دانلود تحقیق اتابکان و خوارزمشاهیان

  • Code: # 4644

  • تعداد صفحات: 7
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق اتابکان و خوارزمشاهیان

    اتابکان و خوارزمشاهیان ترتیب اداره مملکت پهناور ایران ( بعد از خارج شدن از استیلای عربها ) ، به صورتی درآمد که ولایتهای ایران ،‌کمابیش به حالت نیمه مستقل امور خود را انجام می دادند .

    این ترتیب حکومت ، به خصوص در اواخر عصر غزنوی و در تمام دوره سلجوقی به صورت چشمگیری توسعه و گسترش یافت.

    ترکمانان سلجوقی به سبب وسعت ممالکی که به دست آورده بودند ، اداره آن را از حالت تمرکز خارج ساختند ، ( به خصوص که خود نیز پایتخت ثابت نداشتند )‌.

    سلجوقیان به تناسب رعایت اوضاع زمان ،‌نیشابور مرو،‌اصفهان و اندک زمانی نیز ، بغداد را پایتخت خویش قرار دادند .

    البته ، این غیر از موقیعت سلجوقیان کرمان و سلجوقیان آناتولی است که هر کدام پایتختهای خاص خود را داشتند ( اگر چه ،‌آن نیز به نوبه خود متغیر بود) .

    به عنوان مثال ،‌سلجوقیان کرمان هفت ماه گرم از سال را در کرمان ( بردسیر )‌ و پنچ ماه سرد را در جیرفت ( قمادین ) می گذراندند که تا پایتخت زمستانی ، بیش از چهل فرسنگ ( 240 کیلومتر ) فاصله داشت .

    پادشاهان سلجوقی ، اصولا" در دربار خود ریش سفیدان و مربیانی داشتند که در اداره مملکت با آنان مشورت می کردند .

    بعضی از این افراد " اتابک " ( معلم یا مربی ) بعضی امیرزادگان سلجوقی نیز بودند.

    برای اداره ولایتهای دور دست گاهی بعضی از این اتابکان را مامور می ساختند ، چنانکه طغتکین پسر تاج الدوله تتش را در سال 479 ه.ق.

    مامور دمشق ساختند ، و عماد الدین زنگی ( از غلام زادگان سلطان ملکشاه سلجوقی ) ماموریت موصل را یافت .

    همچنین ، ایلدگز ( اتابک ارسلان شاه سلجوقی ) به آذربایجان رفت ، وسلغز به فارس و اتابک موید الدین آی آبه به نیشابور و اتابک سام و عزالدین لنگر به یزد فرستاده شدند .

    بیشتر این اتابکان موقیعت خود را تا زمان حمله مغول به ایران حفظ کرده بودند و بعضی از آنان ،‌مانند اتابکان فارس و اتابکان آذربایجان ،‌بعد از مغول نیز تا سالها در ولایتهای مذکور حکومت داشتند .

    مهمترین و معروفترین این اتابکان ،‌اتابکان خوارزم بودند که به خوارزمشاهان و خوارزمشاهیه نیز شهرت یافته اند .

    خوارزم ، که در کتیبه های هخامنشی به صورت هوارزمیا و بعد از اسلام به صورت خوراسمیه نیز آمده است ، نام ناحیتی است در سفلای جیحون .

    حدود آن ناحیه از حوالی دریاچه آرال تا سواحل دریاچه خزر و نواحی ابیورد ،‌از شرق در تمام سواحل سیحون ، ادامه می یافت و پایتخت آن خوارزم خوانده می شد .

    این منطقه نزدیک دریاچه آرال وشامل دو قسمت بوده است : قسمت شرقی (‌کث )‌که معمولا" ترک نشین بود و قسمت غربی رودخانه که اورگنج خوانده می شد و فارس زبانان در آنجا ساکن بودند .

    پهنای رودخانه جیحون در این نواحی گاهی به دو فرسنگ می رسید .

    این دو شهر در زمان حمله مغول بیشتر به صورت ویرانه درآمدند .

    معروفترین اتابکان در تاریخ ایران ، اتابکان خوارزمشاهی بودند .

    اصولا"‌بعد از اسلام ( به خصوص در زمان غزنویان ) ، حکام خوارزم همان عنوان پیش از اسلام خود ، یعنی خوارزمشاه ر ابه دنیال نام خود داشتند ، چنانکه آلتون تاش در زمان سلطان محمود که حاجب بزرگ او بود و حکومت خوارزم را یافت به همین لقب ملقب گردید .

    قبل از او نیز مامون و علی بن مامون ومامون بن محمد ، همین عنوان را داشتند .

    در روزگار سلجوقیان ، انوشتکین غرجه ( که طشت دار سلاطین سلجوقی بود ) به اشاره سلطان ملکشاه سلجوقی به امارت ولایت خوارزم منصوب شد ( 470 ه.ق .

    ) و در واقع ، خراج ولایت خوارزم مخصوص طشت خانه سلجوقیان بود .

    در سال 490 ه.ق.

    قطب الدین محمد – ازاولاد انوشتکین غرجه – به تایید امیر حبشی ( پسر آلتون تاش حکمران خراسان ) به سمت خوارزمشاهی معین شد .

    او تا سال 522 ه.ق.

    عنوان حکومت خوارزمشاه را به خود اختصاص داد .

    پسر او ، اتسز ( اتسز = نمیرا ،آنکه باید زنده بماند ) با لقب علاء الدوله هم این سمت را به ارث یافت .

    او با سبطان سنجر پادشاه مقتدر سلجوقی در گیری پیدا کرد و سلطان سنجر ( در سالهای 533 ، 536 و 542 ه.ق.

    ) سه بار ناچار شد به خوارزم لشکر کشی کند .

    هر چند در هر سه بار اتسز مغلوب شد ،‌ اما به علت عذر خواهی مورد بخشش قرار گرفت و به دلیل ضعف سلطان ، در کار خود ابقاء شد .

    بعد از این تاریخ هم که سلطان سنجر گرفتار شورشهای داخلی و حملات قراختاییان و غزها در شرق ایران بود ،‌ دیگر فرصت نیافت به خوارزم لشگر کشی کند .

    از این پس ،‌حکومت خوارزمشاهیان در حوزه ای وسیع به صورت مستقل ادامه یافت .

    بعد از مرگ اتسز ، پسر او – ایل ارسلان – به حکومت رسید ( 551 ه.ق.

    )‌.

    سپس سلطانشاه – فرزند ایل ارسلان – چند صباحی حکم راند ( 568 ه.ق.

    ) تااینکه برادرش – علاء الدین تکش – او را از خوارزم بیرون راند و خود مستقیما" خوارزمشاه شد .

    علاء الدین در سال 569 ه.ق.

    با موید الدین آی آبه ( اتابک نیشابور ) به جنگ پرداخت و او را به قتل رساند .طغانشاه – فرزند موید الدین – هر چند در نیشابور به حکومت نشست ، اما همیشه مورد حمله خوارزمشاهیان قرار داشت.

    سرانجام ، طغانشاه از ملک دینار غز شکست خورد و حکومت مویدیه در نیشابور پایان یافت .

    جنگهای معروف علاء الدین تکش ، در چند جا یاد شده است : نخستین در نیشابور با سلطانشاه برادرش( 585 ه.ق.

    ) و بار دیگر ،‌جنگ او با برادر در مرو ( 589 ه.ق.) صورت گرفت .

    لشگر کشی دیگر او به بخارا برای سرکوبی ترکان قبچاقی ( 591 ه.ق .)‌انجام شد .

    هر چند سپاهیان او به علت گرما و تشنگی اغلب هلاک شده و سلطان شکست خورده برگشته است .

    جنگ دیگر او در سال (590 ه.ق.) با سلجوقیان عراق بود که در حوالی ری با طغرل سوم ( آخرین پادشاه سلجوقی ) جنگید و او را شکست داد .

    خوارزمشاه پس از آن تا همدان نیز پیش رفت .

    آن گاه ،‌همدان و اصفهان را به قتلغ اینانج سپرد.

    در جنگی که میان سپاه خلیفه و لشکریان خوارزمشاه در حوالی ری و ساوه به سال 591 ه.ق.

    روی داد ، لشکر خوارزم تا خوار عقب نشستند .

    خوارزمشاه در سال 596 ه.ق.

    پسر خود تاج الدین شاه – را حاکم اصفهان کرد ، و پسر دیگرش – سلطان محمد را حکومت خراسان داد .

    وی در 19 رمضان سال 596 ه.ق.

    در گذشت .

    پس از وی سلطان محمد – پسرش – جانشین پدر شد .

    در زمان این پادشاه ، وضع ولایتهای ایران دچار آشفتگی بود .

    کرمان که به تسلط ملک دینار عز در آمده بود ( اگر چه چند صباحی به تسلط خوارزمشاهیان نیز در آمد ) به علت حملات طوایف شبانکاره و اتابکان فارس ،‌ از حیطه تسلط خوارزمشاهی خارج شد ( 599 ه.ق.

    ) .

    سلطان غیاث الدین (‌حاکم غور ) به تحریک خلیفه " الناصر لدین الله " بر خوارزمشاه شورید و قسمتهایی از خراسان را از آن خود کرد .

    همچنین ، به تحریک خلیفه ، بعضی روسای اسماعیلیه از جمله جلال الدین حسن اسماعیلی در قلاع الموت و رودبار ادعای خود سری کردند .

    این رفتارها باعث شد تا سلطان محمد خوارزمشاه به فتوای جمعی از علمای ماوراء النهر ،‌نام ناصر خلیفه را از خطبه انداخت و فرمان داد که یکی از سادات حسینی ترمذ را به عنوان خلافت دهند و خطبه به نام او خوانند .

    سپس در زمستان سال 614 ه.ق.

    به همراه سپاهی از طریق همدان عازم جنگ با خلیفه عباسی شد .

    اما ، سپاهیانش به علت سرمای شدید در اسد آباد همدان دچار تلفات بسیار شدند و چون در شرق ایران آشفتگیهای پدید آمده بود ، سلطان محمد به مرو بازگشت ( محرم 615 ه.ق.

    ) سلطان محمد خوارزمشاه از سال 613 ه.ق.

    گرفتار حملات طوایف مغول در شرق ایران شده بود ، تا اینکه در سال 615 ه.ق.

    شهر کاشغر به تصرف مغولان در آمد.

    سلطان هر چند خود را به ماوراء النهر رساند ، اما در برابر لشکر مغول قادر به مقاومت نبود و همچنان از برابر آنان می گریخت .

    وی در شوال سال 617 ه.ق.

    در جزیره " آبسکون " ( در دریاچه خزر )‌ بیمار شد و درگذشت .

    فرزند او جلال الدین منکبرنی ، کوشش بسیار کرد که در برابر مغولان نیرویی فراهم آمورد ، اما توفیق نیافت .

    او در جنگ پروان ( نزدیک کابل ) از لشکر مغول شکست خورد و به سند گریخت .

    وی در نزدیکی سند از چنگیز شکست دیگری خورد و به دهلی رفت تا شاید از امرای آن دیار که با خانواده خوارزمشاهی قوم خویش بودند کمک بگیرد .

    اما کار او به جایی نرسید و از طریق کرمان و فارس خود را به اصفهان و آذربایجان رساند .

    در 28 رمضان سال 627 ه.ق.

    از سلطان علاء الدین کیقباد ( از سلاجقه روم ) در ارزنجان شکست خورد .

    در آذربایجان سپاه مغول به او رسیدند و در دیار بکر ، آخرین جنگ با آنان در گرفت و سلطان شکست خورد .

    او از جنگ جان به سلامت برد ، اما در میافارقین به صورتی ناگهانی به دست جمعی از کردان به قتل رسید ( نیمه شوال سال 628 ه.ق.

    بدین ترتیب سلسله خوارزمشاهی پایان یافت .

    اتابکان آذربایجان - اتابکان آذربایجان بعد از ایلدگز ، عبارت بودند از : نصر الدین محمد جهان پهلوان ( 568 ه.ق.

    ) ، مظفر الدین قزل ارسلان ( 582 ه.ق.

    ) نصر الدین ابوبکر ( 587 ه.ق.

    ) مظفر الدین اوزبک ( 607 ه.ق.

    ) و آخرین آنان ، اتابک قزل ارسلان بن اوزبک معروف به اتابک خاموش بود .

    ( 622 ه.ق.

    او به جلال الدین خوارزمشاه تسلیم شد و در الموت به سال 626 ه.ق.

    اتابکان فارس یا سلغریان - سنقربن مودود ( که در خدمت طغرل سلجوقی بود ) به حکومت فارس رسید و قلعه اصطخر و اشکنوای را مرکز حکومت خود قرار داد ( 543 ه.ق.) پس از او ،‌به ترتیب اتابک زنگی ( 577 ه.ق.

    ) ،‌تکله ( 571 ه.ق.

    ) اتابک سعد ( 591 ه.ق.

    ) ابوبکر و محمد به حکومت رسیدند و آخرین آنان ، ابش خاتون بود که از سال 662 ه.ق.

    تا سال 686 ه.ق.

    حکومت راند .

    این حکومت توسط امرای مغول منقرض شد .

    اتابکان لرستان – اتابکان لرستان بزرگ یا امرای هزار اسبی ، از حدود سال 543 ه.ق.

    به حکومت رسیدند .

    معروفترین آنان افراسیاب بود که در زمان غازان خان شهرتی داشت .

    پایتخت آنان ایذج بود و قلمروشان تا حدود بصره و شوشتر و اصفهان توسعه پیدا کرد .

    حکومت این اتابکان در زمان مغولان نیز ادامه داشت .

    سرانجام ، در اتابکان لرستان – اتابکان لرستان بزرگ یا امرای هزار اسبی ، از حدود سال 543 ه.ق.

    سرانجام ، در زمان تیمور به وسیله ابراهیم بن شاهرخ منقرض شدند ( 827 ه.ق.

    اتابکان لر کوچک هم که شهرتی یافتند ،‌محلی متمرکز نداشتند و اغلب ییلاق و قشلاق می کردند .

    معروفترین ایشان ، شجاع الدین خورشید نام داشت ( 580 ه.ق ).

    قلمرو آنان گاهی تا حدود بغداد نیز کشیده می شد.

    حکومت آنان تا روزگار صفویه ادامه داشت و بیش از بیست امیر داشته اند و در زمان شاه تهماسب صفوی منقرض شدند .

    ( 949 ه.ق.) .

    اتابکان شام – اتابکان جزیره و شام با حکومت اتابک عماد الدین زنگی ( پسر آق سنقر ، حاجب یکی از غلامان ملکشاه ) شروع شد .

    ( 478 ه.ق.

    ).

    او در حلب حکومت یافت و بیشتر در جنگهای صلیبی با مسیحیان در نبرد بود .

    پسرانش ، نورالدین محمود و سیف الدین غازی ، سالها در موصل حکومت راندند.

    سرانجام ، مغول بر جزیره و شام دست یافت و خاندان زنگی موصل منقرض شد .

    اتابکان موصل – اتابکان موصل ،‌معروف به امرای بک تکین ، از جانب عماد الدین زنگی به حکومت سنجار برگزیده شدند و حران ، تکریب و اربل جزو حکومت آنان بود .

    ( از 539 ه.ق.

    تا 630 ه.ق.

    )‌ .

    معروفترین آنان ، مظفر الدین کوکبوری نام داشت که با صلاح الدین ایوبی معاصر بود .

    حکومت آنان در زمان حمله مغولان خاتمه یافت .

  • فهرست دانلود تحقیق اتابکان و خوارزمشاهیان

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت