دانلود مقاله تاریخ تعزیه در ایران

  • Code: # 4838

  • تعداد صفحات: 30
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: تاریخ
قیمت جدید: ۱۰,۰۰۰ تومان
۱۶,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله تاریخ تعزیه در ایران

    مقدمه: تعزیه در لغت به معنی سوگواری ]=تعزیت[ بر پای داشتن یادبود عزیزان از دست رفته، تسلیت، امر کردن به صبر و پرسیدن از خویشان مرده است، ولی در اصطلاح به گونهای نمایش مذهبی منظوم گفته میشود که در آن عده‎ای اهل ذوق و کار آشنا در مناسبت‎های مذهبی و به صورت غالب، در جریان سوگواری‎های ماه محرم برای باشکوه‎تر نشان دادن آن مراسم و یا اولیای خدا به روز رستخیز، تشفی خاطر.

    بازیافت تندرستی و یا برای نشان دادن ارادت و اخلاصی فزون از اندازه به اولیا به ویژه اهل بیت پیامبر(ص) با رعایت آداب و رسوم و تمهیدهایی خاص و نیز بهره‎گیری از ابزارها و نواها و گاه نقوش زنده برخی از موضوعات مذهبی و تاریخی مربوط به اهل بیت به ویژه واقعه کربلا – را پیش چشم بینندگان باز آفرینند.» بی تردید تعزیه نمایش مذهبی و ملی ایرانیان است و شیعیان ایران با عشق به ائمه اطهار(ع) رویکردی درخور به این آیین تاریخی داشته‎اند.

    اگر چه در مورد تاریخ و ویژگی‎های تعزیه در ایران کتاب‎های ارزشمندی به چاپ رسیده است اما، تاکنون تاریخ پیدایش تعزیه به صورت دقیق مشخص نبوده است.

    صادق همایونی نویسنده و پژوهشگر صاحب نام که پیش از این کتاب‎های با ارزشی از جمله «تعزیه در ایران» و «تعزیه و تعزیه خوانی» از او منتشر شده است، در این کتاب با کاوشی درخور توجه کوشیده است که با استناد به مدارک و اسناد گوناگون تاریخی، شیراز دوران زندیه را به عنوان خاستگاه تعزیه معرفی کند.

    در مورد تعزیه‎ها و اینکه چگونه، کی، کجا و در چه زمانی پدید آمده‎اند گفتگوهای زیادی شده ولی تاکنون مسلم نشده است که کدام یک از اظهار نظرها و احتمالات قریب به یقیینی که در این زمینه مطرح است بر سایرین مرحج است.

    به طور کلی سه نظریه در این باره وجود دارد.

    نظریه‎ای پدید‎آمدن تعزیه را مربوط به دوران صفویه می‎داند.

    نظریه دیگری آن را محدود به دوران زندیه می‎شمارد و نظر سومی، این پدیده شگرف مذهبی، ملی، هنری را به دوران قاجاریه منسوب می‎دارد.

    ناگفته نماند که مراد و مقصود از تعزیه در این گفتار معنی و مفهوم مطلق نمایشی آن است و بس نه مفهومی که در لغت از آن استنباط می‎شود که عزاداری را به صور مختلف شامل است.

    در واقع آن امری مورد نظر ماست که در آن عناصر شعر حماسی و غنایی، حرکت، گفتگو و موسیقی – که پیوسته در کنار آن بوده – موجبات تأثیر نمایشی آن را با در آمیختن به هم فراهم کرده‎اند و به زبان دیگر آن زمانی که عزاداری از صورت اولیه در عین حال پر شکوه خود، یعنی گریه و زاری، سینه زنی، مرثیه خوانی و نوحه سرایی، شبیه گردانی و شبیه سازی خارج شده و جلوه خاص و زیبای نمایشی به خود گرفته.

    تعزیه زمانی قادر است مفهوم خود را القا کند که شبیه با پوشیدن لباس و مجهز شدن به ابزار کارزار در صحنه حضور یابد و با طرف به گفتگو بپردازد و حرکت و جنبش ناشی از اصل ماجرا را به ببیننده القا کند.

    و عناصر مشکله تراژدی ارسطوئی را که عبارت از «تقلید عملی است جدی و پرشکوه که هم دارای آرایش است و هم در نوع خود کامل و از صورت بیان شفاهی و شرح ماجرا فراتر رفته و دربرگیرنده گفتگوها و حوادثی باشد که عواطف بیننده را برانگیزد و در او ایجاد رقت و وحشت کند و در نهایت تزکیه او را سبب گردد»، با خود و در خود و جوهره ذات خویش داشته باشد.

    البته مسلم است که در گام‎های نخستین آن توانایی و قدرت تام و تمام را ندارد.

    در باره ارزش آنها «این قدر می‎توان گفت که سادگی و بی تکلفی مهمترین مزیت آنها است» و در عین حال در آنها «سوزی و دردی بی‎اندازه هست که در کسانی که حس دینی قوی دارند تأثیر تمام دارد و این در حالی است که در همه درام‎های مذهبی اقوام جهان هست…» و طی طریق آن ازمنه‎ای دراز را طلب کرده تا به مرز تجلیل خام و ساده نمایشی رسیده است و در حقیقت «…عزاداری، روضه خوانی، سینه زنی، شبیه گردانی و مرثیه سرایی و ترکیب و تلفیق آنها با ابزار فلزی و پارچه‎ای و گیاهی و نواهای موسیقی و نیز بهره‎وری از ذوق جاری و جمعی توده واقعی مردم در شکوفایی و گسترش خود سود جسته» «ذوق دسته جمعی همان است که در مراسم سینه‎زنی و عزاداری به ویژه در دهه نخست ماه محرم به صورت تزیین علم و کتل و بستن حجله قاسم و نخل و چلچراغ و استفاده از حیواناتی چون شیر و شتر و اسب و یا پوست شیر نمودار شده و با گذشت زمان طبعاً پدیده‎‎های نو را در خود جذب می‎کند.» «البته این ذوق زاده روح شاعرانه و تخیل صادقه‎ای است که در میان همه ملل به ویژه ایرانیان وجود دارد.

    این نبوغ و ذوق متعالی گاه فردی است، نظیر تجلی آنها در شعر، نقاشی، کاشی‎کاری، معماری، موسیقی و گاه جمعی است نظیر همکاری‎های اجتماعی و صمیمانه و صادقانه مردم عادی در مراسم سنتی اعم از مذهبی و ملی.» «..

    نبوغ و ذوق جمعی و فردی تفاوتی دیگر نیز با هم دارند و آن این است که نبوغ فردی اوج شکوفایی فرهنگی را دربردارد که بعد از رشد و تکامل و عبور از ذهنیت عاطفی و بهره‎وری از خلاقیت و استعداد بروز می‎کند و فقط در یک شخص با خصائص ویژه از حیث قوای ذهنی و فکری و احساس بروز می‎کند» و بار غنی فرهنگ گذشته و معاصر را نیز با خود دارد و«… بعد از مرگ و ای بسا در زمان حیات شخص به پایان می‎رسد، مثل اوج غزل و تجلی تابناک و سرمدی آن در شعر انسانی به نام «شمس الدین محمد حافظ».

    ولی ذوق و نبوغ جمعی هر چه هست پایا است و از نسلی به نسل دیگر می‎رسد و هر نسلی با تابعیت از شرایط حاکم بر زمان خود در تکامل و حفظ آنچه را که خلاقیت‎های جمعی و گروهی به وجود آورده و بی آنکه بخواهد و یا نخواهد و بداند و یا نداند می‎کوشد…» و «… البته اگر تجلی این پدیده‎ها با مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، ملی و یا نظامی روبرو نشود زوال ناپذیر و مستمر است هرچند از اوج فرهنگی و خلاقیت‎های وصف ناپذیر هنرمدان بزرگ طبیعتاً بهره‎وری نیست.» باری کوشش بر این است که در این گفتار نظریات گوناگون مطروحه در باره تعزیه را مورد بررسی قرار دهیم تا از میان ابهامات و احتمالات تا حدودی واقعیت امر آشکار شود.

    دوران صفویه اینکه گفته شده است تعزیه در دوران صفویه (1501م=907ه.ق 880 ه.ش) تا (1722 م= 1125ه.ق.

    = 1101 ه.ش) به وجود آمده است با هیچ دلیل و مدرکی همراه نیست.

    نوشته‎های جهانگردان در این دوره صرفاً دلالت بر مشاهدات عینی آنان از عزاداری دسته جمعی، و حرکات دسته جمعی، سینه زنی، قمه زنی، زنجیرزنی، سنگ زنی، نوحه خوانی، مرثیه سرائی و احیاناً شبیه سازی و شبیه گردانی دارد و بس.

    احیاناً از حرکات گروهی و پوشیدن لباس‎های سبز و قرمز و سوارشدن بر اسب یا شتر یا کجاوه و حرکت دادن علم و کتل سخن نیز به میان آورده‎اند و تهاجمات دو گروه مخاصم به یکدیگر.

    البته گاه به اشتباه هر گونه عزاداری را تعزیه خوانی عنوان کرده‎اند که به یک تعبیر درست هم هست ولی نوشته‎های آنان، با تعبیر و تفسیری که ما از تعزیه داریم و این مفاهیمی که هنر نمایشی آنها را داراست تطبیق نمی‎کند و هیچ گونه نسخه خطی هم که تاریخ آن زمان را با خود داشته باشد در هیچ کجا تاکنون به دست نیامده و مشاهده نشده که حداقل معیار و ملاک کار و استدلال در این بحث باشد.

    شادروان دکتر محمد جعفر محجوب می‎نویسد: «برای اثبات این که تعزیه در دوره صفوی وجود داشته هیچ مدرک داریم.» این اظهار نظر از آن حیث جالب و حائز اهمیت است که ایشان قبلاً عقیده داشتند تعزیه احتمالاً در دوره صفوی پدید آمده است و در همین مقاله یاد‎آور شده‎اند که «با اینکه هیچ گاه در طول این سال‎های گذشته از تحقیق باز نایستاده‎ام نه قادر به کشف رد واضحی از تعزیه یا متن‎های متعلق به آن دوره شده‎ام و نه چیزی از آن شنیده‎ام.» پرویز ممنون با استناد به سفرنامه‎های «سالامون» انگلیسی و «وان کوگ» هلندی که در سال‎های 1734 تا 1736 م.

    مقارن 1147 ه.ق.

    تا 1149 و 1113 ه.ش.

    تا 1115 به ایران آمده‎اند و آن ایام منطبق با سه سال آخر حکومت صفویه است معتقدند که آنچه نامبردگان بر مبنای مشاهدات خود نوشته‎اند دلالت بر وجود تعزیه در آن زمان دارد.

    و حال آنکه گزارش‎های مزبور تنها می‎توانند دلالت بر شبیه‎سازی یا شبیه‎گردانی کنند.

    نه شبیه خوانی یا تعزیه خوانی و تشخیص تفاوت این دو برای یک سیاح خارجی آسان نیست و اگر نام از تعزیه بوده‎آند مرادشان صرفاً‌ مراسیم بوده که جنبه سوگواری داشته است و به علاوه آنچه را هم که نامبردگان نوشته‎اند حکایت از انجام مراسم سوگواری روی عرابه دارد و مشاهداتشان فاقد عنصر نمایشی مورد نظر ما را از حیث گفتگو و حرکت و انتقال حرکت به ذهن و خاطر تماشاگر است.

    و به علت فقدان دیالوگ به نحو حماسی شبیه‎گردانی هرگز نمی‎تواند تعزیه تلقی شود.

    ایشان یکی دیگر از دلائل وجود تعزیه در آن زمان را، وجود تعزیه در دوره زندیه می‎دانند و معتقدند که دوره شاه سلطان حسین بهترین دوره برای رشد و ایجاد تعزیه بوده است و حال آنکه در دوران شاه سلطان حسین آن قدر مصائب و گرفتاری‎ها و شورش‎ها و قحطی‎ها در داخل کشور زیاد بود که مجال تجلیل اینگونه پدیده‎ها که نیاز به محیط مساعد و حمایت حکومت دارد وجود نداشته.

    از آن گذشته بیان مخالفتی هم از آن زمان از ناحیه روحانیون بلند مرتبه زمان وجود ندارد و حال آنکه در دوره قاجاریه مخالفت‎ها گاه علناً و آشکارا بوده.

    استدلال دیگر آقای ممنون این است که چگونه تعزیه فقط در دوره زندیه توانسته شکل نمایشی به خود بگیرد و اصولاً در دوره مذور برای رشد و گسترش تعزیه مدت کافی نبوده است که باید گفت عزاداری وجود داشته ولی شرایط حاکم بر زمان در دوره کریمخان زند به خوبی می‎توانسته موجب بروز و شکفتن آن باشد و ایراد دیگری که دارند این است که تعزیه حضرت قاسم را به عنوان یک تعزیه کامل نمی‎شناسند و عقیده دارند باید تعزیه‎های اساسی به وجود آمده باشد تا این تعزیه که در دوره زندیه وجود داشته بتواند ایجاد شود، اتفاقاً قضیه بر عکس است.

    تعزیه حضرت قاسم به خاطر قدرت و غنای تراژیک آن و انسی و الفت حوادث عاطفی آن با مردم و ساده بودن ماجرا در عین غم‎انگیزی باید زودتر ایجاد شده باشد چنانکه شده است و اولین سیاحانی که تعزیه را به صورت نمایشی دیده‎اند بیشتر از مشاهده این تعزیه یاد کرده و گزارش داده‎اند و حال آنکه از سایر تعزیه‎های غنی و اصلی بعدها بالاخص در دوره قاجاریه نام برده شده است.

    «سفرنامه فدت آفاناس یویچ کاتف» که در سال‎های 24 و 1623 میلادی (مقارن 1033 و 1036 ه.ق.

    و 1002 و 1003 ه.ش.) یعنی دوره شاه عباس نوشته شده فقط گزارشی از سوگواری را دربردارد: «روزهای عزا از اول ماه قمری (محرم) شروع می‎شود و تا دهم ادامه می‎یابد.

  • فهرست دانلود مقاله تاریخ تعزیه در ایران

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.
     

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت