دانلود تحقیق پوشش و پرچم در جنگ‏ هاى عصر اسلامى‏

قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق پوشش و پرچم در جنگ‏ هاى عصر اسلامى‏

    مقدمه‏ پوشش نظامى و پرچم، از جمله مباحثى است که از دیرباز مورد توجه نیروهاى نظامى بوده است.

    پوشش و البسه‏ى نظامى، در طى اعصار دچار تحول و تکامل شده و همواره به سوى یک‏سانى و متحد الشکل شدن پیش رفته و سرانجام جزء لاینفک سازمان رزم و نیروى نظامى گشته است.

    پوشش جنگى در میان همه‏ى اقوام و ملل تا حدودى با پوشش غیر جنگى متفاوت بوده و بر حسب نوع تخصص و رسته‏ى جنگ‏جو در جنگ، تغییر مى‏یافته است.

    آنچه در این مقاله مورد توجه ما مى‏باشد، پوشش یک‏سان نظامى است که در عصر اسلامى همواره مورد عنایت پیامبرصلى الله علیه وآله و نیز سایر خلفا و فرماندهان جنگ قرار داشته است.

    پوشش یک‏سان، بیش‏تر با هدف شناسایى نیروهاى خودى از دشمن، تعیین جایگاه قبایل و اقوام و نهایتاً نظم و انسجام نیروى نظامى در نظر گرفته شده است.

    پرچم یا به عبارت عربى و اسلامى آن لوا و رایت نیز به همین هدف از زمان‏هاى دور مورد توجه بوده است.

    در ابتدا پرچم در اسطوره‏هاى ملت‏هاى مختلف داراى معنا و مفهومى خاص بوده و چه بسا ممکن است طرح آن از همان اسطوره‏ها به میدان واقعى جنگ تسرى یافته باشد.

    از پرچم کاوه‏ى آهنگر، که تکه‏اى از لباس چرمین آهنگرى او بود و براى دادخواهى علیه ستم و ستمگرى به کار برده شد، تا پرچم چینى‏ها که اژدهاى اسطوره‏اى رودخانه‏ى گنگ یا زرد بر آن نقش بسته است و نیز از پرچم عقاب عصر رسول خداصلى الله علیه وآله، تا پرچم سیاه ابومسلم خراسانى و نیز پرچم سرخ خرم دینان و پرچم سبز علویان، همه و همه از یک طرف رمز، نشانه، زبان و علامتى است براى بیان اندیشه‏ها، عقاید، مذاهب و احساسات درونى یک ملت، قوم و یا یک نژاد و از طرف دیگر علامتى است براى شناسایى نیروهاى خودى از دشمن و یا جایگاه قبیله و نیروهاى آن در جنگ.

    وجود پرچم در سپاه و به اهتزاز در آمدن آن، مایه‏ى دل‏گرمى و تقویت روحیه‏ى جنگ‏جویان و سقوط آن به معناى شکست و مایه‏ى نومیدى آنان بود.

    چه جان‏هایى که براى به اهتزاز نگه داشتن پرچم‏ها در جنگ فدا شدند و چه شمشیرهایى که براى سقوط آن بر پرچمداران فرود آمدند.

    در این مقاله برآنیم تا نقش و جایگاه پوشش یک‏سان رزم و نیز پرچم را که در عصر اسلامى از آن به لوا و رایت یاد مى‏شد تشریح نماییم و سیر تحول آن را از عصر پیامبرصلى الله علیه وآله تا عصر عباسیان، بیان کنیم.

    پوشش و البسه‏ ى نظامى‏ یکى از امور ضرورى در هر سازمان رزمى، نوع پوشش نظامى نیروهاى جنگ‏جو مى‏باشد.

    هر چند در روزگار گذشته به این مسأله چندان اهمیتى داده نمى‏شد، ولى بعدها به ویژه در قرون متأخر، امر یک‏سان سازى پوشش نظامى به طور کامل مورد توجه قرار گرفت.

    فلسفه و هدف اصلى در این مورد، یک‏سان سازى ظاهرى نیروها و ایجاد نظم و انضباط در آنان، تشخیص نیروهاى خودى از نیروهاى دشمن در منطقه‏ى جنگى و شناخته شدن نیروهاى جنگ‏جو از یک‏دیگر در هنگام درگیرى، معین و مشخص ساختن نوع و رسته‏ى نیروها به لحاظ تخصص و وظایف فردى و جمعى، روشن ساختن جایگاه‏ها و رتبه‏هاى فرماندهان و سایر نیروها، مشخص ساختن یگان‏هاى رزم بر اساس نوع وظایف آنها و موارد دیگر بوده است.

    این اهداف در عصر اسلامى بیش‏تر مورد عنایت پیامبرصلى الله علیه وآله، خلفا، فرماندهان نظامى، حکام و امرا قرار داشته است.

    اما در بسیارى از مواقع به لحاظ نوع پوشش مرسوم اعراب و تنوع عناصر و نژادها و ملیت‏ها، در عمل کم‏تر قابل اجرا بوده است.

    رسول خداصلى الله علیه وآله با این سخن، اهمیت پوشش را بیان مى‏فرمود: اصلحوا ثیابکم حتى تکونواکالشامه بین الناس؛ لباس خود را بیارایید و شایسته سازید تا در میان مردم همانند خال [برجسته‏] باشید.

    امرا و خلفاى اسلامى به امر لباس جنگ‏جویان و آراستگى وضعیت ایشان عنایت و اهتمام داشتند.

    حتى گاهى به کسانى که لباس غیر مناسب داشتند اجازه‏ى حضور در جنگ نمى‏دادند.

    مسلمانان در نخستین جنگ‏هاى خود، لباس یک‏سانى نداشتند و معمولاً با همان لباس مرسوم خود، در جنگ حاضر مى‏شدند.

    لباس مرسوم آنان عبارت بود از لباس بلندى که گاهى در زیر آن شلوار و ازارى مى‏پوشیدند که براى نگه داشتن آن، تسمه‏اى بافته شده از موى بز همانند کمربند بر روى آن مى‏بستند.

    هم‏چنین بر روى شانه‏هاى خود ردایى مى‏آویختند و عمامه‏اى بر سر مى‏گذاشتند.

    بعضى از نیروهاى سواره نظام بر روى پیراهن خود، زرهى مى‏پوشیدند که داراى آستین بود و گاهى بلندى آن تا روى زمین مى‏رسید.

    این نیروها گاهى از کلاه‏خود و مغفر نیز به عنوان پوشش دفاعى استفاده مى‏کردند و ران بند و ساق بند نیز مى‏بستند.

    سواره نظام برخلاف پیاده نظام، ردایى روى لباس خود نمى‏پوشیدند؛ زیرا مانع چابکى آنان بر روى اسب مى‏شد و به جاى جامه‏ى زیرین، شلوارکى کوتاه مى‏پوشیدند تا پاهاى آنان بر روى اسب آزادتر باشد.4 در جنگ‏هاى مهم و بزرگ در دوران پیامبرصلى الله علیه وآله، تلاش مى‏شد تا یگان‏هاى مختلف رنگ‏هاى خاصى به طور یک‏دست بپوشند تا یک‏دیگر را بهتر بشناسند و یگان‏هاى رزمى از یک‏دیگر مشخص شوند.

    این کار که در نوع خود بى‏سابقه بود، براى نخستین بار در فتح مکه به هنگام سان دیدن سپاه در مقابل رسول خداصلى الله علیه وآله، به اجرا در آمد.

    رنگ‏هاى یک‏سان یک یگان، به گونه‏اى بود که شناسایى آن یگان با رنگ مربوطه صورت مى‏گرفت و آن یگان به همان رنگ نامیده مى‏شد؛ مثل یگان یا کتیبه‏ى الخضراء که همگى لباس‏هاى سبز بر تن داشتند یا یگان و ستون البیضاء که همگى سفیدپوش بودند و یا الصفراء که زردپوشان بودند.5 این یگان‏ها هر یک پرچمى ویژه براى خود داشتند.

    چنانکه ذکر شد، انتخاب رنگ یک‏سان عمدتاً براى شناسایى نیروهاى یگان‏ها و ایجاد نظم در صفوف خودى بود.

    هر یگان اعم از فرمانده و نیروها، داراى لباسى یک‏سان بودند.

    اگر ردا و لباس و عمامه‏ى فرمانده سفید بود تمامى نیروهاى آن یگان نیز عمامه و رداى سفید مى‏پوشیدند و پرچم آنان نیز سفید بود و همین طور رنگ‏هاى دیگر.

    در جنگ جمل، سپاه امام على‏علیه السلام این ترکیب یک‏سان و رنگ مشابه را به خوبى به نمایش گذاشته بودند.

    ستون اولِ سواره نظام به فرماندهى ابوایوب انصارى، لباس‏هاى سفید و زرد داشتند.

    فرمانده‏ى یگان نیز ضمن پوشیدن ردا و لباس سفید، پرچمى سفید نیز در دست داشت.

    ستون دوم به فرماندهى خزیمه بن ثابت نیز به همین گونه بود.

    البته فرمانده‏ى یگان، عمامه‏اى زرد بر سر داشت و لباسى سفید پوشیده بود.

    ستون سوم نیز داراى لباس‏هاى زرد بودند و فرمانده‏ى آنان ابوقتاده‏ى ربعى، عمامه‏اى زرد و ردایى به رنگ شیرى بر تن داشت.

    در بسیارى از جنگ‏ها فرماندهان با لباس‏ها و عمامه‏هاى خود مشخص مى‏شدند.

    بعضى فرماندهان بر کلاه‏خود خود، پر شترمرغ و یا علایم دیگر نصب مى‏کردند.

    حمزه در جنگ بدر پر شترمرغ و على‏علیه السلام دسته‏اى موى سپید بر کلاه‏خود خویش بسته بودند.

    تیرهاى فرو رفته و یا فرو گذاشته در عمامه‏ى خالدبن ولید هنگام بازگشت از نبردهاى ردّه، به او ابهت و شوکت خاصى بخشیده بود.

    هنگامى که عباسیان به قدرت رسیدند چون نشان آنان سیاه بود لذا نظامیان آنان در جنگ‏ها، لباس سیاه یک رنگ مى‏پوشیدند و عمامه‏هاى سیاه بر سر مى‏گذاشتند و پرچم‏هاى سیاه به دست مى‏گرفتند.

    در حقیقت در ابتداى دعوت، لباس رسمى عباسیان سیاه بود.

    انتخاب رنگ سیاه شاید به خاطر سوگوارى شهداى اهل بیت بوده باشد، و از آن‏جا که رنگ سیاه در عصر پیش از اسلام رمز و نشانه‏اى براى خون‏خواهى بوده‏مى‏توان گفت انتخاب رنگ سیاه به منزله‏ى خون‏خواهى از بنى امیه در برابر شهداى کربلا و آل البیت بوده است.

    منصور خلیفه‏ ى عباسى، نخستین کسى است که پوشیدن رداى سیاه بزرگ را در دیوان‏هاى دولتى و دار الخلافه مرسوم کرد.در عصر عباسى، لباس ایرانى، به ویژه قلنسوه سیاه رنگ، لباس رسمى شد.

    این لباس به صورتى مخروطى شکل بود.

    در این عصر حتى عباسیان لباس‏هاى سیاه را براى جدا سازى مسلمانان از غیر مسلمانان به ویژه در مناطقى که اهل ذمه سکونت داشتند و نیز براى حفظ امنیت و تحت نظر داشتن دشمنان در مرزهاى بیزانس، مورد استفاده قرار مى‏دادند.

    علویان و یا امویان براى مقابله با عباسیان در قیام‏ها و جنبش‏هاى خود، لباس سفید مى‏پوشیدند که نشانه‏اى در اعتراض به سلطه‏ى عباسیان بود.

    چنانکه مى‏دانیم مأمون عباسى در هنگامى که امام رضاعلیه السلام را به ولیعهدى انتخاب کرد، لباس سیاه را به لباس سبز، که نشانه‏ى علویان بود، تغییر داد.

    پس از چندى معارضان دولت عباسى لباس سفید بر تن کردند و کوشیدند تا عباس بن مأمون را به خلافت برسانند.

    در عصر عباسیان، لباس قرمز نیز شعار و نشانه‏ى عده‏اى دیگر شد.

    آنان از فرقه‏ى سفیانى و از خون‏خواهان بنى امیه بودند.

    ابومحمد سفیانى که در سال 133 قمرى بر عباسیان خروج کرد، لباس قرمز بر تن داشت.

    فرمانده‏ى عباسى، یزید بن مزید شیبانى نیز هنگام جنگ با خوارج، پرچم قرمز برافراشت.

    خرّم‏دینان نیز در قیام خود علیه عباسیان، لباس قرمز پوشیدند و پرچم قرمز برافراشتند.

    محمد نفس زکیه در قیام خود (145 ق) لباس و رداى زرد بر تن کرد و همراه حسن بن على بن حسین ملقب به افطس، در این قیام پرچم زرد برافراشت.

    سپاه امین نیز به هنگام درگیرى با مأمون، لباس سفید پوشیده و پرچم سفید به اهتزاز درآورد.

    عباسیان به پوشش و لباس سربازان و لشکریان اهمیت ویژه‏اى مى‏دادند و لشکریان را با آن لباس‏ها از عامه جدا مى‏ساختند.

    آنان قبا و قلنسوه سیاه مى‏پوشیدند.

    فرماندهان و امرا در هنگام شرف‏یابى نزد خلیفه، قباى سیاه، عمامه و جوراب به تن مى‏کردند.

    عمده‏ى لشکریان در این عصر به هنگام جنگ، زره، کلاه‏خود، ساق بند و بازوبند مى‏پوشیدند.

    نفت‏اندازان در سپاه عباسى، لباس‏هاى ضد حریق مى‏پوشیدند تا به هنگام پرتاب آتش، دچار آتش سوزى نشوند.

    اگر چه تمامى نیروهاى نظامى در عصر عباسیان لباس‏هاى متحدالشکل نداشتند، اما هر یک از فرماندهان و لشکرها یا یگان‏ها لباسى خاص مى‏پوشیدند؛ مثلاً نیروهاى ترک و نگهبانان در عصر خلافت معتصم، داراى لباسى ویژه بودند تا آنان را از سایر نیروهاى نظامى و فرماندهان، ممتاز سازد.

    فرماندهان خراسانى بر شانه‏هاى خود ردایى مى‏افکندند.

    جنس لباس‏هاى سربازان از ساتن (اطلس) بود.

    خلفا به فرماندهان بزرگ لشکرهایشان، خُلّه که عمامه‏اى سیاه بود همراه با لباس سیاه یک رنگ با قبه و لباسى مثل آن بدون قبه از جنس خز قرمز و بافته شده از طلا و شمشیرى زر اندود اعطا مى‏کردند.

    اما سواره نظام، زره و کلاه‏خود مى‏پوشیدند و اسب‏هاى خود را با پوشش‏هاى آهنین (برگستوان) مى‏پوشانیدند و پیادگان، قباهاى کوتاه که تا زیر زانو مى‏رسید همراه با چکمه به تن مى‏کردند.

    لشکریان هنگام جنگ نوعى از قلنسوه که سر و گردن را در بر مى‏گرفت مى‏پوشیدند و با کلاه‏خود و مغفر از خود محافظت مى‏کردند.

    آنان بر بالاى قلنسوه که لباس عمومى سربازان بود، عمامه مى‏گذاشتند و گاهى هم آن را روى کلاه‏خود قرار مى‏دادند.

    اما نیروهاى آزاد، داراى پوشش مناسب و یک‏سانى نبودند و گاهى هم پوشش نداشتند؛ مانند بخشى از سپاهیان مأمون - متشکل از عیاران و زندانیان - که در مقابله با سپاهیان امین، برهنه جنگ مى‏کردند و کمربندى به کمر داشتند و پوششى از برگ خرما که آن را خود مى‏بافتند بر سر نهاده بودند و سپرهایى از برگ خرما و بوریا نیز در دست داشتند که قیر اندود بود و لابلاى آن ریگ ریخته بودند.

  • فهرست دانلود تحقیق پوشش و پرچم در جنگ‏ هاى عصر اسلامى‏

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

     

    - ابراهیم حسن، حسن، تاریخ الاسلام السیاسى، چاپ هفتم (قاهره، مکتبه النهضه المصریه، 1964م).
    - ابن اثیر، عزالدین احمد بن ابى المکارم، الکامل فى التاریخ (بیروت، دار صادر، 1965-1979م).
    - - ، الکامل فى التاریخ (بیروت، دارالکتب العلمیه ، 10 جلدى، چاپ اول، 1407ق/1987م).
    - ابن حنبل، احمد بن محمد، المسند، 7 جلدى، چاپ سوم (مصر، دار المعارف، 1368ق/1949م).
    - ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع، الطبقات الکبرى (بیروت، دار صادر، 1957م)
    - - ، الطبقات الکبرى (قاهره، دارالتحریر، 1388ق/1968م)
    - - ، الطبقات الکبرى (لیدن، کلیه برلین، 1322ق).
    - ابن سید الناس، فتح الدین ابوالفتح محمد بن محمد بن عبداللَّه، عیون الاثر فى فنون المغازى والشمائل والسیر، 2 جلدى (بیروت، دارالفکر، بى‏تا).
    - ابن طقطقى، محمد بن على بن طباطبا، الفخرى فى الآداب السلطانیه والدول الاسلامیه (بیروت، دار بیروت للطباعه والنشر، 1385ق/1966م).
    - ابن عبد ربه، محمد، العقد الفرید، تحقیق عبدالمجید استرحینى، 9 جلدى، چاپ سوم (قاهره، دارالکتب العلمیه ، 1497ق/1987م).
    - - ، العقد الفرید، تحقیق احمد امین (قاهره، 1948م).
    - ابن قتیبه دینورى، ابو محمد عبداللَّه بن مسلم، عیون الاخبار، تحقیق محمد اسکندرانى، چاپ سوم (بیروت، دارالکتاب العربى، 1418ق).
    - - ، عیون الاخبار، (قاهره، مطبعه دارالکتاب المصریه ، 1925م).
    - ابن کثیر، عماد الدین ابوالفداء اسماعیل، البدایه والنهایه فى التاریخ، 15 جلدى (بیروت، دارالفکر، دارالمعارف، 1966م).

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت