دانلود مقاله مفهوم کلی فضا و مکان

  • Code: # 7720

  • تعداد صفحات: 147
  • فرمت فایل: Word
  • سال: مشخص نشده
  • مقطع: مشخص نشده
  • دسته بندی: فیزیک - نجوم
قیمت جدید: ۲۵,۰۰۰ تومان
۳۰,۰۰۰ تومان
دانلود
  • خلاصه
  • فهرست
  • خلاصه دانلود مقاله مفهوم کلی فضا و مکان

    مفهوم فضا « وابستگی انسان به فضا دارای ریشه های عمیق می باشد .

    این وابستگی از نیاز به درک روابط اجتماعی انسان جهت ثبت مفهوم و حاکمیت بر دنیای حوادث و رویدادها سرچشمه می گیرد .

    » [1] انسان خود را با محیط وفق می دهد .

    « بسیاری از حرکات [2] بشر واگر است بدین معنی که اشیاء مورد ارتباط مطابق با چنین روابطی به دوره نزدیک ، بیرونی ، اندورنی ، مفرد ، جمع و پیوسته و گسسته تقسیم گردیده اند .

    لذا فضا وجه خاصی از ایجاد ارتباط نمی باشد بلکه گونه ای است از هر ایجاد ارتباطی .

    [3] بنابراین فضا فقط یک جنبه از ارتباط کلی می باشد .

    « برای اینکه انسان بتواند تصورات خود را از قوه به فعل درآورد لازمست که روابط واگرا را درک نموده و ‌آنها را در قالب یک مفهوم فضایی هم آهنگ نماید .

    برادشتهای جدا شونده انسانهای اولیه ، روابطی واقعی هستند که بر اشیاء و نقاط دلالت داشته و به همین دلیل دارای رنگ عاطفی شدیدی می باشند .

    ( با این وجود فلاسفه یونانی فضا را شیئی بازتاب خوانده اند .

    [4] سیر تاریخی مفهوم فضا جهت آشنایی بیشتر با مفهوم کلی فضا سیر کلی را در تاریخ انجام می دهیم که به دلیل گسترده بودن موضوع وارد جزئیات بحث نخواهیم شد .

    « هر چند مصری ها و هندی ها نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند ، اما در این اعتقاد اشتراک داشتند که هیچ خط مشخصی بین فضای درونی تصور و یا واقعیت ذهنی ، یا فضای برونی واقعیت عینی وجود ندارد .

    در واقع فضای درونی و ذهنی رؤیا ، اساطیر و افسانه ها با دنیای واقعی روزمره ترکیب شده بود .

    به همین ترتیب زمان به صورت یک توالی پی در پی که با سرعت ثابت جریان داشت محسوب نمی شد بلکه بین واقعیت و اسطوره در حرکت بود .

    جهان عینی و خارجی ای در بینش اساطیری آنگاه روشن می شود که نسبتی تشبیهی با جسم انسان پیدا کند و چون از سوی دیگر در اغلب اساطیر اعضای انسان با اجزای جهان منطبق است از این رو عالم نوعی وحدت « ارگانیک » می یابد .

    آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می کند جنبه « ساختی » و نظام یافته فضاست ولی این فضای نظام یافته مربوط به صورت نوعی اساطیری است که برخاسته تخیل آفریننده اند .

    مشخصه تفکر یونانیان در مورد فضا را می توان در تفکرات اقلیدسی یا هندسه اقلیدسی مشاهده نموده .

    البته پیش از اقلیدس ، مصری ها ، بابلیها و هندوها با هندسه آشنایی داشتند اما اقلیدس بود که کلیه این قضایا را جمع آوری کرد و پایه گذار علمی جدید شد .

    هندسه یک سیستم و نظام کاملی مبتنی بر انتزاع ذهنی بود .

    فضای اقلیدسی فضایی یکسان و همگن و پیوسته بود که در آن هیچ چاله ، برآمدگی یا انحنایی وجود نداشت .

    فضای اقلیدسی فضایی قابل اندازه گیری بود ….

    در محیط مذهبی و دینی دوران مسیحیت ، فضا تکه تکه شد و همگنی خود را از دست داد و دیگر قابل اندازه گیری نبود .

    فضا جهت دار شد .

    بهشت در اوج و جهنم در نازلترین سطح بود ، اما هیچ کدام با فضای واقعی و روزمره در ارتباط نبود .

    میرچا الیاده می نویسید : « برای فرد مذهبی فضا همگن نیست و او در نقاط قطع و شکستی می بیند .

    » این تصور بخشهای منفرد و مجزای فضا منجر به تکه تکه شدن بیشتر مفهوم فضا شد .

    دکارت در حد فاصل بین دوران شکوفایی کلیسا از یک سو و اعتلای فلسفه اروپا از سوی دیگر به طور سیستماتیک هر یک از عقایدش را مورد شک و تردید قرار داد .

    روش دکارتی به همه سطوح قدر و منزلتی واحد می دهد و اشکال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی ( پیوسته و سه بعدی ) پدیدار می شوند .

    تا پیش از این فضا تنها اهمیتی کیفی داشت و مکان جسم به کمک عدد بیان نمی شد .

    لایب نیتز نیز معتقد بود که فضا صرفاً سیستمی از روابط است .

    یکی از بهترین نکات تئوری مونادهای لایب نیتر دو نوع فضایی است که مطرح می کند : یکی ذهنی در ادراک هر موناد و دیگری عینی که شامل تجمع نقاط دید مونادهای متنوع است.

    [5] نیوتن معتقد به مطلق بودن فضا و زمان داد دکانت فضا را اقلیدسی که تنها سه بعد داشت می دانستد .

    از نظر کانت فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی در ذهن انسان بودند .

    در دیدگاه نسبیت « اشیاء حقیقتاً به دلیل یک تغییر شکل پلاستیک در فضایی که در آن قرار دارند ، تغییر شکل می دهند .

    اقلیدس می گفت که فضا همگن و ثابت است ، نیوتن فضا را مطلق می دید اما فضای انشتین خصوصیات ژله ای داشت که بسته به سرعت بیننده خود را به اشکال مختلف نشان می داد .

    » [6] « به هرحال مفاهیم فیزیکی و ریاضی از فضا تنها قسمت کوچکی از نیاز اساسی بشر را در مورد ایجاد ارتباط برآورده می کند .

    با تعیین کیفیت کل رویداد از گذشته دنیای قابل شناختی از روابط تنهایی و مطلق نتیجه گرفته شده است که با زندگی روزمره نسبت مستقیم و مختصری دارد .

    اگر چه بقایای پراکنده درک و بینش ، بطور غریزی در بشر محفوط مانده است ، بهمان ترتیب نیز جنبه های معین و محقق از موجودیت او از قبیل علاقه ها و روابط عاطفی محیط انسانی ، کاهش یافته اند .

    از این نظر باید سعی شود تا به مفاهیم فضا ( که به آنها اشاره شد ) بوسیله جنبه های عاطفی ، حرکات و اخلاق ، فزونی بخشیم .

    حدود یک قرن پیش به این طرف فضای انسانی ، مورد مطالعه روانشناسان بوده است .

    صرف نظر از مسئله تجربه بشر از محیط خودش ، این امر به اثبات رسیده است که درک فضا هر جا با تغییراتی در آمیخته تبدیل به روند پیچیده ای گشته .

    [7] « در فرهنگ معین » فضا این طور معنا شده است : 1 مکان [8] وسیع ، زمین فراخ ، مساحت .

    2 ( جغ ) مکانی که کره زمین در منظومه شمسی اشغال می کند .

    المنجد این واژه را چنین معنا کرده است : « ما اتسع من الارض ، الساحه / یقال « مکان فضا » ای واسع ، « یعنی « زمینی که گسترده باشد .

    مساحت / وقتی می گویند « مکانی فضا است » یعنی وسیع است .

    » [9] هایدگر می نویسد « Run , Raum ، یعنی جای خالی و آزاد شده ای برای اسکان و اقامت کردن .

    فضا امری است که برای آن جایی باز شده باشد یعنی حد و مرزی داشته باشد ، به زبان یونانی آن را پرس [ mepas ] می گویند .

    حد و مرز آن نیست که فراسوی آن چیزی ، دیگر آن نباشد که هست ، بلکه همانطور که بصیرت یونانیان نشان می دهد ، حد و مرز ، مبدأ وجود و ماهیت هر چیز است .

    به همین دلیل مفهوم آن عبارت است از افق ( هرسیموس ) یعنی حد و مرز .

    فضا بنا بر ماهیتش آن چیزی است که برایش جایی باز شده آن امری است که در حدود و شعورش رها شده باشد .

    امر جا یافته همیشه مستقر است و در نتیجه متصل است یعنی امری است که به اعتبار مکان گرد هم آمده است .

    » [10] انواع فضا از نظر کریستین نوربرگ شولتز پنج مفهوم تمایز فضا می توان فرض کرد .

    1 فضای پراگماتیک رفتار فیزیکی : « بشر را با محیط طبیعی ارگانیک وار در می آمیزد .

    » [11] 2 فضای ادراک آنی : « اساس شناخت و هویت بشر در این فضا » بصورت یک تجرد می باشد .

    3 فضای هستی که بوجود آوردنده تصور دائمی بشر از محیطش می باشد : 4 فضای قابل شناخت دنیای فیزیکی : مفهوم این فضا اینست که انسان قادر به تفکر درباره فضاست .

    » 5 فضای مطلق روابط منطقی و محضی : که وسیله ای است برای توصیف فضاهای دیگر .

    « این مراتب نمایشگر یک تجربه در حال رشد از عالم پراگماتیک در حد پائین به سوی فضای منطقی در حد بالا بوده که همانا افزایش موضوع ، آگاهی می باشد ….

    از روزگار قدیم اقوام بشر درباره فضا ، تنها منحصر به شناخت آن نبوده ، بلکه او فضا را درک نموده در فضا متولد شد و درباره آن تفکر نموده است .

    ولی باز هم برای بیان انجام دنیای خود به صورت تصوری واقعی از جهان دست به آفرینش و ایجاد فضا نموده و این ابداع را توصیف یا فضای هنری نامیده که از نظر درجه بندی در حد بالای فضای قابل شناخت قرار می گیرد .

    [12] ما در بحث خود از مفهوم فضای هستی و فضای معماری مراجعه می نماییم و منظورمان از فضا و بحث راجع به آن این دو فضا می باشد .

    « فضا مرکزی دارد که عبارتست از ذی شعور و به این خاطر از جهات مسیرها که با حرکات قد و قامت انسان تغییر می یابند ، دارای سیستمی است عالی که محدود ولی هیچ گاه ساکن نمی باشد ….

    ذکر این نکته که انسان غالباً مرکز فضای معماری بوده و مسیرها و جهت های آن با حرکات بدن وی ( قد و قامت انسان ) تغییر می یابند ، صحیح به نظر نمی رسد .

    بلکه قدر مسلم این است که معماری بالنفسه به ذات خود ، و جدا از توهمات و دارای مراکز و جهات مخصوص به خود می باشد .

    » [13] البته ما تحقیق بیشتر درباره فضای معماری بستگی به درک فضای وجود هستی خواهد داشت .

    پیاژه بیان می کند که « فضا یکی از بافتهایی است که دلالت بر هستی و وضعیت عالم ما دارد نظر هایدگر : شما نمی توانید بشر را از یکدیگر مجزا تلقی نمائید .

    فضا نه شیئی ظاهری و نه یک دریافت ذاتی و درونی می باشد .

    » [14] و هستی آنها از مکانهای آنها سرچشمه می گیرد .

    که در مفهوم مکان سکونت نهفته است .

    « ما فقط زمانیکه قادر به سکونت شدیم ، می توانیم بسازیم ، سکونت خصوصیت اصلی و اساسی موجودیت و هستی می باشد و فضای است و در بشر پیشرفته بایستی در کلیت و تمامیت آن که به رویدادهای مهم تجربه شده در آن شامل می گردد در نظر آید .

    برای اینکه کیفیت ویژه این فضا ، ترتیب و تنظیم آن نمایشگر مبین موضوعی است که آن را آزموده و در آن سکنی می گزیند .

    » [15] البته برای درک بیشر این دو فضا در فصل بعد به ارائه عوامل آن ها می پردازیم که در روشنایی مطلب تأثیر بسزایی را دارا می باشد .

    » و هستی آنها از مکانهای آنها سرچشمه می گیرد .

    » البته برای درک بیشر این دو فضا در فصل بعد به ارائه عوامل آن ها می پردازیم که در روشنایی مطلب تأثیر بسزایی را دارا می باشد .

    انواعی از این دو فضا را در ذیل بیان می کنیم .

    فضای روز و شب اگر در نگرش فضا ، عامل زمان را نیز در نظر بگیریم می بینیم که وجه اختلاف جدیدی بوجود می آید .

    در تجربه فضا بولنف اختلافی بین روز و فضای شب قائل است : «فضای روز برای ادراک تقدم دارد .

    تصور معمولی ما از فضا ، از فضای روز حاصل شده است .

    برای شناخت فضای شب به ناچار ما از این تصور استفاده می کنیم تا بتوانیم فضای شب را درک کنیم ….

    فضای روز پر از نور است و فضای شب غرق در تاریکی .

    فضای عمومی و خصوصی فضای پاول باورت معتقد است که یک روابطه نسبی بین شدت رابطه مقابل میان فضای عمومی و خصوصی از یک سو و شخصیت شهری یک مسکن از سوی دیگر وجود دارد .

    هر چه این ارتباط عمیقر باشد محیط ، شهری تر می باشد .

    انسان میان عرصه های عمومی و خصوصی در رفت و آمد است ، عرصه خصوصی ، فضای تنگ منزل و مسکن است و عرصه عمومی در پیرامون آن متمرکز است .

    خانه مسکونی به عنوان فضای خصوصی ، مرجع اصلی انسان است ، مرکزی است که شخصاً تجربه شده و جایی است که انسان از آنجا حرکت خویش را آغاز می کند و باز به آن بر می گردد .

    سکونت تنها به معنای گذراندن وقت در یک محل نیست بلکه خود را در خانه خویش احساس کردن است .

    گرچه امروزه این مطلب به دلیل تغییر مسکن های مداوم چنانکه باید واضع و مبرهن به نظر نرسد .

    « خانه » که انسان در آن متولد می شد ، رشد می کرد و

  • فهرست دانلود مقاله مفهوم کلی فضا و مکان

    فهرست:

    ندارد.


    منبع:

    ندارد.

  • ثبت سفارش
    عنوان محصول
    قیمت