دانلود تحقیق اخلاق دانشجویی - انتخاب رشته، نقطه آغاز

قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق اخلاق دانشجویی - انتخاب رشته، نقطه آغاز

    سزاوار است که دانشجو در انتخاب رشته، به سه اصل «وظیفه»، «استعداد» و «علاقه» توجه کند.

    اگر این سه در یک رشته گرد آیند، بسی مایه سعادت است.

    چنانکه دانشجویی به علت نیاز جامعه، پرداختن به دانش پزشکی وظیفه شرعی او باشد که این رشته را در پیش بگیرد و این رشته قابل دسترسی و مورد علاقه‏اش نیز باشد.

    گاهی شخصی به رشته‏ای علاقه ندارد ولی موظف به کسب آن است.

    پیداست وظیفه، تنها هنگامی معنا پیدا می‏کند که شخص قادر به انجام آن باشد.

    به قول دانشمندان علم کلام: اَلامرُ بما لایُطاق محال؛ خداوند هیچگاه به امر نا شدنی فرمان نمی‏دهد.

    باری وظیفه شرعی بر علاقه، چیرگی دارد.

    چه خوب است که وظیفه را علاقه همراهی نماید، امّا اگر دانشجو صرفا به خاطر علاقه، وظیفه خویش را رها کند و در پی علاقه و خواست خود برود، بی‏تردید راه کژی را در پیش گرفته است.

    بدقت در این آیه بنگرید: «ای بسا چیزی را بد می‏شمارید و حال آنکه به سود شماست و ای بسا چیزی را خوب و پسندیده می‏دانید ولی به زیان شماست.» با توجه به محتوای زیبای آیه، درمی‏یابیم که ملاک سنجش، خواست و علاقه شخصی نیست بلکه معیار ارزش، وظیفه است.

    یکی از عوامل تشکیل دهنده علاقه یا عدم علاقه معرفت و شناخت است.

    اگر دانشجویی بدون آنکه بدرستی نسبت به یک دانش، شناخت پیدا کند علاقه و یا عدم علاقه خود را واقعی بشمارد، ای بسا پندارش صحیح نباشد و این علاقه و عدم علاقه هم ممکن است کاذب باشد.

    مهم‏ترین دلیل ما افرادی هستند که بر اثر عدم توانایی در گزینش‏رشته‏های دلخواه و یا به هر دلیل دیگر، رشته‏ای را انتخاب کرده‏اند که مورد علاقه آنان نبوده است.

    بسیاری از این افراد هنگامی که با دلگرمی تمام به کسب دانش در آن رشته پرداخته‏اند، علاقه واقعی خود را یافته‏اند.

    بنابراین دانشجویان برای تشخیص علاقه واقعی خود باید به تحقیق و بررسی درست بپردازند.

    دانشجو باید بدون اجبار و پس از بررسی درست و کسب شناخت واقعی نسبت به مسائل هر رشته، رشته مورد علاقه و توان خود را انتخاب کند.

    امروزه بسیار سخن از «انقلاب فرهنگی» می‏شنویم، ولی چنانکه شایسته است، جوانان پرشور ما به این بخش روی نیاورده‏اند.

    هرگاه سخن از علوم انسانی و اسلامی است، ذهن جوانان به سوی شاگردان نامستعد و تنبل می‏رود.

    حال آنکه این دانشها متکفل پرورش روح انسانها و معرفی شناخت صحیح اسلامی به دیگران است، امّا علوم دیگر تنها ضامن رفع احتیاجات مادی انسان است.

    علوم فرهنگی باید پا به پای علوم تجربی به پیش رود.

    در اینجا به ذکر چندین پیشنهاد برای اصلاح موقعیت علوم انسانی می‏پردازیم: ۱) باید سطح درآمدها با مقدار ارزش کار، تلاش شخص و دیگر ملاکها سنجیده شود نه آنکه معیار اصلی تعیین درآمد، نیاز جامعه باشد.

    امروزه می‏بینیم که حقوق دکترای پزشکی با دکترای غیر پزشکی تفاوت فراوان دارد.

    پس باید چنان برنامه ریزی شود که جاذبه در آمد اقتصادی باعث جذب جوانان به رشته‏ای خاص و رویگردانی آنان از علوم با اهمیت دیگر نشود.

    امروزه هر کس تلاش می‏کند با هر وسیله ممکن در رشته پزشکی قبول شود و چه بسا به خاطر سوء انگیزه، تنها به امور مالی می‏اندیشد و غالبا از درمان آکادمیک و علمی بیماران عاجز است و یا در اندیشه آن نیست.

    ۲) تلاش در جذب افراد مستعد و توانا در رشته‏های انسانی و فرهنگی و جذب اساتید توانا در این رشته و نیز افزایش امکانات و لوازم پیشرفت مراکز علوم اسلامی، انسانی و فرهنگی این امر از طریق اختصاص بودجه بیشتر در برنامه‏های اقتصادی و بودجه سالانه ممکن است.

    ۳) بهره جویی از کتب علمی، مطبوعات و رسانه‏های گروهی در شناساندن علوم انسانی به مردم.

    ۴) امور رفاهی این قشر همسان و یا بیشتر از دیگر اقشار باشد تا هم کمبودهای اقتصادی، آنان را از صحنه بیرون نکند و هم عامل جذب دیگران به سوی این بخش نشود.

    کوتاه سخن اینکه دانشجو در انتخاب رشته نباید تنها به مسائل مادی چشم بدوزد، بلکه باید وظیفه و نیاز اجتماعی، توان و استعداد، علاقه، امکانات، شرایط خانوادگی و اجتماعی و دیگر عناصر را هم مد نظر قرار دهد.

    وقت شناسی وقت، گوهری گرانبهاست که در گرانی و ارزش، هیچ چیز به پای آن نمی‏رسد.

    اگر چه مدت عمر انسان در این دنیا محدود و در مقایسه با ابدیت اندک است، امّا اگر انسان قدر آن را بشناسد و از لحظه لحظه آن به خوبی استفاده کند، تردیدی نیست که می‏تواند توشه‏ای ابدی را از آن برگیرد.

    این بیان اهمیت و ارزشمندی وقت برای همه است، امّا برای دانشجو بسی ارزشمندتر.

    امام صادق« علیه‏السلام » فرمود: «از جمله پندهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که: فرزند دلبندم!

    برخی از روزها، سالها و لحظه‏های روزت را به کسب دانش بپرداز، زیرا هیچ ضایع کردنی چون تضییع این امر نیست.» علی « علیه‏السلام » فرمود: «مغبون (زیان کار) کسی است که عمر گرانش را به چیزی بخس و بی‏ارزش بفروشد و مغبوط و نیک فرجام کسی است که عمرش را در فرمانبری از خداوندش سپری کند.» امام حسین« علیه‏السلام » نیز فرمود: «مغبون کسی است که به دنیا سرگرم شود و سودهای اخروی از کف او بیرون گردد.» دانشجو باید پیش از آنکه حایز مقام و منصبی والا گردد و قبل از آنکه به علم و فضل مشهور شود، از فرصتهای دوران جوانی برای تحصیل علم، به خوبی بهره جوید زیرا به محض آنکه انسان دارای مقام و منزلتی در جامعه شود و به علم و دانش نامور گردد، نه تنها این امر، میان این شخص و درک کمالات معنوی و علمی او، بزرگ‏ترین مانع و فاصله را ایجاد می‏کند، بلکه چنین وضعی، عاملی پرتوان و انگیزه‏ای نیرومند و کامل خواهد بود که نقصان و رکود علمی و اختلال را در چنین فردی به بار می‏آورد.» ناگفته نماند، کسب دانش وقت خاصی ندارد و حتّی در پیری هم نباید از طلب علم باز ماند، امیر مؤمنان علی« علیه‏السلام » می‏فرماید: «طلب دانش از کوچکی، چون نقش بر سنگ است.» از این رو، جوانان به خاطر آمادگی پذیرش و شور و استعداد شگفت خود، باید بیش از هر کس دیگر قدر وقت را بدانند و از این دوران عزیز به خوبی بهره ببرند.

    رسول اکرم « صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » می‏فرماید: هر شب فرشته‏ای از ساحت قدس الهی فرو می‏آید و ندا سر می‏دهد که: ای جوانان بیست ساله، تلاش و کوشش کنید.» ناگفته پیداست که مقصود حدیث، تنها افراد بیست ساله نیست، بلکه منظور، تمام جوانان است.

    گمان نمی‏رود حسرتی جانکاه تر از حسرت یک پیر بر عمر از دست رفته‏اش باشد.

    علی« علیه‏السلام »می‏فرماید: سخت‏ترین غصه‏ها از دست رفتن فرصتهاست.

    و نیز فرموده است: «فرصتها چون ابر می‏گذرند، بکوش که در راه خیر از آنها بهره‏گیری وگرنه، پشیمان می‏شود» و نیز فرموده است: «فرصتها چون ابر می‏گذرند، بکوش که در راه خیر از آنها بهره‏گیری وگرنه، پشیمان می‏شود» در جای دیگر، انسان، فرزند زمان دانسته شده است.

    دانشجوی عزیز!

    هر نفسی که می‏کشی دمی از عمر تو می‏گذرد و یا به عبارت بهتر قدمی به جانب مرگ نزدیک می‏شوی.

    از پیامبر « صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » درباره عمر پرسیدند، فرمود: در روز قیامت، بنده قدم از قدم بر نمی‏دارد مگر آنکه از وی می‏پرسند عمرش را در چه اموری صرف کرده، جوانی را در چه چیز به پیری رسانده، مالش را در کجا صرف نموده و امام و رهبرش چه کسی بوده است؟» علل هدر دادن وقت ۱) غفلت از مرگ کسی که از مرگ غافل است و خبر ندارد که ضمانتی در زنده ماندن او نیست، همیشه فردا فردا می‏کند و همه کارها را به آینده موکول می‏نماید.

    این امر باعث می‏شود که قدر و قیمت وقت را نشناسد و در آینده ـ اگر زنده باشد ـ حسرت جانکاه تضییع آن را بچشد.

    البته ممکن است که مرگ چنین شخصی زود برسد و میان او و خواسته‏ها و آرزوهایش برای همیشه فاصله بیندازد.

    رسول خدا« صلی‏الله‏علیه‏و‏آله » فرمود: چه بسیارند کسانی که روز خود را به پایان نمی‏برند و چه بسیارند کسانی که منتظر فردایی هستند که هیچگاه بدان نمی‏رسند.» و علی« علیه‏السلام » فرموده است: «آنکه مراقب اَجَل خود باشد، فرصتها را غنیمت شمارد.» ۲) بازی و سرگرمی در اسلام یکی از عوامل ضایع کردن وقت، لهو و لعب و پرداختن به امور بی‏فایده است.

    حضرت علی« علیه‏السلام » فرمود: «بازی بدترین چیزی است که عمر را ضایع می‏کند.»۱۵ و «عمر خود را در لهویات و بازیها مگذران تا در آخرت امیدت قطع نگردد.» ۳) اشتغال به کارهای غیر مهم انسان و بویژه دانشجو باید در انجام کارها اولویت را رعایت کند.

    از طرفی در این دنیا آنقدر کار مهم و اساسی هست که انسان به کارهای کم فایده نپردازد.

    مثلا" در زمان تحصیل کتابهای مهم،بسیار است و دانشجو نباید وقت خود را صرف کتابهای کم محتوا کند.

    علی« علیه‏السلام »فرموده است: «هر که به کار غیر مهم بپردازد، از کار مهمتر باز می‏ماند.» ۴) بی‏نظمی و عدم توجه به استعداد دانشجو باید برای تمام کارهای علمی و غیرعلمی خود، برنامه ریزی کند.

    گاه کسی از استعداد و توانایی و علاقه و...

    برخوردار است امّا به خاطر نداشتن برنامه در زندگی، هیچگاه موفق نمی‏شود.

    «استعداد» نیز امر مهمی است.

    دانشجو باید با توجه به استعداد و توانایی خود کاری را انجام دهد.

    گاه دانشجویی وقت گران خود را بر روی یک رشته، یک کتاب و...

    صرف می‏کند امّا به خاطر ناهمگونی استعداد، از عهده آن بر نمی‏آید و عمرش را ضایع می‏گرداند.

    ۵) مراقبت از جسم و جان اگر دانشجویی در خوردن و خوابیدن، بر خورد با دیگران و هر رفتار شخصی دیگر، موازین درست و متعادل را رعایت نکند، دچار نارسایی روحی یا جسمی می‏گردد.

    مثلا" اگر پرخوری کند یا غذای ناسالم بخورد، بیمار می‏شود و باید وقت زیادی را صرف دارو و درمان کند و ای بسا از درس خود باز می‏ماند.

    اگر به روان خود نیز اهمیت ندهد، همین گونه در سختی می‏افتد.

    دانشجو باید بداند چه وقت درس بخواند و مطالعه کند؟

    چه وقت استراحت کند و یا بخوابد؟

    چه وقت غذا بخورد؟

    چه وقت از استاد بپرسد؟

    چه وقت تشکیل خانواده بدهد؟

    و چه وقت....

    این امور و دهها امور دیگر را باید به موقع انجام دهد تا هیچ فرصتی از دست نرود.

    رفتارهای شخصی دانشجو رابطه تقابلی رفتارهای انسان، انکارناپذیر است.

    تنها هنگامی یک فرد و بویژه یک دانشجو در کار خود موفق می‏شود که هر بخشی از زندگی او با بخشهای دیگر هماهنگ باشد.

    مثلاً اگر طالب علم، در خوردن، نکته‏های بهداشتی تغذیه را از نظر دور دارد، این امر در خواب و سلامتی و در نتیجه در درس و بحثش اثر می‏گذارد.

    پس او باید رفتارهای شخصی خود را دقیقا برنامه ریزی کرده، در همه حال عواقب وخیم ضربه به تحصیل را در اثر بی‏برنامگی و رفتارهای ناهنجار در نظر بیاورد.

    چکیده سخن ما در دو بخش است.

    ▪ بهداشت روح و روان ▪ بهداشت جسم دانشجو باید بداند اگر به بهداشت روحی و روانی و نیز بهداشت جسمی او اندک لطمه‏ای وارد آید خیلی زود اثر و انعکاس آن به درس می‏رسد و از ادامه تحصیل باز می‏ماند.

    در اینجا ابتدا درباره، بهداشت روانی و سپس درباره بهداشت جسمی، قدری سخن می‏گوییم.

    روح و روان انسان، همانند بدن به چیزهایی نیاز دارد.

    دانشجو تنها با روانی سالم، آسوده و آرام و با طراوت قادر به تحصیل است.

    از این رو باید از هر گونه عملی که سلامت روانی او را تهدید می‏کند، بپرهیزد.

    رفتارهای ناهنجار روانی غالبا بر اثر عدم رعایت احکام اسلامی پدید می‏آید.

    اگر عواطف انسانی مهار نشوند، بهداشت روانی به خطر می‏افتد.

    در دعای هشتم صحیفه سجادیه می‏خوانیم: «پروردگارا!

  • فهرست دانلود تحقیق اخلاق دانشجویی - انتخاب رشته، نقطه آغاز

    فهرست:

    ندارد.
     

    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت