دانلود مقاله واقعه هفده شهریور

  • Code: # 4530

  • تعداد صفحات: 35
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله واقعه هفده شهریور

    واقعه کشتار هفده شهریور 57 ( جمعه سیاه ) و پیامدهای آن و بی اعتبارشدن راه حل های سیاسی و مسالمت آمیز تزلزل ارتش و تحولات سریع روانی – سیاسی تظاهرات عید فطر آرام برگزار شد .

    چهار روز بعد تهران تحت حکومت نظامی قرار گرفت و خبر این واقعه ناگهانی درجهان و اخبار بی بی سی منعکس شد .

    قسمتی از اخبار رادیو بی بی سی در سال 57 : دولت ایران در 12 شهر بزرگ ایران حکومت نظامی برقرار کرد .

    در ظرف ساعات اولیه اعلام حکومت نظامی زد و خوردهای شدیدی در خیابان های تهران آغاز شد .

    نیروهای نظامی با خودروهای مسلح نظامی ، سلاح های اتوماتیک و گاز اشک آور به جمعیت عظیمی که در شرق تهران برای مخالفت با اعلام حکومت نظامی جمع شده بودند حمله بردند .

    گزارشات اولیه حاکیست که عده زیادی کشته شده اند .

    اما هنوز اطلاعی رسمی در خصوص تعداد کشته شدگان در دست نیست .

    تظاهر کنندگان در حالی که به دستورات متفرق شدن دولت وقعی نمی گذاشتند در خیابان ها می دویدند و علیه رژیم شاه شعار می دادند و پنجره ها را می شکستند .

    دستور اعلام حکومت نظامی شش ماهه ، به دنبال تشکیل جلسه اضطراری دولت ، امروز صبح در اولین بولتن اخبار رادیوی ایران اعلام شد .

    ارتشبد قره باغی وزیر وقت کشور در این جلسه دولت حضور داشت .

    به گفته ی قره باغی ، بالاخره ما نتونستیم بفهمیم که چطور شد که اون روز ، روز جمعه 17 شهریور به این حادثه خونریزی بیهوده منجر شد ، و چه نتایج بسیار شوم و بدی در روحیه نیروهای مسلح گذاشت و در حقیقت سبب انسجام تمام مخالفین گردید .

    اردشیر زاهدی سفیر ایران در واشنگتن که به ایران آمده بود آن شب تا صبح نزد شاه بود زاهدی : «مرتب نخست وزیر تلفن می کرد حضور اعلیحضرت که همه نظردارند که حکومت بشه ، من نظرم رو به اعلیحضرت عرض کردم که حکومت نظامی اعلام نشه .

    روز هفده شهریور بعدها به جمعه سیاه معروف شد .

    دولت تعداد کشته شدگان را همان روز حدود 60 تن و روز بعد قریب به یکصد تن ذکر کرد .

    مخالفان صحبت را به هزاران تن هم کشاندند .

    اهمیت حوادث میدان ژاله نه در تعداد کشته گان بلکه در اثر روانی این واقعه بر مردم کشور بود .

    درکنار اقدام نظامی به گفته کریم سنجابی آن روز قرار بود گروهی از رهبران سیاسی هم دستگیر شوند .

    سنجابی : « در واقعه به اصطلاح جمعه سیاه ، آمدند خبر به من دادند که تصمیم گرفتند همه شما رو از بین ببرند ، ما مخفی شدیم .

    همون روز حمله آوردند به خونه من و خانم و بچه ها ، اینها رو توقیف کردند و تا چهارساعت ، پنج ساعت ، نگهشون داشتند ، بعد آزاد کردند و خوب این به ظاهر نشانه قدرت واکنش دولت بود ، ولی بلافاصله ضعف دولت و شورش و هیجان مردم نمایش پیدا کرد » .

    به عقیده داریوش همایون هم ، دولت ثبات رای نداشت و این خود ، نظام سلطنتی را به سراشیبی سقوط برد .

    همایون : « خوب ، ارتش اون روز کاری که بهش گفته بودند کرد ، و اون روز اتفاق تأسف آوری افتاد ، ولی این اتفاق می تونست پایان موج انقلابی باشه ، برای اینکه اگر پی گیری شده بود ، محال بود که کار به اون جاها بکشه .

    به گفته دکتر کریم لاهیجی این حادثه ، آخرین پل ارتباط میان شاه و مردم را ویران کرد .

    لاهیجی : « برای یک گروه هایی دیگه آخرین خوشبینی ها یا توقعات یا انتظارهای راه حل سیاسی با رژیم شاه را از بین برد .

    یعنی او دیگه او موقع همه به این نتیجه رسیدند که فقط و فقط یک راه حل برای جامعه ایران وجود داره و اون خروج شاه از ایران و به اصطلاح سقوط رژیم است .

    اون روز آخرین پل ها رو واقعاً بین مردم و رژیم خراب کرد و از بین برد و از اون به بعد هست که دیگه تظاهرات خود انگیخته در گوشه و کنار مملکت اوج گرفت و روزبه روز بر شدت و حدتش افزوده شد » .

    واقعه جمعه سیاه در هفده شهریور ، آغاز مرحله تازه ای در انقلاب بود ، حوادث آن روز ، شاه ، ارتش و دولت را سخت متزلزل کرد .

    راه مسالمت بین شاه و مخالفان را بست و به جریان انقلاب شتاب تازه ای داد .

    دیگر حتی بعضی از نمایندگان مجلس هم به اعتراض برخاسته بودند .

    دو روز بعد از واقعه هفده شهریور که مجلس جلسه داشت .

    کریم سنجابی با اینکه خود در آن روزها مدتی مخفی شده بود می گوید که علیرغم خشونت ارتش در روز هفده شهریور ، مخالفان ضعف و تزلزل دولت را در یافته بودند .

    سنجابی : « پشت سر این جمعه سیاه ، اقلیت مجلس بوجود آمد و شروع به استیضاح شریف امامی کرد و ما متوجه شدیم که دولت در حال عقب نشینی و ضعف و ناتوانی است .

    از اون طرف مردم تشویق به مبارزه شدند ، جریان ورود در خیابان ها ، ورود به مساجد و شب نشینی در مساجد ، بالاخره شروع اعتصابات ، همه اینها دست به هم داد که دولت را بلاتکلیف کرد » .

    اعتصاب کارگران و کارمندان صنعت نفت در سراسر کشور که پس از جمعه سیاه آغاز شد ، یکی از ضربات مهلکی بود که اقتصاد کشور را فلج و حکومت شاه را متلاشی کرد .

    بازاریان هم که از آغاز جزو فعال ترین گروهها بودند به اعتصابیون دیگر پیوستند و درعین حال آن چنانکه حاج محمد شانه چی می گوید ، هزینه زندگی بسیاری از اعتصابیون را نیز تأمین می کردند .

    شانه چی : « حدوداً شش هفت ماه بازار تعطیل بود .

    تعطیلی بازار شوخی نیست ، خیلی مهمه ، هر روز که بازار تعطیل می شه میلیون ها تومن ضرر می خوره ، ولی در عین حال باز تعطیل بودند و به کارمندهاشون ، به شاگردهاشون کمک می کردند ، حتی حقوق شرکت نفت را بازاری ها تعهد کردند بپردازند .

    حقوق اساتید دانشگاه – در اواخر به اصطلاح 57 که تعطیل شده بود حقوق اونها– رومی پرداختند .

    خیلی کمک می کردند بازاری ها ، خیلی کمک می کردند ، به خانواده هایی که نداشتند ، امکان نداشتند کارمندهای خودشون و کارگرهایی که در بازار بودند و [ وضعشان ] وضع خوبی نبود ، به همه کمک می کردند » .

    هرچه اعتصاب ها بیشتر اوج می گرفت ، آثار ضعف و دوگانگی در کار دولت بیشتر می شد .

    از یک طرف تهدید به سختگیری و خشونت بود و از طرف دیگر تسلیم شدن به خواسته های انقلابیون و اعتصابیون .

    انقلابیون در آغاز فقط درخواست های صنفی داشتند ، یا حداکثر اجرای قانون اساسی را می خواستند ، اما دیگر کم کم انقراض حکومت شاه و تغییر نظام را طلب می کردند .

    در روز 26 شهریور عده ای از کارمندان بانک مرکزی سندی منتشر کردند که نشان می داد 177 نفر از صاحب منصبان کشور جمعاً بالغ بر 2 میلیارد دلار ارز از کشور خارج کرده اند .

    انتشار این سند ضربه سختی به اعتبار دولت زد .

    داریوش همایون که خود نامش دراین گزارش آمده بود می گوید که این جریان واقعیت نداشت و صرفاً حیله تبلیغاتی دیگری بود که انقلابیون برای بدنام کردن حکومت شاه به کار بسته بودند .

    تحولات ایران که سرعت می گرفت آیت الله خمینی هنوز در نجف بود او بیشتر و بیشتر اعلامیه و پیام برای طرفدارانش درایران می فرستاد و این پیام ها به سرعت تکثیر و منتشر می شد .

    تندتر شدن حوادث انقلاب و بالا گرفتن درخواست های انقلابیون ، برخی از سیاستمداران معتدل را به این فکر انداخته بود که لااقل قانون اساسی و نظام سلطنتی را حفظ کنند ولو اینکه خود شاه از سلطنت برکنار شود .

    یکی از این سیاستمداران دکتر علی امینی بود که شاه با او ملاقات و مشورت می کرد .

    امینی : « روز اول هم که دیدمش گفتم آقا شما قانون اساسی را عوض کردید .

    الان بیایید این شورای سلطنت را تشکیل بدهید علیاحضرت بشه نایب السلطنه این پسرتون هم هیجده سالشه ، بیارید .

    خودتون برید استراحت بکنید ، برای اینکه بتوانید هدایت بکنید .

    گفت : برای من که بد [ است] نمی شه ، رفتم قم پهلوی شریعتمداری گفتم : آقا ، تو همین موضع قانون اساسی رو حفظ کن ، گفت : من تحت فشارم گفتم آقا تحت فشار چیه ؟

    !

    همونجا در قم وقتی اومدم بیرون از خونه شریعتمدار ، یه عده بچه آخوند دور منو گرفتند که شما در روزنامه کیهان اظهار کردید که اختلافاتتون رو با شاه حل کردید ، گفتم بله ، به شما چه ؟

    گفت : آخه قبول دارید قانون اساسی رو ؟

    گفتم : غلط می کنید ، به شما چه ؟

    گفت : تشریف بیارید حجره به ما توضیح بدید ، گفتم : شما بیایید منزل در تهران به شما توضیح بدهم » .

    اما حتی آیت الله شریعتمداری هم که به اعتدال شهرت داشت لحنش تندتر شده بود .

    شریعتمداری : « مخالفت مال امروز نیست ، این ده بیست سال است که حکومت ایران به طور عادلانه رفتار نکرده ، حکومت مردم بر مردم ، دمکراسی ، نبوده است ، و این به مرور متراکم شده ، روهم آمده است و الان منفجر شده است .

    حکومتی که تمام موازین قانونی را مراعات کند و حکومت مردم بر مردم باشه ، دمکراسی باشه ، حکومت عدالت باشه » .

    در روز 14 مهرماه ، شاه به هنگام افتتاح جلسات مجلسین شورا و سنا ، وعده داد که با وجود همه ناآرامی های کشور ، سیاست فضای باز را ، همچنان ادامه خواهد داد .

    و در این مسیر شاه امتیازهای زیادی به مخالفان داد .

    آئین نامه ای برای جلوگیری از فساد خاندان سلطنتی تدوین شد ، حزب رستاخیز منحل گردید ، تقویم شاهنشاهی دوباره به تقویم هجری شمسی بدل شد و بسیاری از زندانیان سیاسی آزاد گشتند .

    اما همه این امتیازها تنها بر شتاب انقلاب می افزود .

    در تهران و شهرهای مهم کشور حکومت نظامی برقرار بود ، اما تظاهرات و اعتصاب ها ادامه داشت .

    در هفته اول ماه مهر ، کارکنان دست کم پنجاه سازمان مهم دولتی و خصوصی در اعتصاب بودند ، دیگر یکی از درخواست هایشان بازگشت آیت الله خمینی به ایران شده بود ، اما دولت طرح دیگری داشت .

    در روز سیزده مهر خبر آمد که آیت الله خمینی براثر فشار دولت عراق دایربرعدم فعالیت علیه حکومت شاه ، ازعراق عازم کویت شده و چون به او اجازه ورود نداده اند راهی پاریس گشته است .

    خود آیت الله خمینی در وصیت نامه اش می گوید که به تصمیم خود عازم پاریس شد .

    متن وصیت نامه را جانشین او آیت الله خامنه ای روز بعد از فوت او قرائت کرد .

    قسمتی از وصیت نامه امام خمینی : « از قرار مذکور بعضی ها ادعا کرده اند که رفتن من به پاریس بوسیله آنان بوده ، این دروغ است ، من پس از برگرداندنم از کویت با مشورت احمد پاریس را انتخاب نمودم .

    زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود ، آنها تحت نفوذ شاه بودند ، ولی پاریس این احتمال نبود .

    در آن روزها رئیس جمهور فرانسه والری ژیسکار دستن بود که سیل تلگرام ها از سوی ایرانیان به او در حمایت از آیت 0000 جاری بود .

    زیسکار دستن بعدها در کتاب خاطراتش اشاره ای هم به اقامت آیت الله خمینی در پاریس کرده است .

    آیت الله خمینی در پاریس به مراتب آزادی عمل بیشتری از نجف داشت تا نطق کند ، نوار کاست صدای خود را به ایران بفرستد ، از هواداران خود پذیرایی کند و اعلامیه منتشر سازد .

    از این گذشته هیئت پیرمردی هفتاد و شش ساله که گویی از جهانی دیگر به حومه پاریس آمده و به درخت سیبی تکیه می دهد و هرپیامش درایران حرکتی به دنبال دارد ، انبوه خبرنگاران را به حومه پاریس کشانده بود .

    در پاریس کسانی دور آیت ا000 خمینی را گرفته مورد مشورت او بودند که با سالها تجربه اقامت و تحصیل در غرب ، زبان مطبوعات و رسانه های غربی را خوب می شناختند یکی دیگر از همراهان آیت الله در پاریس دکتر ابراهیم یزدی بود .

    ( پخس سخنان دکتر یزدی به زبان انگلیسی ) .

    گویند : سعی دکتر یزدی و دیگران این بود که نظرات آیت الله را در قالبی بیان کنند که برای مطبوعات و جوامع دیگر مفهوم باشد .

    مفاهیمی مثل آزادی و استقلال و یکی بودن سیاست و دین در اسلام .

    حضور آیت الله در پاریس دیدار با

  • فهرست دانلود مقاله واقعه هفده شهریور

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت