ثبت سفارش
عنوان محصول
قیمت
0

دانلود تحقیق پژوهشی در باره شاهنامه فردوسی

Code: #34093
تعداد صفحات
68
فرمت فایل
Word
سال
مشخص نشده
مقطع
مشخص نشده

خلاصه دانلود تحقیق پژوهشی در باره شاهنامه فردوسی

ما آنچیزی نیستیم ، که ساخته اند ما آنچیزی میشَویم ، که میجوئیم ما خدائی را میجوئیم که آب روانست، و تخم هستی ما، آنرا شب و روز مینوشد، تا بروید و درفرازش ، خوشه بینش شود ، وتا ازمکیدن این آب، تخم هستی ما ، بروید و دراین گیتی بهشت ازما برآید، و سراپایمان ، خنده شود .

تا ازخنده وشاد شدن ، گوهرما و اوباهم، زیباشود ، تا باهم اصل زیبائی باشیم .ما خدائی را میجوئیم که درهم به پیچیم ، مانند پیچه به تنه درخت ، تا باهم ، اصل زیبائی و هم آهنگی وجشن و بینش باشیم .

جائی ترس و بیم هست، که خدا و انسان، همآغوش و جفت و آمیخته باهم نیستند .

از بریدگی خدا ازانسان، زشتی و بیم درگیتی، پیدایش می یابد .

انسان ، زشت میشود، چون دراین بریدن ، گناهکارمیشود، و خدا ، زشت میشود، و میترسد که صورت خود را بنماید و ازانسان ، زشت تصویر گردد .هنگامی خدا از انسان، بریده میشود، خدا ، تبدیل به خالق ومعبود ، و انسان، تبدیل به مخلوق وعبد میشود ، و دیگر،« یارهمدیگر» نیستند، و با این بریدگی ازهم ، زشتی ودوزخ، پیدایش می یابد، که پیکر یابی « بیم وترس» است ، وهردو ازهم میترسند وازهمدیگر میگریزند .

یکی منکرخدا میگردد ، تا ازاو، آزادی بیابد، و دیگری ، قدرت انحصاری میطلبد، تا انسان را بزنجیروبند بکشد .هنگامی خدا از انسان بریده و پاره کرده شد، و ناهمسرشت شدند، گناه و بیم و دوزخ ، پیدایش یافت .

آنگاه خدا، از دنیا بریده شد، دنیا زشت وفانی شد ، و بهشت ازدنیا ، تبعید گردید ، ونیازبه ایمان آوردن به غیب بود .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند، انسان دررنج و کین ورزی هبوط کرد وگناهکارشد،و خدا،محکوم به خودپرستی وقدرتپرستی و انحصارکردن قدرت به خود شد .

آنگاه که خدارا ازانسان بریدند، انسان برآن شد، که خدارا فراموش کند، و خدا برآن شد، که انسان را عبد خودش کند، و فراموشی انسان را گناه بداند .

آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، انسان کوشید که در دنیا، بهشت برای خودش بسازد، و خدا ، آن بهشت را ویران ساخت، و کوشید که بهشتی، فراسوی دنیا برای غلامان حلقه بگوشش بسازد که عمرخود را صرف عبودیت او کرده اند و هیچگاه از آن یاد نیاورده اند که باخدا ، جفت و یارند .

ودرهردو، عشق،خشکید.آنگاه که خداراازانسان بریدند، خدا برای انسان،عظیم ووحشت آورشد، وانسان، پشت به خدا کرد وازاو گریخت،وخدا، تنها ماند .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند، جشن گاهها، تبدیل به معابدشدند ، و خدا وانسان ، دیگر نمیتوانستند باهم برقصند، با هم بنوازند ، با هم آواز بخوانند و باهم بخندند .

آنگاه که خدارا ازانسان بریدند ، خدا، قدرت پرست شد و هرکه را خواست، عزیزکرد و هرکه را خواست ذلیل کرد، و قدرت را به خود منحصر ساخت، وانسان را ازآن محروم ساخت ، وفضیلت انسان را تسلیم شدن و مطیع بودن و عبودیت کرد .

تا انسان دربرابراو، همیشه احساس تقصیر و نقص وعجزکند ، و تنها خداست که حق به « کبر« دارد ، و کبر فروختن برای خدا، حتا فضیلت است و او خودش را بنام« اکبر» ستود .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، این بزرگترین توهین شد که انسان لب برلب خدا بنهد و اورا ببوسد ، گیسوی خدا را با انگشتانش، شانه کند و اورا در آغوش بگیرد و با او دریکجا مانند زال خانه بگیرد ، و برای خدا، برترین نقص شد که با انسان بیامیزد، تا آلوده به عجزو فقرو نقص و ضعف نگردد ، تا متعالی وپاک بماند .آنگاه که خدا را ازانسان بریدند ، انسان از دیدن چهره خدا ، چنان به وحشت میافتد که جادرجا میمیرد و جانش ازقالب تهی میگرددو خدا ، حق ندارد که صورتهائی ازخود بکشد و آنهارا رنگین کند و پیکرهای خودرا بتراشد .

خدا، نقاشی و پیکرسازی و رنگرزی را فراموش کرد .آنگاه که خدارا ازانسان بریدند ، انسان حق نداشت ، هیچکس را جز خدا دوست بدارد .

بدینسان، سرچشمه عشق دراو خشکید ، چون خدا هم ، که ازاو بریده شده بود ، دیگر دوست داشتنی نبود .

او به کسی که ازاو بریده است، تعظیم میکند ، ولی نمیتواند اورا دوست بدارد .آنگاه که خدارا ازانسان بریدند، خدا ، کامل شد، و با رسیدن به کمال ، آزادی را ازدست داد ، چون درکمال، آزادی نیست .

وانسان، ناقص شد، و هرناقصی، آزاد است ، ولی گناهکار.

ودرانسان ، جمع گناه ِناقص بودن وداشتن ِ آزادی، مزه آزادی را هم از بین برد .

اینست که خدا و انسان، به فکرآن افتادند که بازباهم بیامیزند و همگوهروهمسرشت بشوند، و باز به هم بپیچند ، وبازیکی آب ، و دیگری ، تخم بشود تا باهم بیامیزند و برویند ، و باز یکی تارو دیگری پود بشود ، تا باهم یک جامه بشوند، و تا خدا، جنینی درزهدان انسان بشود .

آنگاه که انسان وخدا باهم سرشته و ازهم جدا ناپذیرشدند ، آنگاه کسانی که میخواستند از « واسطه گری میان خدا و انسان» ، عایدات داشته باشند ، دشمن عشق ورزی میان خدا و انسان شدند.

اینها ارّ ه شدند ، تا درختی را که خدا ریشه اش و انسان شاخه وبرش هست ازهم ببرند ، اینها مقراض شدند تا پارچه ای را که خدا تارش و انسان، پودش هست ازهم ببرند ، اینها تیغی شدند تا شاهرگ انسان را که خدادرآن خون روانست ، ببرند .

اینها، همان ارّه و تیغ و مقراض نوری بودند، که جمشید را که بُن همه انسانها بود ، ازجفتش که سیمرغ یا خدا بود ، بریدند .

چون جمشید ، ازاین آب روان که ساقی آسمان ، سیمرغ ، درجامش فرومیریخت، روشن میشد ، وحقیقتی را می یافت که برّندگی تیغ و اره و مقراض را نداشت .

تادرب ِدوزخ ِ الله و پدرآسمانی و اهورامزدا رانبندیم گیتی ، بهشتِ جمشیدی نمیشود سکولاریته ، بستن درب ِ همه دوزخها ، یا نفی ِ « ترس ازعذاب درفراسوی گیتی» است وهمچنین، گرفتن ِحقانیت از«حکومت کردن ِ برپایه ترس» است جمشید با خرداد ، در ِدوزخ را می بندند برای سکولار ساختن جامعه، باید « درب ِ دوزخ » را بَست درفرهنگ ایران، کار ِ بنیادی ِانسان درگیتی ، بستن ِ دربِ دوزخ است نخستین پیام وامرالله به رسولش، محمّد درقرآن ،آنست که « برخیز و مردمان را بترسان وارهاب کن و به وحشت انداز= قم فانذر » ، ولی نخستین ،خویشکاری جمشید ، بُن همه انسانها درجهان، درفرهنگ ایران آنست که : برمیخیزد و درب ِ دوزخ و درب ِ همه گونه ترسها وهمه ترسانندگان و همه گونه رزمها و خونریزیها را می بندد .

آنکه میترساند، جان وخرد را می آزارد ، و ازآ زردن ، کام می برد .

آنکه میترساند،ستمکاراست.ترساندن،بُن همه بیدادگریهاست.« ترساندن » ، رسانیدن ِ برترین آزار به جان وخرد انسان است، که نزد ایرانیان ، هردو مقدسند .

رسول الله ، باید با ترساندن ، مردمان را مطیع الله سازد ، وجمشید باید ، ِالاهان بیم آور، و آموزه هائی را که بیم آور و وحشت زا و جنگخواه و جهاد خواه هستند ، ازگستره زندگی وخرد، طرد و تبعید کند .

جمشید باید ِالاهان دوزخسازو بیم آوررا از جهان براند .

جمشید باید نگذارد که خدایان و پیامبرانشان ، بهشت خود را، بر زیر بنای دوزخ بسازند .

دادن « دوزخ نقد دراین جهان وامروز » ، برای دادن « بهشت نسیه درآن جهان و فردا»، خویشکاری خدایاانیست که نمیتوانند « بهشت نقد درهمین گیتی » بسازند.

چرا ایرانیان ، بُن خود را که جمشید هست ، فراموش ساخته اند ؟

چرا آنها « نیروی جمشیدی » را که درب ِ دوزخ ، و راه رسیدن به بهشتی را که از آتش ِ سوزنده دوزخ میگذرد ، می بندد ، از دست داده اند ؟

جمشیدی که بهشت ( خرداد = خوشزیستی ، مرداد = دیر زیستی ) خود را، نقد درگیتی، بدون کاربرد ترس و وحشت و ارهاب و انذار، بر پایه «خرد خندان » و « اصل بزم » میساخت ، هنوز در ما زنده است ، و باید ازسر، برانگیخته شود .

جمشید با همان کلید خردی که همه بندهای مشکلاتِ گیتی را میگشود ، میتوانست درب همه دوزخها و بیم ها و بیم آوران را به بندد .

این جمشیدِ درضمیرماست که به ما میگوید : آنگاه که انسان درب ِ دوزخ را، در قرآن و درانجیل ودر هرکتاب مقدسی ببندد ، آنگاه خواهد توانست بهشت را در روی زمین بسازد .

جمشید میگوید که بهشتی بدون دوزخ، درهمین گیتی میتوان ساخت .

دوزخ ، هیچگاه راه رسیدن به بهشت نیست .

راه رسیدن به بهشت ، ازمیان ِ دوزخ نمیگذرد .

خردِ ضد خشم وقهرِ ِ بهمنی ِجمشید ، معمارساختن « بهشت بدون دوزخ » است .

دوزخ ، آنجائیست که خشم وقهر هر ِالاهی ، در اوج خود، واقعیت می یابد ، وکوچکترین اندیشه ویادآوری تلخگین وزهرآلود ِ آن ، زندگی در گیتی را فلج میکند .

وقتی مردمان، از دوزخ آنها نترسند، و به اندیشه بهشت نسیه ِ آنها دل نبندند ، به فکرساختن بهشت نقد در گیتی میافتند .

فرهنگ ایران ، بسراغ خشکاندن، سرچشمه های بیم و وحشت و هراس میرود.

دوزخ ، چهره غضب آلود الله وپدرآسمانی و ....

است .

عمل واندیشه ِ انسان ، نباید استوار برترس ازدوزخ باشد .

حکومت نباید استوار بر ترس مردمان ازشکنجه وعذاب ( ازسیاست کردن ) باشد .

فرهنگ ایران ، برضد « سیاست » است ، و میخواهد « جهان را بیاراید» .

فرهنگ ایران ، پشت به « سیاست » ، و روی به « جهان آرائی » میکند .

ما آراینده جهان میخواهیم ، نه سیاستمدار.

« آراستن » ، نظم دادن کشور، با زیبائی است، و آنچه ترس آوراست ، زشت است .

واژه « زشت » در فرهنگ ایران ، به معنای ترسناک است .

این، هسته ِ فرهنگ ایران میباشد که همیشه پایدار خواهد ماند .

جمشید با همکاری ِ زنخدا خرداد ، درب ِ دوزخ را می بندد ، و کیهان را با او، بی بیم و بی رزم میکند .

یک اندیشه ترسناک ، خودِ خرد وروان ِانسانی را فلج میسازد ، واز هرترساننده ای ، آزارنده تراست ، چون سرچشمه اندیشه را در آباد کردن گیتی ، میخشکاند.

« ایمان به وجود دوزخ » را باید از روانها و خردها ریشه کن ساخت ، تا خرد و روان ، رامش ِ خود را درهمین گیتی بجوید .

یهوه والله ، وقتی که « چهره زشت غضبناک خود » را درآئینه دیدند ، امر کردند که کسی نباید صورت آنها را بکشد .

گفتند که صورت خدا را نباید کشید ، چون خودشان هم نمیتوانستند دیدن صورت غضبناک وزشت وترسناک خود را تحمل کنند .

خدایانی که زیبایند ، مردمان را بدان میخوانند تا صورت زیبای آنهارا همه جا بکشند .

دوزخ ، دیدن چهره ِالاهان ِ بیم آور، درخیال وفکرو روان است .

ولی انسان باید چهره خدای خود را بکشد ، تا خدای زیبای خود را بشناسد، و چهره ای را که ازغضب ، زشت میشود ، دوربیندازید .

این بود که جمشید در« روزنوروز بزرگ » که روز ششم فرودین ماه است، با زنخدا خرداد ، درب دوزخ را بست، و خدائی که صورتش زشت بود ، حق به خدابودن نداشت .

واژه « زشت » درفرهنگ ایران، به معنای« مخوف و غضبناک» ست .

خشم ، زشت وترسناک است .اگرخدا ، جمیل است ، میگذارد که همه دیده به جمال او بیندازند .

وخدا ، موقعی خداست که هرگز زشت نشود .

بُن شادی ، نابود کردن ِ« هراس ِ خرد ، از دوزخ ِنسیه » است .

عمل، باید بتواند شادی از پیآیندهای خود را دراین گیتی دریابد .

شیوه درک « خوشی و بینش نقد » که گرانیگاه سکولاریته است درفرهنگ ایران ، درهمان پیوندِ « جمشید و زنخدا خرداد» بیان کرده میشود .

ازآنجا که موبدان زرتشتی ، بکلی تصویر زنخدا خرداد و مفهوم زمان را تغییر داده اند ، ما این اندیشه های ژرف فرهنگ ایران را فراموش کرده ایم .

ولی با ژرف بینی و دقت، میتوانیم این پیوند جمشید با زنخدا خرداد را درفرهنگ ایران بازسازی کنیم .

آنچه در روزگاری دراز ، « همکاری جمشید و خرداد » بوده است ، در روایات زرتشتی ، تبدیل به « کار جمشید در روزخرداد » شده است .اینکه جم در روزخرداد، درب دوزخ را می بندد ، و بدینسان ، مردمان ، در گیتی دیگر نمی میرند و همیشه شاد و خوشند ، گره به تصویر خرداد و امرداد، پیش از زرتشت میخورد.

خرداد، اصل آبادانی، و ساختن بهشت درگیتی است، و طبعا دربهشتِ آباد ، نه بیم ازکسی وچیزی وازخود اوهست، ونه رزم وجنگ و خونریزی ، و نه میخواهد که کسی برای فیروزساختن ِ او به جهاد

فهرست دانلود تحقیق پژوهشی در باره شاهنامه فردوسی

فهرست:

 

تادرب ِدوزخ ِ

 الله و پدرآسمانی و اهورامزدا

رانبندیم

 گیتی ، بهشتِ جمشیدی نمیشود

.............................................................. صفحه 7

 

سکولاریته و مفهوم« نقد»

.............................................................صفحه24

 

اصل سکولار، یا « زنخداخرداد»

خدای ِ« رسیدن به آرزو» درگیتی

خد ائی که آرزورادرگیتی نقد میکند

..............................................................صفحه 50

 

 

از« ارج ِ انسان »

یااز« معراج انسان» با خردش ، به مینو

ارج= سیمرغ درون انسان

.............................................................صفحه 83

 

 

کتابنامه

 

.........................................................صفحه 103

 

 

 

منبع:

 

شاهنامه فردوسی ، ژول مول ،

 شرکت سهامی کتابهای جیبی

گزیده های زاداسپرم

ترجمه محمد تقی راشد محصل، موءسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی تهران 1366

مینوی خرد ، ترجمه احمد تفضلی ، فرهنگ ایران باستان

انتشارات توس

روزهرمزد ماه فروردین ، برگردان از: ابراهیم میرزای ناظر ، انتشارات ترانه : مشهد

صیدنه ، تاءلیف ابوریحان بیرونی ، به کوشش  منوچهرستوده -  ایرج  افشار

کلیات شمس تبریزی ، تصحیح و حواشی ازم: درویش

Handbuch Der Zendsprache 

von Ferdinand Justi

اسطوره آ فرینش درآئین مانی  دکترابوالقاسم اسماعیل پور

فرهنگ پهلوی به فارسی   دکتربهرام فره وشی

زند وهومن یسن و کارنامه اردشیربابکان

ترجمه  صادق هدایت

بندهش ، فرنبغ دادگی گزارنده :  مهرداد بهار

فرهنگ گویشی خراسان بزرگ     امیرشالچی

The Persian Rivayats   Hormazyar Framarz

Bombay 1932

فرهنگ گیاهان ایران  احمد ماه وان

ویس و رامین ، فخرالدین اسعدگرگانی

تصحیح  ماگالی تودوا- الکساندرگواخارایا

انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

تحفه حکیم موءمن 

محمد موءمن حسینی  طبیب شاه سلیمان صفوی

اوپانیشاد، ترجمه شاهزاده محمد داراشکوه فرزند شاهجهان

دکترتاراچند +  سید محمد رضا جلال نائینی

A  Sanskrit  English  Dictionary

M. Monier- Williams

مفاتیح العلوم ابوعبدالله محمدبن احمدیوسف کاتب خوارزمی

ترجمه حسین خدیوجم ، مرکزانتشارات علمی و فرهنگی

The Gathas  of Zarathushthra

Helmut Humbach + Josef Elfenbein+ Prods O.Skjaervo  Heidelberg 1991

Zamyaad Yasht , Yasht 19 of the Younger Avestam Helmut  Humbach and  Pallan R.Ichapora

اسطوره زندگی زردشت ، ژاله آموزگار+ احمد تفضلی

کتابسرای بابل

ارداویراف نامه ، فیلیپ ژینیو ،

ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، شرکت انتشارات معین

درخت آسوریگ ،  ترجمه از ماهیار نوّابی

سازمان انتشارات فروهر

The Heritage  of  Zarathushtra

A New Translation of His  Gaathaas

C.Winter  ,  Heidelberg

 

اساطیر و فرهنگ ایران درنوشته های پهلوی

دکتررحیم عفیفی ،  انتشارات توس

Biblisch-Historisches Handwoerterbuch

Herausgegeben  von  Bo Reicke

 und Leonhard Rost

Altiranisches  Woerterbcuch

Christian  Batholomae

کتاب المقدس( عهد عتیق و عهد جدید)

English-Pashto  Dictionary

Aryana Book  Sellers , Peshawar  City

شاپورگان ( اثر مانی )

به کوشش : نوشین عمرانی

جستارهائی در باره زبان مردم آذربایگان

ازیحیی ذکاء ، بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار

اوستا ، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه دوجلد

انتشارات مروارید

گرشاسپ نامه ، حکیم ابونصرعلی بن احمد اسدی طوسی

به اهتمام حبیب یغمائی ، زبان و فرهنگ ایران

واژه نامه سکزی ( فرهنگ لغات سیستانی )

جواد محمدی خُمَک  ، سروش ، تهران

Mythologie  der Griechen  und Roemer

H.W.Stoll , Magnus

بحارالانوار، تاءلیف محمد باقر مجلسی

از انتشارات کتابفروشی اسلامیه

بهمن نامه ، از ایرانشاه بن ابی الخیر،

ویراسته  رحیم  عفیفی ، شرکت انتشارات علمی وفرهنگی

الهی نامه ، شیخ فرید الدین عطارنیشابوری

به تصحیح فواد روحانی، کتابفروشی زوّار، تهران

منطق الطیر ، شیخ فریدالدین عطارنیشابوری

دکترمحمد جواد مشکور

Duden , Das  Herkunftswoerterbuch

Etymologie der  deutschten Sprache

 

پژوهشی دراساطیرایران، پاره نخست ، مهرداد بهار

انتشارات توس – تهران

فرهنگ هزوارش ها -  یونکر

A Medical Text  in  Khotanese

Editted by :   Sten  Konow , Oslo 1941

A Concise  Pahlavi  Dictionary  D.N.MacKenzie  Oxford University Pres1971

تاریخ  بخارا ،  ابوبکرمحمدبن جعفر الرشحی ، ترجمه ابونصراحمدبن محمدبن نصرالقبادی ، مدرس  رضوی

نوروزنامه ، ازحکیم عمرخیام نیشابوری

تصحیح و تحشیه : استاد مجتبی مینوی

وهرود و ارنگ ، ژوزف  مارکوارت ، ترجمه با اضافات از : داود منشی زاده ، بنیاد موقوفات دکترمحمد افشار

تاریخ سیستان به تصحیح ملک الشعراء بهار

کتابخانه زوار- تهران

تاریخ یعقوبی ، احمدبن ابی یعقوب ، ترجمه ابراهیم آیتی

شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

فرهنگ مختصر اردو- فارسی ، تهیه و تنظیم از

دکترشهیندخت کامران مقدم ( صفیاری )

فرهنگ غیاث اللغات ، غیاث الدین محمدجلال الدین بن شرف الدین رامپوری ، بکوشش محمد دبیر سیاقی

ذخیره خوارزمشاهی ، اسمعیل بن حسن الحسینی الجرجانی

بکوشش  محمدتقی دانش پژوهش و ایرج افشار

انتشارات دانشگاه تهران

لغت نامه دهخدا ، تاءلیف علی اکبر دهخدا ،

 زیر نظر دکترمحمد معین و دکترسیدجعفرشهیدی ، موءسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران

Naturrecht und menschliche Wuerde

Ernst  Bloch ,  suhrkamp  taschenbuch

تاریخ گزیده ، حمدالله مستوفی ، به اهتمام دکترعبدالحسین نوائی ،   موءسسه انتشارات امیرکبیر

داستان گرشاسپ ، تهمورس وجمشید ، گلشاه و متن های دیگر، کتایون مزدا پور

برهان قاطع ، محمد حسین بن خلف تبریزی

به اهتمام دکترمحمدمعین، موءسسه انتشارات امیرکبیر

سنگلاخ ، فرهنگ ترکی به فارسی ، میرزا مهدی خان استرابادی ، ویرایش روشن خیاوی

مرزبان نامه ، تحریرسعد الدین دراوینی

به تصحیح محمد روشن ، نشر نو تهران  1367

لغت فرس، ابومنصوراحمدبن علی اسدی طوسی

به تصحیح فتح الله مجتبائی+ علی اشرف صادقی

Shorter Oxford English  Dictionary

فرهنگ کردی – فارسی ، هه ژار ،

سروش ،  تهران  1376

آثارالباقیه ،  ابوریحان بیرونی ، ترجمه اکبرداناسرشت

موءسسه انتشارات امیرکبیر  تهران  1363

التفهیم لاوائل صناعه التنجیم ،  ابوریحان بیرونی ، به تصحیح جلال الدین همائی

واژه نامه ای ازگویش شوشتری ، گرد آورنده محمد باقر نیرومند ، فرهنگستان زبان ایران

کلیات شمس یا دیوان کبیر ، مولانا جلال الدین محمد مشهوربه مولوی ، با تصحیحات و حواشی بدیع الزمان فروزانفر، موءسسه انتشارات امیرکبیر

اردا.یرافنامه ،ترجمه از دکتررحیم عفیفی ، انتشارات توس

بررسی هادخت نسک ، دکترمهشید میرفخرائی

موءسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی تهران 1371

Mithras , Reinhold   Merkelbach ,Hain,1984

مصیبت نامه، شیخ فرید الدین عطارنیشابوری به اهتمام دکترنورانی وصال ، کتابفروشی زوّار

مخزن الادویه ، عقیلی خراسانی تهران 1371

واژه نامه گویش گیلکی گرد آوری و نگارش احمدمرعشی

انتشارات طاعتی- رشت

ممالک ومسالک ، ابواسحق ابراهیم اصطخری ، به کوشش ایرج افشار، بنیاد موقوفات دکترمحمود افشار

بدایع اللغه ، فرهنگ کردی – فارسی ، علی اکبروقایع نگار

تگ‌ها