورتی که اکثریت قاتل به نظر خاصی بودند، در این صورت حکم اکثریت عقلا معتبر شناخته می‏شود و در صورتی که اکثریتی حاصل نشد دیگر خصومتی واقع نمی‏شود تا مجال ظهور ایراد مزبور باشد .

    دوم اشکال شرعی قضاوت شورایی - ممکن است اظهار شود که اطلاقات ادله قضا مورد شورایی را در بر نمی‏گیرد; اما در پاسخ می‏توان اظهار داشت که اصل، قضاست نه قاضی - و این اصل در مانحن فیه نیز باقی است; زیرا اکثریت‏حکم می‏کند .

    بنابراین نه با ادله و نه با عمومات و اطلاقات، قضا با هیچکدام یک از اینها تعارض ندارد .

    در حال حاضر، در سیستم حکومتی اسلام قضات همگی ماذون هستند، چه اشکالی دارد که به هنگام اذن، قانونگذار اذن در قضاوت شورایی و جمعی دهد .

    هرگاه اکثریت رای داد آن رای مناط عمل و حکم باشد .

    اتفاقا پاسخی که در تتمه جواب اشکال عقلی می‏توان اظهار داشت این است که رای شورایی از نظر عقلا متقن تر از رای فردی است .

    حتی به نظر می‏رسد شورای فتوی نیز صحیح باشد .

    شورای فتوی به این معنی است که مردم به جای تقلید از شخصی معین و پیروی از نظریات و افکار او در مسائل دینی، مجمعی تشکیل گردد که در آن فقهای مسلم عصر که در دایره شبهه محصوره اعلم هستند، عضویت داشته، تک تک مسائل در آنجا مطرح شود و مورد شور علمی قرار گیرد و یا با تشکیل کمیسیونهای تخصصی در ابواب مختلف فقه، نظریاتی ارائه گردد و قهرا ملاک، نظر اکثریت اعضای مجمع خواهد بود .

    البته در سایر علوم نیز این معنی عقلایی است و مورد عمل قرار می‏گیرد .

    برخی از فقها را اعتقاد بر این است که در قضاوت، قاضی مجتهد نمی‏تواند در آن مساله به فتوای مجتهد دیگر رجوع کند ولو اینکه مجتهد دیگر اعلم از وی باشد .

    زیرا او خود قادر به استنباط احکام و رد فروع بر اصول می‏باشد هرچند که قاضی دیگر (مجتهد دیگر) از او اعلم باشد .

    بنابراین مطابق این نظر، قضاوت شورایی در جایی که قضات مجتهد بوده و اختلاف نظر با یکدیگر دارند، صحیح نیست .

    زیرا لازمه قضاوت شورایی این است که یکی از این قضات که با دیگران اختلاف نظر دارد با امضای رای اکثریت از نظر ایشان تمکین کند .

    اما براساس حکم عقل و منطق در نتیجه برخورد آرا، رای جامع و قانع تبلور می‏یابد و به نظر می‏رسد در جایی که قاضی مجتهد به معنای فقهی کلمه نباشد، دیگر نباید این ممنوعیت‏شامل مورد قضاوت شورایی مرکب از غیر مجتهدین بشود، بنابراین تمکین از رای قاضی دیگر در نتیجه قضاوت شورایی در این صورت بلااشکال است .

    ضمن اینکه در قسمت موانع و محرمات قضا، قضاوت شورایی مورد منع فقها قرار نگرفته است .

    با توجه به تحولات جوامع امروزی و پیشرفتهای روزمره و تحول حقوق و پیدایش مکانیسمهای جدید حقوقی، دیگر نمی‏توان، معتقد به انحصار قضاوت در شخص واحد بود; زیرا گنجایش فکری و توان اشراف بر مسائل مستحدثه اشخاص به حدی نیست که به تنهایی به عمق مسائل پی ببرد و با تجزیه و تحلیل فردی حکم فقهی و حقوقی مساله را یافته و مطابق آن فتوی دهد، بنابراین حتی در جایی که قاضی مجتهد نیز هست وجود همکاران قضایی در عرض ایشان برای صدور یک حکم قضایی نه تنها جایز، بلکه لازم است و این امر با مبانی فقهی ما هرگز در تعارض نیست و به نظر بنده اطلاق و عموم آیه ۱۵۹ از سوره مبارکه آل عمران، مورد قضاوت شورایی را نیز در بر می‏گیرد: "فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الامر، فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین" خداوند مهربان خصوصا برای اینکه امت اسلامی تصور نکند که در امر حکومت استبداد و خودرایی وجود دارد به پیامبر (ص) اینگونه امر فرموده است .

    ضمن اینکه پیامبر اسلام (ص) خود عقل کل بود و با اتکا به منبع غیب و عنایت‏به حضرت حق، قادر به اخذ تصمیمات صحیح بود .

    پس در جایی که ایشان مورد خطاب الهی است در مورد یک شخص فقیه مجتهد ولو اعلم حکم جداگانه‏ای وجود ندارد .

    بلکه به نظر می‏رسد درخصوص قضاوت که از مهمترین امور اجتماعی است و دارای اثرات بسیار در مسائل شخصی، مالی و عرضی اشخاص است، لزوم این مشاوره بیشتر محسوس است .

    از طرفی باید مشورت شود و از طرف دیگر نظری که در اثر مشورت تبلور می‏یابد بایستی به نحوی جنبه الزام آور داشته باشد، زیرا اولا هریک از اعضای هیات قضا، با احساس مسئولیت‏به بررسی امر پرداخته و از روی دقت نظری ارائه دهند و ثانیا مانع از نفوذ ناروا بر یک شخص شوند چراکه اگر قضات متعدد باشند اعمال نفوذ اگر ممکن نباشد لااقل خیلی مشکل و بسیار استثنایی خواهد بود .

    در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران تا قبل از پیروزی انقلاب، دادگاههای جنایی و استان و دیوان کیفر کارکنان دولت و محاکم نظامی با روش تعدد قاضی و دادگاههای جنحه و خلاف و دادگاه اطفال بزهکار با روش وحدت قاضی تشکیل می‏شد .

  • فهرست دانلود تحقیق قضاوت شورایی و هیات منصفه در سیستم حقوقی اسلام

    فهرست:

    ندارد
     

    منبع:

    . سیدمحمد هاشمی، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۱۰ "تحلیل حقوقی جرایم سیاسی و مطبوعاتی"، ۱۳۷۱، ص ۱۳۹ . (بررسی نهایی قانون اساسی توسط مجلس خبرگان، جلسه شصت و دوم، ص ۱۶۸۰)

    ۲. Common Law.

    ۳ . محمود آخوندی، آیین دادرسی کیفری، جلد ۲، ص ۱۹۷

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت