دانلود تحقیق تاثیر تحریم‏ هاى اقتصادى امریکا بر امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران

قیمت جدید: ۷,۰۰۰ تومان
۱۱,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود تحقیق تاثیر تحریم‏ هاى اقتصادى امریکا بر امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران

    مقدمه‏اى در بیان علل ظهور شرایط تنازعى در روابط ایران و امریکا از زمان پیروزى انقلاب اسلامى ایران در فوریه 1979، جنجال‏هاى متنوع وپردامنه‏اى در روابط ایران و امریکا شکل گرفته است.

    این جدال‏ها بر رویکردهاى‏متفاوت و حتى متضاد رهبران و مقامات عالیه دو کشور استوار مى‏باشد.

    نوع رفتار واتهامات متقابل ایران و امریکا به گونه‏اى نمایان گردیده که مبتنى بر رنجش عمیق سیاسى‏آنان مى‏باشد.

    چنین روندى از حوادث، بر توانمندى و مؤلفه‏هاى امنیت ملى جمهورى‏اسلامى ایران تاثیرات قابل توجهى برجاى گذاشته است.

    جدال‏هاى سیاسى یکى از اصلى‏ترین مؤلفه‏هاى کاهنده امنیت ملى محسوب‏مى‏گردند.

    این امر مى‏تواند در سطوح مختلفى ظاهر گردد.

    زمانى که کشورها با تهدیدات‏ساختارى و کارکردى رو به رو مى‏شوند، انگاره‏هاى امنیتى در ادراک رهبران و مقامات‏عالیه آنان تقویت مى‏شود; زیرا آنان براى مقابله با تهدیدات، نیازمند ابزارهاى متنوعى‏خواهند بود.

    تهیه و به کارگیرى این ابزارها طبعا با هزینه‏هاى فراگیرى براى کشورهاهمراه مى‏گردد.

    جدال‏هاى ایران و امریکا نیز با هزینه‏هاى متنوعى در حوزه منافع ملى ومزیت‏هاى ژئوپلتیکى همراه بوده است.

    در روند چالش‏هاى متقابل ایران و ایالات متحده، امریکایى‏ها از الگوهاى گوناگونى‏براى محدود کردن اهداف یاست‏خارجى جمهورى اسلامى ایران بهره گرفته‏اند.

    این‏امر بیان‏گر «استراتژى جنگ کم شدت Low Intensive War Strategy »علیه ایران‏مى‏باشد.

    این استراتژى از نمادهاى سیاسى، اقتصادى، نظامى، عملیات پنهان، جنگ تبلیغاتى وحقوقى برخوردار بوده است.

    البته گروه‏ها و جناح‏هاى مختلفى در روند برنامه ریزى‏استراتژیک امریکا نقش داشته‏اند.

    هر یک از این مجموعه‏ها بر اجراى رویکردهاى‏خاصى تاکید دارند.

    بنابراین، در میان نخبگان امریکایى، جلوه‏هایى از اختلاف نظر درارتباط با الگوهاى رفتارى آن کشور در برخورد با جمهورى اسلامى ایران به وجود آمده‏است.

    هر گروه بر استراتژى و رویکرد خاصى تاکید داشته‏است و آن را مؤثرترین راه‏براى تامین حداکثر منافع ملى امریکا تلقى مى‏کند.

    پیامد ظهور بحران در روابط خارجى کشورهاى جهان سوم بحران در روابط کشورها و واحدهاى سیاسى عمدتا در شرایطى شکل مى‏گیرد که‏تمام تلاش‏هاى دیپلماتیک و اقدامات مبتنى بر حسن نیت و اعتماد سازى به نتیجه مؤثر وسازنده‏اى نایل نگردیده باشند.

    به عبارت دیگر، در شرایط ظهور بحران، گام‏هایى که‏مبتنى بر «روش‏هاى صلح جویانه‏» است ; تحت الشعاع اقدامات و «روندهاى‏مخاطره‏آمیز» قرار مى‏گیرد.

    ظهور بحران، (Crisis) در روابط کشورها، بیان گر «اراده معطوف به ستیزش و منازعه Conflictual will »مى‏باشد.

    در چنین شرایطى، اهداف سیاسى و مطالبات کشورها بایکدیگر سازش ندارد.

    هر یک از رهبران کشورها، مطلوبیت هایى را براى خود قایل‏مى‏باشد که این امر منجر به ایجاد ذهنیتى مى‏شود که رهبران سیاسى کشورها اقدامات‏خود را توجیه نموده و تلاش سایر واحدها براى نیل به هماهنگى رفتارى را انکارمى‏کنند.

    زمانى که «بحران‏» در روابط کشورها ایجاد مى‏شود، «احساسات سیاسى‏»، جایگزین‏خرد سیاسى‏» مى‏شود.

    گروه‏هاى اجتماعى در چارچوب «اهداف سیاسى رهبران‏» بسیج‏گشته و شکل خاصى از «رویارویى confrontation »واحدهاى سیاسى ایجاد مى‏شود.

    در برخى از مواقع، کشورها در صددند تا «قدرت سیاسى‏» واحدى که با آن درگیرمنازعه شده‏اند را تحت الشعاع اراده خود قرار دهند.

    در مقاطعى دیگر، سطح منازعه‏تشدید گردیده و رهبران سیاسى کشور متخاصم در صدد بر مى‏آیند تا «اقتدار سیاسى Political Authority »و «مشروعیت legitimacy »کشور مورد مجادله را تحت تاثیر قراردهند.

    در این شرایط، تهدیدات فراگیرى براى «امنیت ملى National Security »و «ثبات‏سیاسى Political Stability »ایجاد مى‏شود.

    اقداماتى از جمله; عملیات پنهانى، مداخله نظامى، نمایش قدرت، کودتا، جنگ‏تبلیغاتى، تحریم، محدودیت تجارى و تکنولوژیک در شرایطى انجام مى‏گیرد که‏کشورها در صدد باشند تا ضریب امنیت ملى سایر واحدها را با محدودیت‏هایى رو به روسازند.

    اقدامات یاد شده به عنوان نمادى از چالشگرى‏هاى سیاسى، اقتصادى و نظامى‏محسوب مى‏شوند.

    قدرت‏هاى بزرگ great powers از جایگاه مؤثرترى براى اعمال محدودیت‏هاى‏امنیت ملى براى سایر کشورها برخوردارند; زیرا آنان سطح فراگیرى از ابزارهاى قدرت‏ملى را در اختیار دارند.

    از سوى دیگر، مشروعیت‏بین المللى آنان براى اعمال‏محدودیت، فراتر از اقدام محدود کشورهاى جهان سوم است.

    کشورهاى جهان سوم در دهه 1970 در صدد بر آمدند تا اقدامات جمعى مؤثرى رابراى مقابله با ایالات متحده امریکا و سایر کشورهاى صنعتى غرب اعمال نمایند.

    این امردر چارچوب تحریم نفتى 1973 نمایان گردید.

    در روند حادثه یاد شده، «جیمز شلزینگر»وزیر دفاع ایالات متحده امریکا تهدید نمود که: «اگر تحریم‏هاى انجام شده تداوم یابد و کشورهاى تولید کننده نفت نسبت‏به‏حساسیت‏هاى اقتصادى و تکنولوژیک کشورهاى صنعتى توجه نکنند; در آن شرایط،امریکا از تمامى ابزارهاى خود براى مقابله با تحریم نفتى استفاده خواهد کرد.

    این امر به‏منزله آن است که تداوم تحریم و انجام اقدامات غیر مسؤولانه جهان عرب، منجر به آن‏خواهد شد که ایالات متحده از ابزارهاى نظامى براى عادى شدن شرایط استفاده کند.

    دراین صورت، سربازان امریکایى چاه‏هاى نفت کشورهاى تحریم کننده را اشغال خواهندکرد.

    این مساله نشان مى‏دهد که هژمونى نظامى و توانمندى ابزارى قدرت‏هاى بزرگ، به‏گونه‏اى است که در اقدمات بین‏المللى خود نسبت‏به «جایگاه برابر» سایر کشورها،توجهى نشان نمى‏دهند.

    این امر به عنوان «مبناى آنارشى‏» در نظام بین الملل محسوب مى‏شود.

    کشورها على‏رغم این که داراى حاکمیت مستقل و «مشابهت کارکردى‏» در سیستم جهانى مى‏باشند;اما همین امر در دراز مدت منجر به شرایطى مى‏شود که روابط بین کشورها در «وضعیت‏آنارشى Anarchy Situation قرار گیرد.

    «کنت والتز» که از نئورئالیست‏هاى روابط بین الملل مى‏باشد، بر این امر تاکید دارد که‏در دنیاى معاصر و حوزه‏هاى گسترش یافته روابط بین الملل، هنوز جلوه هایى از«استعمار غربى‏» در روابط بین قدرت‏هاى بزرگ و کشورهاى کوچک وجود دارد.

    «والتز»، وضعیت آنارشى در حوزه کارکردى و رفتارى کشورها را به عنوان نمادى از«استعمار» و «شرایط سلسله مراتبى‏» در قدرت و عملکرد کشورهاى غربى مى‏داند، زیرا: «زمانى که قدرتمندترین واحدها قادر مى‏شوند تا سیستم، رهیافت‏هاى عملى‏و ارزش‏هاى خود را بر دیگران تحمیل نمایند، یا آنان را مجبور مى‏سازند تا درروندى غیر مستقیم از این واحدها تقلید نمایند، بیان گر آن است که «مشابهت‏هاى‏کارکردى‏» واحدهاى سیاسى براساس مدل امنیتى غرب شکل گرفته است.

    در این‏شرایط، نظامى ایجاد مى‏شود که فاقد برابرى در جلوه‏هاى قدرت ملى است.» شکل‏گیرى سیستمى که فاقد قدرت فائقه مرکزى مشروع و فراگیر باشد، زمینه‏ساختارى براى اعمال محدودیت واحدهاى توانمند بر واحدها در حال توسعه را فراهم‏مى‏کند.

    این مساله یکى از اصول و مبانى «رهیافت قدرت محور» در نظام بین الملل‏مى‏باشد.

    بر اساس چنین نگرشى کشورهاى در حال توسعه فاقد توانمندى لازم و مؤثر براى‏مقابله با کشورهاى قدرتمند مى‏باشند.

    بنابر این، ضریب امنیت ملى آن‏ها کاملا ضربه‏پذیربوده و در نهایت، زمینه مناسب و مساعد براى تثبیت الگوى رفتارى قرت‏هاى بزرگ رافراهم مى‏آورد.

    یکى از علل شکل‏گیرى چنین فرآیندى را باید اولویت‏بخشیدن کشورهاى جهان‏سوم به ابزارهاى نظامى دانست.

    آنان خرید ابزارهاى نظامى را به عنوان یکى ازمؤلفه‏هاى قدرت ملى مورد محاسبه قرار مى‏دهند.

    به این ترتیب جهان سوم طى سال‏هاى‏بعد از دهه 1960، به عنوان یکى از اصلى‏ترین مراجع و مراکز خرید ابزارهاى نظامى‏تبدیل گردیده است.

    مطالعاتى که «سیوارد Sivard »به انجام رسانده، نشان مى‏دهد که ضریب خرید نظامى‏کشورهاى جهان سوم، براى تامین امنیت ملى آن‏ها افزایش قابل توجهى پیدا کرده است.در سال 1960، این کشورها سالیانه چهار میلیارد دلار اسلحه خریدارى کرده‏اند.

    اماتحول در محیط بین المللى به گونه‏اى انجام پذیرفت که میزان خرید یاد شده براى سال‏1983، به 35 میلیارد دلار رسید.

    هم اکنون نیز کشور هاى جهان سوم سالیانه در حدود 42 میلیارد دلار خرید نظامى‏انجام مى‏دهند که بخش اعظم آن مربوط به واحدهاى صادر کننده نفت در خاورمیانه ‏است.

    در چنین شرایطى، خرید تسلیحات، ضربه پذیرى امنیتى و رویارویى واحدها راافزایش داده است; به گونه‏اى که نگرش بین المللى نسبت‏به این واحدها هر روز کاهش‏یافته و کشورهاى جهان سوم به عنوان مرکز خشونت‏هاى منطقه‏اى و بین المللى تلقى‏مى‏شود.

    با نگاهى گذرا به مواضع مقامات عالیه امریکا و سایر قدرت‏هاى صنعتى غرب‏مى‏توان ذهنیت منفى آنان نسبت‏به واحدهاى در حال رشد را مورد مطالعه قرار داد.

    آنان‏از یک سو به عنوان اصلى‏ترین فروشندگان تسلیحات به جهان سوم تلقى مى‏گردند و ازسوى دیگر، جهان سوم را به دلیل «نمایش توخالى قدرت‏» مورد نکوهش قرار مى‏دهند.

    هم اکنون نیز کشورهاى جهان سوم سالیانه در حدود 42 میلیارد دلار خرید نظامى‏انجام مى‏دهند که بخش اعظم آن مربوط به واحدهاى صادر کننده نفت در خاورمیانه‏است.

    روند تحریم‏هاى امریکا علیه جمهورى اسلامى ایران بسیارى از تحلیل‏گران مسایل خاورمیانه بر این اعتقادند که با ظهور انقلاب اسلامى‏ایران، مبانى رفتارى و فلسفى جدیدى شکل گرفت.

    این امر ریشه در سنت‏هاى جامعه‏ایران و اصول اسلام انقلابى دارد.

    شکل‏گیرى چنین شرایطى را باید به عنوان اولین گام در تعارضات منطقه‏اى و بین‏المللى تلقى نمود; زیرا اصول و مبانى انقلاب ایران که جلوه‏هاى عملى و اجرایى آن ازسال 1979 نمایان گردید، با فلسفه سیاسى غرب در تعارض مى‏باشد.

    این مساله منجر به‏«تصاعد تدریجى بحران‏» در روابط ایران و امریکا گردید.

    امریکایى‏ها براى مهار فلسفه سیاسى انقلاب ایران و همچنین گسترش تدریجى‏اصول لیبرالى غرب در ساختار سیاسى و الگوهاى رفتارى انقلاب ایران از الگوى تحریم‏استفاده کرده‏اند.

    این امر از ماه‏هاى اولیه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى آغازگردیده‏است.

    در این روند، سطح تحریم به گونه تصاعدى افزایش یافت.

    در برخى ازمقاطع زمانى، امریکایى‏ها از سایر ابزارهاى نظامى و سیاسى براى مقابله با جمهورى‏اسلامى ایران بهره گرفتند.

    در این روند و تا آخرین ماه‏هاى سال 2000، قواعد مربوط به‏تحریم، تداوم یافت.

    طبعا این امر، فشارهاى سیاسى و اقتصادى مؤثرى را بر جمهورى‏اسلامى ایران وارد آورده است.

    اصلى‏ترین مراحل و نمادهاى تحریم ایران توسط‏ایالات متحده امریکا به شرح ذیل است: الف: تحریم ناشى از اشغال سفارت امریکا سفارت ایالات متحده امریکا در نوامبر 1979 اشغال گردید.

    اشغال کنندگان رااعضاى انجمن اسلامى دانشگاه‏هاى ایران تشکیل مى‏دادند.

    به همین دلیل، آنان خود رادانشجویان پیرو خط امام تلقى مى‏کردند.

    این اقدام در مقابله با تصمیم دولت کارتر براى‏اعطاى ویزاى امریکا به شاه محسوب مى‏شد.

    هیجانات انقلابى در ایران و سابقه امریکا در روند اجراى کودتاى 28 مرداد 1332 راباید به عنوان اصلى‏ترین دلایل واکنش نخبگان و جامعه ایران در قبال رفتار امریکا تلقى‏نمود.

    از نظر دانشجویان پیرو خط امام، پذیرش شاه در امریکا، یادآور دخالت غرب(انگلستان و امریکا) در موضوعات و مسایل داخلى ایران مى‏باشد.

    بنابر این، هشیارى‏انقلابى ایجاب مى‏کرد که مقامات و دانشجویان اسلامى به مقابله مستقیم و پردامنه علیه‏منافع امریکا مبادرت نمایند.

    بى‏تردید اشغال سفارت امریکا را باید به عنوان مبناى جدیدى از روابط دو جانبه‏ایران و امریکا تلقى نمود.

    از این مقطع زمانى به بعد، امریکایى‏ها تلاش نمودند تا پتانسیل‏و توان اجرایى ایران براى تاثیر گذارى در سایر مناطق را کاهش دهند.

    به طور کلى، قدرت‏هاى بزرگ به ویژه ایالات متحده امریکا از توان و پتانسیل لازم ومؤثر براى «ایجاد تنش Tension Making »برخوردار هستند.

    بسیارى از پژوهش‏گران‏اعتقاد دارند که جنگ تحمیلى عراق علیه جمهورى اسلامى ایران، به عنوان واکنش پرشدت امریکایى‏ها براى کاهش توانمندى‏هاى ملى و منطقه‏اى ایران محسوب مى‏شود;چرا که اگر جمهورى اسلامى ایران با بحران‏هاى امنیت ملى روبه رو نمى‏شد، میزان‏فراگیرترى از ناامنى و تهدید را براى ایالات متحده امریکا ایجاد مى‏کرد.

    ایالات متحده امریکا در واکنش به گروگان‏گیرى اعضاى سفارت خود در تهران، وهمچنین در تلاش براى آزادى گروگان‏ها، تحریم‏هاى گسترده‏اى را در مقابل ایران آغازنمود.

    اصلى‏ترین نمادهاى تحریم در این مقطع زمانى عبارت بودند از: 1 - الف: ممنوعیت واردات نفت از ایران توسط شرکت‏هاى امریکایى; 2 - الف: ممنوعیت ارسال قطعات یدکى و ابزارهاى نظامى به جمهورى اسلامى‏ایران; 3 - الف: مسدود شدن تمامى دارایى‏هاى ایران در بانک‏هاى ایالات متحده.

  • فهرست دانلود تحقیق تاثیر تحریم‏ هاى اقتصادى امریکا بر امنیت ملى جمهورى اسلامى ایران

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.
     

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت